Friday, September 30, 2005

کلام شیعی در آینه خاتمیت

من نيک مي‌دانم که ختم نبوت، مفهوم فاخر و فربهي است که کلام شيعي به دليل موانع دروني، تاکنون به درستي و انصاف با آن روبرو نشده است و حق آن را چنانکه بايد نگزارده است و بر حسنات و برکات آن آگاهي نيافته و گواهي نداده است و آن قدر در تحليل و توجيه (ناکام) غيبت، تکلّف و تفلسف ورزيده است که از تبيين کامياب و کمياب خاتميت فرومانده است، و "سنگ خاتميت به سينه زدن" را گويي سيّئه‌يي مي‌داند که بايد از آن استغفار کرد.
خدا شريعتي را رحمت کند. وي نيک دريافته بود که کثيري از مسلمانان تنها چيزي‌که از توحيد مي‌فهمند اين است که خدا يکي است و دو نيست. مو و ابرو را مي‌بينند و اشارت‌هاي ابرو و هزار نکته باريک تر از مو را نمي‌بينند.
منبع : دکتر سروش - رویداد

شایسته سالاری اطلاعاتی

وزير كشور ادامه داد: اين انتقاد را كاملا بي‌جا مي‌دانم و چه اشكالي دارد كه مسوولان اطلاعاتي بيايند و در مناصب مختلف قرار گيرند. مملكت شايسته‌سالاري است. ما هنوز داريم در تفكرات قديمي زندگي و فكر مي‌كنيم كسي كه مثلا نظامي بوده و يا اطلاعاتي است حق مديريت و حيات در كشور ندارد و اين حرف‌ها را آقايان مي‌زنند و ما مي‌شنويم.
منبع :رویداد

Sunday, September 25, 2005

سفره خالی مردم

در كشور ما، بخت و اقبال سياستمداران، همچون بخت و اقبال مردم با بازار نفت گره خورده است.
نكته اساسى آن است كه اضافه درآمدهاى نفت، براى آنكه بتواند بر سر سفره ها بيايد، بايد تبديل به «ريال» بشود. اين كار مى تواند از طريق فروش ارز حاصل از صادرات نفت خام به بانك مركزى و افزايش ذخاير آن و يا از طريق فروش ارز به واردكنندگان صورت بگيرد.اگر اضافه درآمد ارز به افزايش دارايى خارجى بانك مركزى منجر شود، افزايش نقدينگى و به دنبال آن تورم بيشتر منتج خواهد شد.
راه ديگر تبديل اضافه درآمد ارز حاصل از صادرات نفت به ريال، فروش آن به واردكنندگان است. واردات كالاهاى مختلف، در مقياسى گسترده، اضافه بر آنچه كه در حال حاضر از طرق گوناگون انجام مى شود، تهديدى جدى براى صنعت كم رمق كشور محسوب مى شود. به ويژه آنكه تزريق اضافه درآمد ارز به اقتصاد، فشارى بر نرخ ارز در جهت كاهش ايجاد خواهد كرد كه خود منجر به كاهش توليدات داخلى در مقابل واردات خواهد شد. دامن زدن به واردات، تشديد روند تعطيلى واحدهاى توليدى را به دنبال خواهد داشت كه حاصل آن بيكارى شاغلين موجود و اضافه شدن آنان به خيل جوانان بيكار خواهد بود.
مجموعه موارد فوق بيانگر آن است كه توسعه مخارج نفت مازاد بر حدود ۳۰ ميليارد دلار، در درون چهار ضلعى دولت، نفت، بانك مركزى و واردات، گلوله آتشى است كه به هر جا بيفتد ويرانى به بار خواهد آورد.
سناريوى ذكر شده حداقل يك بار ديگر نيز به طور كامل در كشور اجرا شده و نتايجى دقيقاً مشابه آنچه كه ذكر شد را به بار آورده است. مرورى بر عملكرد اقتصاد ايران نشان دهنده آن است كه طى سال هاى ۱۳۳۸ تا ۱۳۵۲ يعنى درست قبل از افزايش شديد قيمت نفت، طى دوره اى در حدود ۱۴ سال، متوسط رشد اقتصادى سالانه دو رقمى و تورم يك رقمى بوده است. اما پس از آن، در فاصله سال هاى ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷ يعنى در دوران رونق بازار نفت، رشد اقتصادى يك رقمى و تورم دو رقمى شد و توزيع درآمد به نابرابرترين وضعيت تاريخى خود رسيد. مسلماً نقش نارضايتى هاى گسترده مردم در نتيجه بروز تحولات ذكر شده را نمى توان در بروز پديده انقلاب اسلامى سال هاى ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ ناديده گرفت.
منبع : مسعود نیلی - امروز

انرژی اتمی در آینه گویا

در اینجا روی سخن با هموطنانی میباشد که تحت تأثیر احساسات ِناسیونالیستی و تبلیغات دروغین رژیم، مبنی بر دست یابی به فّن آوری هسته ای، جهت تأمین انرژی لازم پس از به اتمام رسیدن منابع طبیعی کشور، قرار گرفته اند و آب به آسیاب رژیم می ریزند.
نگریستن ِ به شرایط و موقعیت ِ سیاسی منطقه، با گذاردن عینک جمهوری اسلامی بر چشم، جای تعّللی در تهیه و دستیابی به سلاحهای هسته ای باقی نمیگذارد. واین امری است ضروری و اجتنب ناپذیر برای رژیم.بحران اتمی کره شمالی این درس را آموخته است که با در اختیار داشتن سلاح اتمی، میتوان از موضعی برتر با این چالش ها و تهدیدها برخورد کرد.اگر چه سنگ بزرگ نشانه نزدن است، ولی در بسیاری از موارد در دست داشتن آن، موجب وحشت دیگران میگردد. حال اگر این سنگ در دست فردی نیمه دیوانه و نا متعادل قرار گیرد، هیچ اتفاقی قابل پیش بینی نخواهد بود.اگر این ادعای جمهوری اسلامی را که فقط جهت رفع نیازهای انرژی کشور، پس از خاتمه منابع نفت و گاز، در صدد دستیابی به انرژی هسته ایست بپذیریم، بایستی بیشتر کشورهای جهان که ازاین منابع طبیعی بهره ای نبرده اند، سالها پیش اقدام به دست یابی به انرژی هسته ای میکردند!!بیش از دو سوم وسعت پهناور کشورمان از مناطق گرمسیر کویری و آفتاب خیز تشکیل شده است. چرا از انرژی خورشیدی که هزینه ای بمراتب کمتر داشته و مشکلات و خطرات آلوده گی، نشت مواد رادیواکتیو و زباله های اتمی نیز بدنبال ندارد، استفاده نمی گردد؟
منبع :  http://mag.gooya.com/politics/archives/036275.php

Monday, September 19, 2005

بازآموزی اساتید راهکار جدید اسلامی کردن دانشگاهها

آيت الله مصباح يزدى در ديدار وزير بهداشت دولت احمدى نژاد ازعملكرد شوراى عالى انقلاب فرهنگى دراسلامى كردن دانشگاهها انتقاد كرد. وى با اشاره به تأكيدات امام خمينى (ره) و مطالبات رهبر معظم انقلاب در خصوص اسلامى شدن دانشگاه ها، تصريح كرد: نتايج چند سال تلاشى كه با تأكيدات صريح رهبرى و مخاطب قرار گرفتن برخى از وزرا و تعيين نماينده براى شوراى عالى انقلاب فرهنگى صورت گرفت در طول اين مدت كارى، جز چند صفحه كاغذ، محصولى در بر نداشت. رييس موسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى (ره) تصريح كرد: در جلسه اى كه به رياست وزير وقت علوم، تحقيقات و فناورى تشكيل شده بود، بنده پيشنهاد دادم كه اساتيد مورد بازآموزى قرار گيرند و دوره هايى پيش بينى شود.

