فرهنگ ایرانی در آینه
فرهنگ سیاسی ایران به دلایل مختلف فرهنگ تابعیت در مقابل فرهنگ مشارکت بوده است و مجاری جامعه پذیری و فرهنگ پذیری روی هم رفته این گونه فرهنگ را تقویت می کرده اند.
بر اساس فرهنگ تابعیت سنتی در ایران حاکم موجودی برتر و قهرمان گونه و بی همتاست و به نحوی قداست داردهرچند کاملا مطلقه تصور نمیشود و بنابراین نمیتواند خودکامه باشد .اما این بدان معنا نیست که مردم حق حکومت پیدا می کنند.
در فرهنگ تابعیت مردم انتظار دارند که حکومت همه کارها را انجام دهد با این حال نسبت به حکام سیاسی و وعده وعیدآنها احساس بی اعتمادی وجود دارد. در فرهنگ سیاسی تابعیت فرد می کوشد تا به هر نحو که شده رضایت حاکم را به دست آورد و از این رو فضای فرصت طلبی و چاپلوسی گسترش می یابد
طبعا در این فرهنگ اعتراض بر ضد حکومت نیز صورت می گیرد. این اعتراض اغلب دو شکل دارد: یکی اعتراض از موضع اخلاقی بر ضد فرصت طلبی و قدرت پرستی که نمونه آن را در اعتراضات صوفیانه می توان مشاهده کرد.دوم اعتراض ناگهانی و عصبی همانند اعتراض فرزند بردبار نسبت به پدر خودکامه که ناگهان صورت می گیرد و بزودی دوباره جای خود را به اطاعت و تابعیت محض می دهد.
بر اساس یک پژوهش انجام شده نشان داده شده است که ایرانیان معتقدند که آدمیان طبعا شرور و قدرت طلبند همه چیز در حال دگرگونی و غیرقابل اعتماد است آدم باید نسبت به اطرافیانش بدبین و بی اعتماد باشد حکومت دشمن مردم است و ....
برداشتی از موانع توسعه سیاسی در ایران – دکتر حسین بشریه
بر اساس فرهنگ تابعیت سنتی در ایران حاکم موجودی برتر و قهرمان گونه و بی همتاست و به نحوی قداست داردهرچند کاملا مطلقه تصور نمیشود و بنابراین نمیتواند خودکامه باشد .اما این بدان معنا نیست که مردم حق حکومت پیدا می کنند.
در فرهنگ تابعیت مردم انتظار دارند که حکومت همه کارها را انجام دهد با این حال نسبت به حکام سیاسی و وعده وعیدآنها احساس بی اعتمادی وجود دارد. در فرهنگ سیاسی تابعیت فرد می کوشد تا به هر نحو که شده رضایت حاکم را به دست آورد و از این رو فضای فرصت طلبی و چاپلوسی گسترش می یابد
طبعا در این فرهنگ اعتراض بر ضد حکومت نیز صورت می گیرد. این اعتراض اغلب دو شکل دارد: یکی اعتراض از موضع اخلاقی بر ضد فرصت طلبی و قدرت پرستی که نمونه آن را در اعتراضات صوفیانه می توان مشاهده کرد.دوم اعتراض ناگهانی و عصبی همانند اعتراض فرزند بردبار نسبت به پدر خودکامه که ناگهان صورت می گیرد و بزودی دوباره جای خود را به اطاعت و تابعیت محض می دهد.
بر اساس یک پژوهش انجام شده نشان داده شده است که ایرانیان معتقدند که آدمیان طبعا شرور و قدرت طلبند همه چیز در حال دگرگونی و غیرقابل اعتماد است آدم باید نسبت به اطرافیانش بدبین و بی اعتماد باشد حکومت دشمن مردم است و ....
برداشتی از موانع توسعه سیاسی در ایران – دکتر حسین بشریه


0 Comments:
Post a Comment
<< Home