تکنولوژی هسته ای و صادرات غیر نفتی

بالاخره کسی فهمید که ما داریم تکنولوژی را تجربه می کنیم یا داریم و می توانیم به دنیا صادر کنیم . حتی بعضی اوقات با 30% زیر قیمت احتمالا به دلیل حجم اقتصادی تولید.
“محمود احمدى نژاد رئيس جمهور ايران كه براى شركت در شصتمين مجمع عمومى سازمان ملل متحد به نيويورك رفته پنج شنبه پس از ديدار با مقامات تركيه گفت كه ايران آماده است دانش هسته اى خود را به كشورهاى اسلامى صادر كند.”

تهران در آینه مدیریت جدید کشوری

فکر میکنید با مشخصات احتمالی شهر تهران بعد از دوره مدیریت جدید کشوری و شهری که در سخنان وزیر کشور طرح شده است تهران چگونه است؟ شهروندان آن چگونه اند؟
آیا شهری که همه مناسبات آن خوب است ویژگی شهری شایسته منتظران مهدی است یا اشتباهی در جملات وجود  دارد؟

  1. شهري با فرهنگ و رفتار مذهبي

  2. شهري شايسته منتظران مهدي

  3. هم مشكلات خود و هم مشكلات پيرامون را حل كند.

  4. شهر مركز نظام اسلامي

  5. چرخش مالي و درآمدزايي و هزينه‌‏كردن بر اساس نظم و نسق خاص

  6. الهام دهنده جايگاه بلند انساني

  7. انسانيت در اين شهر در بالاترين جايگاه

  8. مناسبات انساني دارای سالم‌‏ترين و مناسب‌‏ترين جايگاه

  9. شهروندان تهراني  احساس می كنند كه به عنوان انسان به آنان نگاه مي‌‏شود

  10. تنها در يك بعد و به صورت يك جانبه به آنان توجه نمیشود.

  11. فرزند دلاور اين سرزمين و مديري با تجارب خوب و ارزنده شهردار آن است

Friday, September 16, 2005

مدل سیستمی گذر به دموکراسی در ایران

مدل سیستمی گذر به دموکراسی در ایران

دکتر بشیریه در مجموعه منتشر شده از ایشان تحت عنوان گذر به دموکراسی مباحث نظری مرتبط را طرح و با شیوایی قابل تقدیر به توصیف آن پرداخته اند. بر اساس مبانی نظری طرح شده زمینه های بحران و فروپاشی رژیمهای غیر دموکراتیک را می توان به طور کلی به دو دسته اصلی بخش کرد.
زمینه ها و بحرانهای مربوط به دولت و ساختار قدرت دولتی
زمینه ها و بحرانهای مربوط به جامعه و نظام اجتماعی

با این نگاه بحرانها در سطح سیاسی و ساختار قدرت دولتی را که عامل فروپاشی نظامهای غیر دموکراتیک هستند ،می توان به موارد زیر طبقه بندی نمود.
بحران سلطه و استیلا
بحران مشروعیت یا بحران ایدئولوژی
بحران کارآمدی
بحران در همبستگی طبقه حاکمه یا نخبگان سیاسی

و بعلاوه بحرانها در سطح اجتماعی را که زمینه اجتماعی فروپاشی رژیمهای غیر دموکراتیک را فراهم می آورند ،می توان به شرح زیر طبقه بندی نمود.
میزان نارضایتی توده ای
سازماندهی به نارضایتی
ماهیت اجتماعی و رهبری جنبش مقاومت
ایدئولوژی مقاومت و مخالفت

نتایج ارائه شده در خصوص ایران و تطبیق آن با مدل عمومی طرح شده نیز به شرح زیر ارائه شده است.
"به نظر می رسد که ساختار قدرت سیاسی با توجه به مبانی حقوق و اجتماعی نظام مستعد ایجاد سه شکل رژیم است.یکی پوپولیسم , دوم شبه دموکراسی و سوم رژیم با انحصار قدرت سیاسی از یکسو و ظهور جامعه توده ای منفعل و یا بسیج ناپذیر از سوی دیگر است .به عبارتی دیگر با توجه به نوسان ساختار قدرت سیاسی میان سه شکل رژیم نامبرده می توان از امتناع ساختاری گذار به دموکراسی در آن سخن گفت."

اما نکته اصلی قابل نقد در این تحقیق نتیجه گیری و تحلیل و توصیف وضعیت کنونی ایران نیست بلکه در ارائه مدلی است که راهکارهای ممکن گذر را طرح نماید.

به منظور طرح مدل مفهومی و در یک تصویر کلی تحقق دموکراسی را از دو زاویه میتوان نگاه کرد .
1. نگاه حاکمیت به جامعه یا پذیرش حاکمیت اجتماعی و به عبارتی دموکراسی دولت مدار
2. نگاه جامعه به حاکمیت یا پذیرش اجتماعی حاکمیت و به عبارتی دموکراسی ساختاری

ماتریس دو بعدی جامعه – حاکمیت و ارزیابی جایگاهی این دو عامل کلان اجتماعی در شکل (1) تصویر شده است.
شکل 1

ارزیابی جوامع بر اساس این مدل بیانگر چهار وضعیت حکومتی است که هر یک تبیین کننده ویژگیهای رفتاری خاص در نظام حکومتی و جامعه دارد که از پذیرش همه جانبه حاکمیت از جامعه و جامعه از حاکمیت در منطقه "د" تا پذیرش نسبی حاکمیت از حضور اجتماعی و عدم پذیرش نسبی حاکمیت توسط جامعه در منطقه "ب" در نوسان است. نکته کلیدی در این مدل که با یک دایره تبیین شده است عدم امکان وجود نقاط گوشه ای در یک الگوی ساده ماتریسی است. این مطلب را در منطقه "ب" بدین صورت قابل تعبیر است که جامعه ای با حذف حاکمیت اجتماعی همزمان پذیرش منفی تمام عیار را بوجود نخواهد آورد زیرا عدم توسعه سیاسی و کنترل در چنین جامعه ای امکان بروز جنبشهای اجتماعی و توسعه آگاهیهای سیاسی را فراهم نکرده و جامعه بر حسب توسعه اجتماعی گذشته خود یا به پذیرش نسبی حاکمیت در منطقه "الف" و یا به عدم پذیرش نسبی حاکمیت در منطقه "ب" خواهد رسید. به عنوان مثال کشورهای کوبا و کره شمالی و چین را میتوان در منطقه الف ارزیابی نمود در حالیکه کشورهای اروپای شرقی را که این اواخر توام با جنبش های اجتماعی بوده اند در منطقه "ب " قابل تفسیر هستند.
تحلیل عوامل موثر بر قرار گرفتن یک جامعه در هر یک از مناطق سیاسی- اجتماعی بر اساس عوامل شناسایی شده توسط دکتر بشیریه در شکل (2) تصویر شده است.
شکل 2
بررسی عوامل تشریحی در منطقه الف و ب حاکی از وجود چالشهای اجتماعی و به تعبیر دکتر بشیریه بحرانهای مختلفی است که امکان گذر از آن وضعیت را فراهم میکند.آما بنظر میرسد که آنچه از گروه بندی عوامل بر می آید بیشتر تبیین سیستم حکومتی است و نه تبیین گذر از وضعیت موجود به وضعیت نوین . شکل (3) نظام ساختاری در هر یک از حوزه ها را به تصویر می کشد که تفسیر اجتماعی در هر حوزه را ساده تر ساخته و روابط حاکمیت – جامعه را در یک بازه ارتباط متقابل تبیین می کند.
شکل 3

تشریح مدل در خصوص تحولات اجتماعی بعد از انقلاب ، قابلیت مدل را برای تفسیر روندها مطابق شکل 4 نشان میدهد. به عبارت دیگر مدل ارگانیک ارائه شده جهت گیریهای اجتماعی نخبگان و توسعه های مورد نیاز در بخش اقتصادی را در یک مدل دینامیکی در زمان ارائه میکند. همانطور که ملاحظه میشود با انقلاب اسلامی و تشکیل دولت انقلاب پذیرش اجتماعی از حاکمیت در حداکثر خود بوده ،در حالیکه پذیرش نقش اجتماع در اداره حکومت حداقلی بوده است.
شکل 4

در دوران ده اول انقلاب نقش مردم در اداره حکومت به تدریج کاسته شد و این رفتار منجر به کاهش پذیرش اجتماعی از حاکمیت گردید. حرکت به سمت مدیریت تک حزبی جامعه توسعه در کاهش پذیرش اجتماعی از حاکمیت را فراهم نمود و دوران اختناق و کشتار سیاسیون را بدنبال داشت. همجنین فعالیتهای توسعه اقتصادی نیز به دلیل همبستگی و یکپارچگی حاکمیت به دنبال داشت.دوران اصلاحات با جهت گیری توسعه نقش اجتماع در حاکمیت و پشتیبانی از فرایند توسعه سیاسی حاکمیت را به مرز تحول سیاسی رساند . این حرکت که ناشی از ناهماهنگی در ساختار حاکمیت بوده است فرصت توسعه مردم سالاری را به ارمغان آورد اما این فرصت تهدید دیگری را با خود همراه داشت که همانا نارضایتی اجتماعی از عملکرد نظام در عرصه های اقتصادی و اجتماعی بوده است. اگر چه نارضایتی اجتماعی در بعد اقتصادی عمدتا ناشی از ناآگاهی نسبت به عوامل توسعه اقتصادی است ولی نارضایتی نخبگان در عدم جهت گیری شتابنده حاکمیت به سمت دموکراسی به این نگرش اجتماعی دامن زد و تلاشی همه جانبه در توسعه آگاهیهای اقتصادی – اجتماعی زمینه برگشت سیستم به گذشته ساختاری خود را فراهم آورد.
آنچه تاکنون در جمهوری اسلامی مشاهده شده است تغییر ساختار حکومتی در ربع اول و چهارم مدار توسعه سیاسی است. از سویی مطابق تعاریف ،دموکراسی مترادف با پذیرش حاکمیت اجتماعی است که در ربع دوم و سوم شکل می گیرد . سئوال اساسی برای گذر به این حالت در جمهوری اسلامی چیست؟
دکتر بشریه می گوید :"به نظر می رسد که ساختار قدرت سیاسی با توجه به مبانی حقوق و اجتماعی نظام مستعد ایجاد سه شکل رژیم است.یکی پوپولیسم که محصول تمرکز و انحصار قدرت سیاسی از یکسو و جامعه توده ای فعال و بسیج پذیر بود به نحوی که در دهه 1360 پدیدار شد. دوم شبه دموکراسی معلق که برایند میزانی از عدم تمرکز و رقابت در قدرت سیاسی از یکسو و جامعه مدنی نسبتا فعال بود به شیوه ای که در دوران اصلاحات مشاهده شده است.و سوم رژیم محتملی که به واسطه تعلیق فرآیند گذار به دموکراسی پدید می آید و حاصل ترکیب تمرکز و انحصار قدرت سیاسی از یکسو و ظهور جامعه توده ای منفعل و یا بسیج ناپذیر از سوی دیگر است .به عبارتی دیگر با توجه به نوسان ساختار قدرت سیاسی میان سه شکل رژیم نامبرده می توان از امتناع ساختاری گذار به دموکراسی در آن سخن گفت."
همانطور که ملاحظه می شود تحلیل در حد توصیف باق مانده است . شکل زیر(5) به تبیین ساز وکارهای لازم برای گذر می پردازد. توجه به این مدل نشان از دو نوع نگرش به تحول را در خود تببین می کند. اول نظام مشروطه و دوم نظام جمهوری. لذا این سئوال که نخبگان اصلاح طلب را به خود مشغول داشته است جهتگیری و ایجاد سازو کار برای تحقق هدف تعریف شده است. همانگونه که گنجی در نگرش خود هدف را جمهوریت و جمهوری خواهی تعریف نموده است و بسیاری دیگر در جبهه اصلاحات مانند نبوی ( مجاهدین انقلاب) وتئوریسنهای حزب مشارکت ، مشروطه را هدف گرفته اند.
بدیهی است بدون توجه به وضع موجود طراحی مسیر آینده دشوار و یا غیر ممکن است. اگر به سازو کارهای کنونی حاکمیت نگاهی بیفکنیم میتوان سیستم را در نقطه صفر دایره تشبیه نمود که بر گشت به دوره ای مشابه رفتارهای دوره سازندگی است. در این نوع سیستم نقش جامعه در حاکمیت به حداقل رسیده و ارتباط جامعه با نظام به حالت خنثی رسانده می شود. بررسی تحلیلی نیروهای محرک برای تغییر حاکی از آنست که تغییر نقش اجتماعی از حالت خنثی به حالت فعال نیازمند نیروی محرکه ای بیرونی است و یا این تغییر نیازمند صرف زمان زیادی برای آمادگی تغییر است. از سویی دیگر تغییر از طریق نیروی اداره کننده جامعه نیازمند ساختار حزبی فراگیر است که بتواند با کارآمدی اداره کردن جامعه تحول را مدیریت کند که این نوع روش برخورد خود با تهدیدهای درونزای مقاومت در مقابل دموکراسی رو به رو است.لذا تعیین یک استراتژی قابل اتکا در طراحی مسیر تحول دموکراسی از جایگاه کنونی نیازمند تحلیل قوای محرک برای تغییر است . به عبارت دیگر پاسخ به این سئوال که آیا پروژه جمهوری خواهی از مشروطه خواهی می گذرد یا مسیر مستقیمی قابل شناسایی است بدون توجه به نیروهای موثر بر این انتقال جز شعارهای روشنفکرانه نخواهد بود.

شکل 5

بنابر این نکته اصلی در آنست که تحول چه از طریق تحول اجتماع و چه از طریق نخبگان جز با ایجاد سازماندهی حول محورهای 1- مشروعیت 2- کارآمدی 3- همبستگی نخبگان سیاسی 4- رهبری جنبش مقاومت 5- ایدئولوژی مقاومت و مخالفت ، ممکن نخواهد بود که خود سئوال ریشه ای را طرح می کند. مخاطبین اجتماعی دموکراسی خواهان کیانند؟
خوشبختانه انتخابات اخیر، مخصوصا در مرحله اول ترکیب اجتماعی را به خوبی تصویر نموده است. شکل زیر تصویر اجتماعی شرکت کنندگان در مرحله اول و ترکیب اجتماعی رای دهندگان را نشان می دهد.
شکل 6

اجتماع در این تحلیل به سه گروه اقتصادی کم درآمد LI , با درآمد متوسطMI و درآمد بالاHI و سه گروه اجتماعی سنتی T, معمولیN و مدرنM تقسیم شده است.
حال سئوال اساسی برای تحول از درون حاکمیت اینست که بیشترین اقشار اجتماعی در گروه سنتی و معمولی قرار می گیرند که با مدرنیته موافقت ندارند و آن را تهدید می پندارند. از سویی دیگر از دید اقتصادی نیز عمده ترین پایگاه قشر متوسط و کم درآمد است که فرصتی برای مقاومت در مقابل ناملایمات ندارد و توانایی حمایت از تغییر را نیز ندارد.
آیا با این وضعیت بایستی نگاه به بیرون باشد؟ نگاه به توسعه حزبی فراگیر با جذب نیروهای متوسط و معمولی جامعه ؟
استراتژی تحول و انتخاب پایگاه اجتماعی وظیفه ای بنیادی است که بایستی نخبگان به آن بپردازند. در حالیکه تاکنون عمدتا مخاطبین خود را از اقشار مدرن و با درآمد متوسط و بالا انتخاب نموده اند . آیا این گرایش کماکان جوابگوی تحول است؟
بدون شک انتقال از مسیر نظام مشروطه مشروعه نیازمند مدیریت کارآمد دوران انتقال است واین خود نیاز به پروراندن تئوریهای توسعه اجتماعی اقتصادی فراگیر با اتکا به توان مدیریتی علمی را ضرور می سازد. به این ترتیب استراتژیهای کلیدی تحول را می توان به قرار زیر بر شمرد:
1- ایجاد و سازماندهی حزب فراگیر با هدفگیری اقشار مدرن و معمول جامعه از طبقه متوسط و بالا به منظور تحقق مشروعیت حزبی
2- توسعه و سازماندهی رهبری جنبش مقاومت برای تحقق آرمان دموکراسی
3- توسعه تئوریهای تحول اقتصادی و اجتماعی و ایجاد یک مانیفست علمی – عملی به منظور تحقق سازمان مدیریتی کارآمد تحول
4- توسعه همبستگی نخبگان سیاسی و ایجاد جبهه متحد دموکراسی خواهی
5- تدوین اصول و مبانی پایه ایدئولوژی مقاومت وحزب تحول و تعیین خطوط قرمز فقط مبتنی بر اصول دموکراسی خواهی

ج – ن

امتناع ساختاری گذار به دموکراسی در ایران

به نظر می رسد که ساختار قدرت سیاسی با توجه به مبانی حقوق و اجتماعی نظام مستعد ایجاد سه شکل رژیم است.
یکی پوپولیسم که محصول تمرکز و انحصار قدرت سیاسی از یکسو و جامعه توده ای فعال و بسیج پذیر بود به نحوی که در دهه 1360 پدیدار شد
دوم شبه دموکراسی معلق که برایند میزانی از عدم تمرکز و رقابت در قدرت سیاسی از یکسو و جامعه مدنی نسبتا فعال بود به شیوه ای که در دوران اصلاحات مشاهده شده است
و سوم رژیم محتملی که به واسطه تعلیق فرآیند گذار به دموکراسی پدید می آید و حاصل ترکیب تمرکز و انحصار قدرت سیاسی از یکسو و ظهور جامعه توده ای منفعل و یا بسیج ناپذیر از سوی دیگر است
به عبارتی دیگر با توجه به نوسان ساختار قدرت سیاسی میان سه شکل رژیم نامبرده می توان از امتناع ساختاری گذار به دموکراسی در آن سخن گفت.

موانع گذار به دموکراسی در ایران- دکتر بشیریه

Wednesday, September 14, 2005

به یاد این نکته دقیقه /دشمن دانا بلندت می‌کند / بر زمين‌ات می‌زند نادان دوست

زن چادرش را به گوشه دندان مي‌گيرد و بچه به بغل با يك سبد خريد در دست، به زور در تاكسي را باز مي‌كند. صندلي‌هاي تاكسي هم داغ است. هُرم داغي از آسفالت و سقف داغ ماشين برمي‌خيزد. بچه ونگ مي‌زند و زن عرق‌ريزان تلاش مي‌كند او را ساكت كند. او براي خريد بايد يك مسير طولاني را هر روزه و اين گونه بپيمايد. كنار چراغ قرمز يك درجه دار و سرباز جوان نيروي انتظامي از گوشه‌ي چشم و با ولع به پشت پاي دختركي شلواركوتاه خيره شده‌اند كه در حال عبور است. حالا اين دو مساله چه ربطي به هم داشت؟ هيچ! فقط در «كشور تضادها» از اين اتفاقات زياد مي‌افتد. *** حضرت علي عليه‌السلام مي‌فرمايد: آن‌چه براي خود نمي‌پسندي براي ديگران نيز مپسند. *** آيت‌الله... روي منبر مشغول موعظه در مورد فوائد حجاب براي جمعي از خواهران است و خود عباي نازك بدن‌نمايي پوشيده كه لباس‌هاي زير آن معلوم است. نه اين كه «لباس زير» باشد. زير زير كه نه فقط لباس‌هاي سفيد زير آن عباي بدن‌نما و خنك تابستاني به خوبي معلوم است. يعني اگر عبا را بدن‌نما تصور كنيم لباس‌هاي زير آن از دور به خوبي معلوم است و نه اين كه لباس زير مثل زيرپيرهن و پيژامه باشد اما خب لباس‌هاي زير آن معلوم است و نه اين كه لباس زير باشد. مي‌دانيد چه مي‌گويم؟ سالن خنك است و برخي از خواهران به فكر اين هستند كه وقتي بيرون بروند بازهم بايد پذيراي موج گرما باشند. *** حضرت علي عليه‌السلام مي‌فرمايد: آن‌چه براي خود نمي‌پسندي براي ديگران نيز مپسند. *** نيروي انتظامي دو نوع يونيفورم زمستانه و تابستانه دارد. يونيفورم‌هاي تيره براي زمستان و فصل سرما و يونيفورم‌هاي روشن براي فصل گرما و تابستان. معمولاً در اوايل شروع تابستان در مورد بدحجابي به «مردم» هشدار داده مي‌شود. البته لباس پرسنل زن نيز تابستانه و زمستانه ندارد. زن، زن است. *** حضرت علي عليه‌السلام مي‌فرمايد: آن‌چه براي خود نمي‌پسندي براي ديگران نيز مپسند. *** خلايق هر چه لايق! كمي زيادي فرهنگ عوام ما پايين است! زنان و دختران جرات ندارند مثل همه‌ي زنان و دختران دنيا در جامعه‌‌ي خودشان حداقل از نظر پوشاك آزاد باشند. انبوه چارواداران متلك‌پران در خيابان و گرسنگان جنسي كه مدار عصبي مغزشان تنها به پايين تنه متصل شده در كوچه و خيابان شهرهاي مختلف انگار منتظر شكار لحظه‌اند. منتظرند قسمتي از بدن زن يا دختري خودآگاه يا ناخودآگاه بيرون بيفتد تا به پيشاني‌اش مهر هرزگي و لكاتگي بزنند! زنان و دختران ما از دست مردم خود ما امنيت ندارند به همين خاطر نمي‌توان به طور كامل همه چيز را به بسيج و منكرات و نيروي انتظامي تعميم داد. كمي زيادي فرهنگ ما پايين است! انگار لياقت آزادي از همه‌ي ما گرفته شده است. زنان و دختران بايد عبوس و ترشيده باشند و سگرمه‌هايشان هميشه درهم باشد تا بگويند باعفت است وگرنه خيلي‌ها با لبخند يا اظهار محبت يكي، چيزي نمانده سر و كولش بپرند! از آن طرف يارو خيلي هم براي خانواده‌ي خودش باغيرت است و حاضر است سر خواهر يا مادر يا همسرش را هم ببرد! تعجبي ندارد، اينجا «كشور تضادها»ست. *** حضرت علي عليه‌السلام مي‌فرمايد: آن‌چه براي خود نمي‌پسندي براي ديگران نيز مپسند. *** چرا زنان ما در انتخابات يك «وزنه» به حساب مي‌آيند. چرا همه‌ي كانديداها چنان روي حقوق زنان مانور مي‌دهند كه فمنيست‌ها هم از خجالت آب مي‌شوند؟ چرا موقع جنگ زنان همه «شيرزن» و اسوه‌هاي پاكي و عصمت و طهارت هستند؟ و چرا اينك حديث مي‌آيد كه از تهران به خاطر زنانش بگريزيد؟ چرا هنوز فساد در شرم‌آورترين حد خود به صورت مخفي اما گسترده هست ولي در جنگ‌ها و انتخابات روي نام زن چنان تاكيد مي‌شود و چنان تبليغات مي‌شود كه گويي نجيب‌تر و عفيف‌تر از زنان ما در دنيا نيست و وقتي مساله مبارزه با فساد پيش مي‌آيد باز هم زنان هستند كه سيبل هدف مبارزه با فساد قرار مي‌گيرند؟ تعجبي ندارد. در «كشور تضادها» از اين اتفاقات زياد مي‌افتد! *** دوستم مي‌پرسد: حالا اينها را براي چي مي‌نويسي؟ فكر مي‌كنند ضدحجابي يا اصلاً مگر زن با مرد فرق ندارد؟ نمي شود كه زن لباس بدن نما بپوشد. مي‌گويم: بله زن با مرد از لحاظي با هم فرق دارند! نمي‌گويم زن بايد لباس بدن‌نما بپوشد. آن هم در چنين جامعه‌ي بي‌جنبه‌اي. فقط ياد اين جمله افتادم كه حضرت علي عليه السلام مي‌فرمايد: آن‌چه براي خود نمي‌پسندي براي ديگران نيز مپسند.

http://noqte.com/trackback.php?id=108

سایت قابل ملاحظه

نويسندگان حلقه‌ی ملکوت
حلقه‌ی ملکوت
حلقه‌ی ملکوت مجموعه‌ای وبلاگ است با هويتی متکثر که مرام‌اش نقد متقابل و گفت‌و‌گو است و رفاقت. آيين‌اش انصاف. ما بازترين پنجره ممکن را به روی خود و ديگران و دوستان گشوده می‌خواهيم. حلقه‌ی ملکوت گروه سياسی يا فکری خاصی نيست. اينجا نوعی بی‌مرکزی مسلط است. هر کدام از ما سهمی داريم از اقتدار ملکوتی خود و هيچ يک غلبه‌ای بر ديگران ندارد حتی مدير حلقه! در اين فضا اساسی‌ترين شرط، رعايت حقوق و آزادی‌های افراد و احترام گذاشتن به تکثر و تنوع آراء مختلف، در عين احترام به آزادی بيان است. حلقه‌ی ملکوت، حلقه‌ای است برای رشد و باليدن قلم و پروراندن مهر و دوستی و مروت،‌ در کنار نقد زنده و جاندار.

قبله‌ی عالم * عباس معروفی * کتابچه * دفترديواني * مختصر * سپيده آريان * مرتبط * زندگي دوگانه اينانا * رضا علامه‌زاده * روزنامه شرق * آدم و حوا * گردونِ ادبی * خانه‌ی هنر و ادبيات هدايت * جمهوری قلم * خوابگرد*خداوند*نارنج*شمال ازشمال غربي*سينا مطلبي*


http://www.malakut.org/

سایت قابل مراجعه ادبی

نويسندگان حلقه‌ی ملکوت
حلقه‌ی ملکوت
حلقه‌ی ملکوت مجموعه‌ای وبلاگ است با هويتی متکثر که مرام‌اش نقد متقابل و گفت‌و‌گو است و رفاقت. آيين‌اش انصاف. ما بازترين پنجره ممکن را به روی خود و ديگران و دوستان گشوده می‌خواهيم. حلقه‌ی ملکوت گروه سياسی يا فکری خاصی نيست. اينجا نوعی بی‌مرکزی مسلط است. هر کدام از ما سهمی داريم از اقتدار ملکوتی خود و هيچ يک غلبه‌ای بر ديگران ندارد حتی مدير حلقه! در اين فضا اساسی‌ترين شرط، رعايت حقوق و آزادی‌های افراد و احترام گذاشتن به تکثر و تنوع آراء مختلف، در عين احترام به آزادی بيان است. حلقه‌ی ملکوت، حلقه‌ای است برای رشد و باليدن قلم و پروراندن مهر و دوستی و مروت،‌ در کنار نقد زنده و جاندار.

قبله‌ی عالم * عباس معروفی * کتابچه * دفترديواني * مختصر * سپيده آريان * مرتبط * زندگي دوگانه اينانا * رضا علامه‌زاده * روزنامه شرق * آدم و حوا * گردونِ ادبی * خانه‌ی هنر و ادبيات هدايت * جمهوری قلم * خوابگرد*خداوند*نارنج*شمال ازشمال غربي*سينا مطلبي*


http://www.malakut.org/

اول حق و آزادی داشتن حق سپس عدالت

غني‌نژاد: بر اساس نياز بحث، لازم مي‌دانم نخست يك تعريف نظري و تئوريك ارايه دهم. آن چه من از عدالت مي‌فهمم اين است كه عدالت به‌نظر من ناشي از حق است و حق ناشي از مالكيت. حق يعني مالك بودن چيزي و عدالت هم يعني پاس داشتن اين مالكيت. به اين ترتيب ظلم يعني نفي مالكيت. در درجه‌ي اول، انسان مالك وجود خود است و هر تعرضي به اين نوع مالكيت يعني جان انسان، ظلم و نفي عدالت است. اقدامي‌كه انسان انجام مي‌دهد، اين است كه تلاش مي‌كند تا از مالكيت خود دفاع كند يا ابزار معيشت را تامين كند. هر تعرضي به مالكيت انسان ظلم است. پس بحث عدالت را بايد با بحث حق مرتبط بدانيم. البته حق زندگي در درجه‌ي اول، است، يعني حق داشتن وسايل زندگي و موضوع تلاش انسان نيز حفظ حيات است و براي حفظ حيات خود، ابزار يا وسايلي را توليد مي‌كند. بنابراين، جايي كه مالكيت نيست، عدالت هم نيست.من به نقل از رييس ديوان عالي قضايي استالين، جمله‌اي را نقل مي‌كنم كه گفت: در سوسياليسم علم حقوق وجود ندارد، زيرا حق وجود ندارد. علت آن هم اين است كه مالكيت وجود ندارد. بنابراين تصور من از عدالت عدالتي همراه با مالكيت است، بدون مالكيت عدالتي وجود نخواهد داشت حالا مي‌خواهم اين موضوع را ارتباط دهم با بحث آزادي. جايي كه حق نيست، آزادي هم نيست. انسان آزاد در برابر انسان برده تعريف مي‌شود. برده كسي است كه مالك خودش نيست و متعلق به ديگري است، بنابراين انسان آزاد كسي است كه اول مالك خود است.
عرض من اين است كه در روي كره‌ي خاكي هيچ وقت به آن جامعه‌ي آرماني و عدالت آرماني نمي‌توان رسيد. كساني بيش‌ترين روابط ظالمانه و بي‌عدالتي را روا داشته‌اند كه خواسته‌اند چنين بهشتي را روي زمين درست كنند.

بحث نفت معضل بزرگي است و اين سوِالي كه شما مي‌كنيد درست است. اگر نان انسان دست خودش نباشد، معيشتش وابسته به دولت مي‌شود و اين‌گونه، آزادي او از بين مي‌رود. براي همين است كه پارادايم ما اقتصاد آزاد است. ما راه‌حل ارايه مي‌دهيم، اما اجرا نمي‌شود؛ بالاخره مشكلاتي وجود دارد و مسايل انساني پيچيده است، آن هم در يك جامعه‌ي عقب‌مانده. پيچيدگي داستان نفت را هم كه شما فرموديد. در مثال‌هاي ايراني مي‌گوييم يك ديوانه سنگي را در چاه مي‌اندازد كه صد عاقل نمي‌توانند آن را بيرون بياورند. دولتي كردن اقتصاد، كار چندان سختي نيست و جاذبه هم دارد، براي اين‌كه شغل ايجاد مي‌كند و دولت وعده مي‌دهد كه اين‌كارها را انجام خواهد داد، ولي بعد كه بخواهيد شر اين دولت را از سر اين اقتصاد كم كنيد، خيلي سخت است و اين همان داستاني است كه ما الان گرفتار آن هستيم.

نشریه نامه -41

Tuesday, September 13, 2005

آزادی انتخاب بر ای وزیران

بحث انتخاب مديران دولت دكتر محمود احمدي‌نژاد چندي است كه با پپيشروي تكميل رده‌هاي مختلف شكل جدي‌تري به خود گرفته است و البته در اين بين آن‌چه با واكنش - به خصوص - برخي گروهها و طيف‌هاي نزديك به ريس‌جمهور مواجه شده است، موضوع دخالت مستقيم وي در انتخاب اين مديران است. در همين ارتباط جبهه‌ي پيروان خط امام و رهبري طي نشستي كه در ايسنا برگزار كردند، نگراني خود را از سلب اختيار از وزيران دولت با اين نوع دخالت رييس‌جمهور كه گفته مي‌شود با تعيين كميسيون‌هاي ويژه‌اي انجام خواهد شد، اعلام نمودند. اين در حالي است كه زريبافان كه از امروز با حكم دكتر احمدي‌نژاد به عنوان دبير دولت معرفي شده است، با رد اين مطلب كه كميسيون‌هايي از سوي رييس‌جمهور براي انتخاب مديران مياني دولت ايجاد شده است، اظهار داشت: رييس‌جمهور اختيارات كافي و قانوني را در اختيار وزراي خور قرار داده است.
مسعود زريبافان در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، يادآور شد: قبل از انتخاب وزرا كميسيون‌هايي تشكيل شده بود، اين كميسيون‌ها افراد شايسته متخصص و متعهد را شناسايي كرده بودند و براي اينكه دست وزرا براي انتخاب معاونين خود باز باشد هزار نفر از اين افراد شناسايي شده را به وزرا معرفي كرده‌ايم. وي ادامه داد: وزرا داراي اين اختيار هستند كه از بين اين فراد و يا از بين افرادي كه خود مورد شناسايي قرار داده‌اند مديران ومعاونان خود را انتخاب كنند و هيچ اجباري در اين زمينه وجود ندارد. هدف اصلي انتخاب اصلح است.
تفسیر روز – وزرا آزادند از لیست معرفی شده انتخاب کنند این همان الگوریتم شورای نگهبان است که نتایج آن را دیده ایم

خط قرمز اصلاحات

اگر اين منافع در تقابل با منافع مردم باشد، چه؟ما احساس وابستگي به اين انقلاب و نظام داريم. به هر حال روي اين انقلاب سرمايه گذاري کرديم و هزينه داديم. معتقديم کساني پيدا شده اند که مي خواهند واقعيت انقلاب ما را دگرگون کنند. به هر حال چون ما مي دانيم اصل اين انقلاب چه مي خواست، ما نمي توانيم با جواني که اصلا انقلاب را درک نکرده، امام را نمي شناسد و ... و حالا خواهان برخورد با ارکان نظام است، هماهنگ شويم. ما در مقابل انحرافات بايد بايستيم، نه اينکه با اصل آن برخورد کنيم. ما حتي نظام مشروطه را هم نظام بدي نمي دانستيم.
بهزاد نبوی- در مصاحبه با روز

Tuesday, September 06, 2005

مردم یا معصیت کارند یا قبول کننده ولی

يزدي افزود: معني مردم‌سالاري تبلور فعليت يافتن خواسته‌ي مردم است و اين به اين معنا نيست كه ولي شرعي وجود ندارد. ولي شرعي وجود دارد، ولي اگر مردم او را انتخاب كردند به فعليت مي‌رسد اما چنانچه ولي وجود داشت و مردم اطاعت نكردند همه‌شان معصيت‌كارند.

Monday, September 05, 2005

نقش وزرا در ایران ما

یک منبع موثق نقل می کرد که وقتی کمیسیون های مجلس هفتم از وزرای پیشنهادی احمدی نژاد برای ارائه برنامه به مجلس دعوت به عمل آورده بود یکی از اعضای کنونی کابینه که پیش از این "پیشنهادی" بود در پاسخ به سوال یکی از نمایندگان در مورد نحوه انتخاب معاونین و مدیران میانی وزارتخانه گفته بود: " آقای احمدی نژاد گفته اند تو نگران این موارد نباش من برایت معاونین را هم آماده کرده ام!"

Sunday, September 04, 2005

خوف بزرگ

چاره اساسی جز پيوستن به جريان جهانی دموکراتيزاسيون نيست. راه عقب گرد بسيار پرهزينه و پر مساله است که ماجرای رواديد رييس مجلس و رفتاری که با وی در سفر اخيرش در ايتاليا و بلژيک شد کمترين آن هاست. پرکردن جای کشورهای صاحب صنعت و تکنولوژی و سرمايه در فهرست همکاران و طرف های معامله اقتصادی و سياسی ايران، با کشورهای فقير و دست به دهان مانند نيجر جز فقيرتر کردن کشور و به هدر دادن باز هم منابع ملی نتيجه ای در بر ندارد. حتی کشورهای به ظاهر بزرگ مانند هند و ونزوئلا هم در اين معادلات جای ديگران را نمی گيرند و تنها حسنی که دارند اين است که نه در موضوع حقوق بشر و نه در هيچ موضوع ديگری منقد نيستند اما سرمايه ای هم بر دارائی های موجود اضافه نمی کنند. اين دايره را با ضريب کمتر می توان باز کرد و در مورد روسيه وچين هم همين استدلال را به کار آورد.
خوف بزرگ آنست که بی آن که نياز چندانی وجود داشته باشد، با اين سياست و دولت جديد، ايران به دوران انزوائی بر می گردد که ده سالی بود از آن دور می شد، کشور گورستان صنايع و کالاهای ساقط شده و دردساز شود، سيری قهقهرائی برای گريز از راهی سهل تر که همانا اطمينان به مردم و سپردن بخشی از قدرت به آن هاست. پيمودن اين راه در جهان بازارگان فعلی غيرممکن نيست اما به معنای باز هم فقيرکردن کشور و به باد دادن امکاناتی است که به نسل های آينده تعلق دارد.
مسعود بهنود

اهتمام به عدالت محوری و عدم حضور در تودیع

صفدر حسينى با تشكر از كليه همكاران خود در دولت و وزارت اقتصاد تريبون را به غلامحسين الهام واگذار كرد تا به معرفى وزير جديد اقتصاد بپردازد.رئيس دفتر رئيس جمهورى به توضيح علت عدم حضور محمود احمدى نژاد در اين مراسم پرداخت و گفت: «رئيس جمهورى به دليل تراكم مسائل داخلى و خارجى و به دليل اهتمام به عدالت محورى نتوانستند به اين مراسم برسند.»

ادب آموختن از لقمان و داستان شهردار تهران

چمران تصريح كرد: از آن جا كه تصميم شوراي شهر براي تامين منافع مردم بود، سعي كرديم كسي را انتخاب كنيم كه شهر را خوب اداره كند و در اين انتخاب مسايل جناحي و سياسي مطرح نبود.
تفسیر : مسائل جناحی و سیاسی الزام می نمود که منافع آنهایی که مردم ترند را رعایت کنیم
چمران با اشاره به حضور يكي از نامزدهاي انتخابات رياست‌جمهوري در كابينه احمدي‌نژاد، تصريح كرد: بايد رقابتها را به رفاقت تبديل و از توانمنديها و ظرفيتها به بهترين وجه استفاده كرد.
تفسیر : کاندیداهای جناح راست از ابتدا رفاقت داشتند و نمایش رقابت را در انتخابات داده اند
سخنگوي شوراي شهر افزود: در خصوص انتخاب قاليباف، شخصا با احمدي‌نژاد، رييس‌جمهوري مشورت كردم.
تفسیر : اعضای شورای شهر کاملا هماهنگ با اهداف شورایی آشنا هستند و شورا نقش مشورتی را برای آقای احمدی نژاد ( بخوانید اسمشو نبر ) ایفا نموده است.
وي با اعلام اين كه قاليباف ، شهردار جديد تهران برنامه‌هاي خود را در جلسه علني روز سه‌شنبه شوراي شهر تهران تشريح خواهد كرد، گفت: برنامه‌هاي شهرداري كاملا مشخص است و بايد اين فعاليتها استمرار يابد.
تفسیر : ملاک واقعا برنامه و قابلیت بوده است و عدالت و شایسته سالاری مقربین فرض است لذا انتخاب می کنیم انشا ... بر نامه ایشان برای مردم تر ها مناسب خواهد بود
چمران در مورد تخصص قاليباف در امور شهري توضيح داد و گفت: وي در برنامه‌ريزي شهري تحصيل كرده است و در ارتباط با نهادهاي مدني و شهري مطالعاتي داشته و با مسايل شهري آشناست.
تفسیر : اصلا آقای قالیباف از اول سردار نبوده است برنامه ریز شهری را در سپاه دنبال می کرده است . زیرا سپاه اصلا برای وظیفه تحلیل نهادهای مدنی را بر عهده داشته است .به همین دلیل است که تمام نهادهای مدنی را باید سپاه کنترل وهدایت نماید
وي در پاسخ به سوالي در خصوص اعمال فشار مجلس براي انتخاب سريعتر شهردار تهران گفت: هيچ فشاري اعمال نشد و تنها نامه همكاري از سوي برخي نمايندگان مجلس به شورا ارسال شد و پس از راي‌گيري من اين نامه را خواندم.
تفسیر : نامه ای را که دریافت کرده بودیم تا بعد از انتخاب نشان دهیم که از اول همه با هم هماهنگ بوده ایم از ازل که چه کسی انتخاب میشود. بعد از انتخاب باز کردیم وخواندیم و نشان دادیم قدرت پروردگار را در پیشگویی همکاران مجلس . درست مثل انتخابات که از اول معلوم بود به قدرت پروردگار ریس جمهور انتخاب میشود و ما همه ابزار هستیم برای خداوندگار ...
سخنگوي شوراي شهر تهران انتخاب قاليباف به عنوان شهردار تهران را به معناي دلجويي از وي پس از انتخابات رياست‌جمهوري ندانست و در ادامه درباره نحوه تعامل شورا با شهردار تهران گفت: شورا ناظر بر عملكرد شهرداري است.
تفسیر : شورا که نماینده اسمشو نبر نیست که دلجویی کند بلکه شورا فقط ناظر است . شهردار خوش انتخاب شد و ما فقط ناظر بودیم و ناظر خواهیم ماند
چمران گفت: نامه انتخاب شهردار تهران به وزارت كشور ارائه مي‌شود تا پس از صدور حكم توسط وزير كشور ،شهردار جديد فعاليت خود را آغاز كند. تا قبل از صدور حكم نيز جلسات خود را با اعضاي شوراي شهر خواهد داشت.
تفسیر : وزیر کشور چه کاره است که تایید یا تکذیب کند صدور حکم بعد یا قبل از شروع کار می تواند صورت گیرد همانطور که قبلا نیز شهردار از بیت المال وام می داد و نیازی به حکم ریاست جمهوری نداشت
وي درباره اين كه قاليباف داوطلب تصدي شهرداري تهران بوده است يا نه گفت: وي اصلا نامزد تصدي شهرداري نشده بود و حتي از پذيرش اين مسؤوليت اكراه داشت كه با گفت‌وگوي صادقانه اين مسؤوليت را پذيرفت.
تفسیر : اصولا همه ذوب در ولایت هستند وهمانطور که پیاده وزیر می شود پیاده می تواند در برخی اوقات اسب شود و به صورت ال در صفحه شطرنج خلقت مسیر خود را از خانه سیاه به سفید ببرد و مسیر را نیز عوض کند. همه اکراه دارند در مردم تر بودن ایشان هم مثل دیگران . فقط انسانهای اصلاح طلب و روشنفکر ها هستند که در حین مردم بودن , اکراه ندارند که مردم باشند
سخنگوي شوراي شهر تهران، فضاي انتخاب شهردار تهران را سنگين توصيف و تصريح كرد: نبايد اين فضا سنگين مي‌شد. ما دكتر دهقان را به عنوان گزينه نهايي انتخاب كرده بوديم اما به دليل مخالفت مسؤولان بالاتر و برنامه‌هاي نيمه‌تمام از اين انتخاب صرف‌نظر كرديم و سرانجام 8 گزينه مطرح مجددا بررسي و آقاي قاليباف به عنوان شهردار انتخاب شد.
تفسیر : دیدید گفتیم اصلا انتخاب اصلح از اول همین ایشان بود و تایید بالاترها لازم نبود
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران دكتر محمدباقر قاليباف متولد شهريور 1340، اهل مشهد، داراي دكتراي جغرافياي سياسي از دانشگاه تربيت مدرس است.
تفسیر : نگفتیم جغرافیای سیاسی همان برنامه ریزی شهری است

نابودی میراث فرهنگی در ایران ما

-این گزارش نه بهانه گیری ، نه مرثیه و نه التماس است . این گزارش تنها شکایتی از خودمان است که در مقابل نابودی یکی از عظیم ترین آثار کهن مان خاموش نشسته ایم . آری ، بزودی سدی ساخته خواهد شد تا نیمی از میراث ما را با خود ببرد . نام این غول را بخاطر بسپارید : سد سیوند .
آری داستان این است : در ادامه ی پیشرفت عمرانی کشور قرار است سدی با نام سیوند در حوالی منطقه ی باستانی دشت مرغاب احداث شود که با احداث این سد نه تنها محوطه ای باستانی در دشت مرغاب، بلکه آرامگاه کوروش و تخت جمشيد نیز به زیر آب خواهند و رفت و برای همیشه محو خواهند شد.
فواد خاک نژاد-   ایران ما

Saturday, September 03, 2005

تصویر اشتباه در آینه ذهنیت توده مردم

تمام نخبگان سياسي و فرهنگي ما تصويري از آقاي احمدي‌نژاد داشتند كه توده مردم و كساني كه به احمدي‌نژاد راي دادند مطلقاً چنين تصويري را نداشتند، نه اينكه از تصوير نخبگان آگاه بودند و آن را رد مي‌كردند، بلكه آنها نگاه متفاوتي داشتند.توده مردم از نظام، آقاي هاشمي را مي‌فهميد، نه آقاي احمدي‌نژاد را. اگر توده مردم مي‌خواست به نظام راي دهد به هاشمي راي مي‌داد. مهم نيست كه توده مردم اين را درست فهميده يا اشتباه كرده است، ولي توده با اين استنباط راي خود را به احمدي‌نژاد داد. بنابراين نتيجه‌گيري از آراي مردم براساس استنباط‌هاي نخبگان سياسي از نامزدها صحيح نيست.*حتي احساس خيلي از نخبگان اين بود كه اين يك بازي است كه هاشمي مي‌خواهد برنده آن شود و اين تحليل را در گوش يكديگر مي‌گفتند.همين‌طور است. در حالي كه تعداد اندكي از كساني كه طرف احمدي‌نژاد رفتند، در دفاع از نظام عليه‌ هاشمي تبليغ كردند اما توده مردم اينطور به موضوع نگاه نمي‌كنند. بنابراين فضاي آنومي از همين جا شكل مي‌گيرد. توده مردم وقتي راي مي‌دادند مي‌گفتند كه احمدي‌نژاد را نمي‌گذارند كار كند و معلوم است كه از نظر آنان چه كساني نمي‌گذارند، كار كنند. اين حرف براي ما خيلي عجيب بود، اما مهم اين نيست كه ما اين حرف را بي‌ربط مي‌دانيم. مهم اين است كه آنها اينگونه تصور مي‌كردند. محافظه‌كاران هم نمي‌توانند، بگويند كه اصولگرايان پيروز شدند. اصلاً اينطور نيست. سه ميليون از آراي احمدي‌نژاد در دور اول مبتني بر اعتقاد به اصولگرايان بود اما آراي دور دوم او مبناي متفاوتي داشت. در دور دوم هر‌كسي از يك منظر به احمدي‌نژاد راي داد. يك عده در دفاع از نظام راي دادند كه اگر خيلي تشكيلاتي باشند تا 3 ميليون بيشتر نمي‌شوند. يك عده كساني بودند كه به ساده‌زيستي راي دادند. عده ديگر كساني بودند كه در مقابل هاشمي كه نماد نظام بود به احمدي‌نژاد راي دادند.
مصاحبه :عباس عبدی

پیشگیری و دعا درمانی

سرپرست يك وزارتخانه در دولت احمدي نژاد كه از قضا باجناق رئيس ستاد انتخاباتي رئيس جمهوري نيز مي‌باشد در جمع مسئولان سازمان بهزيستي خواستار توجه به آيات و روايات براي كاهش معلوليتهاي جسماني در جامعه شد.
به گزارش خبرنگار سايت خبري «فردا» وي در سخنراني خود، جلوگيري از ايجاد معلوليت و بيماري را مقدم بر درمان دانسته و گفته است در صورت رعايت آيات و روايات دراين زمينه، درصد معلوليتها كاهش مي يابد.
وي در اين جلسه رسمي كه بانوان نيز شركت داشته اند به روايتي اشاره كرده كه اعمال جنسي زن و مرد در چه ساعاتي از شب صورت پذيرد كه فرزندان سالمي حاصل شود.
خبرنگار فردا مي گويد در اين هنگام، برخي از حاضران با تعجب از سخنان وي نگاه خود را به زير انداخته اند.

وعظ برای جوانان ملاک تعیین ریاست

علی اکبری رئيس سابق اداره فرهنگى ستاد مشترك سپاه پاسداران، علاوه برسوابق افتخاری، مداحی چیره دست وواعظی مورد توجه است. به نحوی که لباس امام جمعه نمونه را در مقام امام جمعه شهر دماوند به تن وی پوشانده و ریاست حوزه علمیه امام صادق(ع) را برایش به همراه آورده است. این کارشناس ارشد فقه وحقوق اسلامی، آشنایی با زبان انگلیسی و عربی را در سوابقی که از خود منتشر ساخته، مورد توجه قرارداده است. رئیس واعظ سازمان ملی جوانان، ۶ کتاب منتشر کرده است که به عنوان "موضوعات مورد نیاز نوجوانان وجوانان" از آن یاد شده است. از جمله کتاب"مطلع عشق" که مجموعه ای از توصیه های رهبر انقلاب به زوج های جوان است. سفر به 26 مرکز استان وحدود ۱۰۰شهرستان در طول ۵ سال گذشته برای "دیدار صمیمانه با جوانان و نوجوانان" از دیگر سوابق درخشان این واعظ روحانی برای در اختیار گرفتن ریاست سازمان ملی جوانان اعلام شده است. از جمله دیگر فعالیت های وی می توان به راه اندازی صندوق همراز به عنوان پل ارتباط مستقیم دانش آموزان با نماینده مقام رهبری اشاره کرد.

Friday, September 02, 2005

مهرورزی

محمدعلي ايازي عضو مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم، گفت: احتمال غالب شدن تفكري كه جايي را براي مردم، آزادي و مفاهيم مشابه آن قائل نيست، وجود دارد كه جاي نگراني است.
وي ادامه داد: مفاهيمي نظير مردم سالاري و اعتقاد به جايگاه مردم در ميان عده‌‏اي اصلاً مورد توجه نيست و نهايت توجه اين گروه به مردم مهرورزي به آنهاست و اين مساله نشان مي‌‏دهد كه اين جريان مردم را صاحب حق نمي‌‏داند.

صندوق مهر رضا در آینه مردم

  • آقای رفسنجانی هم خيلی تبليغ برای فروشگاه رفاه کرد اما نتيجه چه شد؟ ضمناً مگر بانک وجود ندارد که صندوق مهر تشکيل شود.
  • قبلا اين گونه هزينه کردن ها برای ايجاد اشتغال نتيجه بخش نبوده اند مانند طرح وام بيکاری که نتيجه ای نداشت (جز افزايش تعداد اتوموبيلهای مسافرکش خارج از طرح تاکسی رانی در سطح شهرها!) در واقع دولت با اين کارها قصد دارد مسئوليت اشتغال زايی را از روی دوش خود سبک کند و به مردم بسپارد که مردم به تنهايی توانايی اين کار را ندارند و اين کار يک جور پاک کردن صورت مساله است. اين هزينه ها بيشتر بايد در عمران زير ساخت ها به کار گرفته شود تا مانع ايجاد شغل های کاذب در جامعه شود ولی برای تسهيل ازدواج جوانان واقعا می تواند مؤثر باشد.

    به نظر من اين يک نوع صدقه دادن به جوانان است و شايسته نيست جوان پر انرژی برای کار را با صدقه آشنا کرد و نيروی او را هرز برد. به جای اين کار با اين سرمايه هنگفت برای همان جوان اشتغال ايجاد شود که هم با غرور مزد کارش را بگيرد و هم سرمايه اين مملکت راکد نماند. بايد بجای ماهی دادن، ماهی گرفتن ياد جوانها داد.

    در کشوری که مشکلات ريشه ای اقتصاد وجود دارد اين حرکت يک مسکن و بيشتر در جهت کاهش نارضايتی جوانان از حکومت است. آقايان به دليل عدم درک و سواد درست از مملکت داری هميشه به برکت پول نفت سال ها به روش های مسکنی روی اورده اند و معلوم نيست که روزی که اين نفت به پايان برسد و با عقب ماندگی که از برکت حکومت آنها بر کشور تحميل شده، چه خواهد شد؟

    از نظر من دولت به جای اين کار فرصت شغلی ايجاد کند. اين که به زوج جوان وام بدهيم در صورتی که کار ندارد، از کجا پول و هزينه پرداخت وام را تهيه کند؟ پس به کارهای غير معقول روی مي آورد. از اين رو دولت اگر خيلی دلسوز است ايجاد شغل کند، نه آنکه مثل پدر پول به فرزند بدهد که هرچه خواست بخرد. اين حرکت دولت نشان دهنده دورزدن شعارهای انتخاباتی وی ميباشد

    به نظر من کاملا موفق می شوند البته نه در حل مشکل جوانان بلکه در کسب محبوبيت. چون اين نمايش ها خيلی بيشتر از کارهای زيربنايی چشم مردم ما را می گيرد

    صندوق های قرض الحسنه ، بانک هايی سنتی هستند که منشا انها در بازار سنتی تهران است. اين صندوق ها درسالهای پس از انقلاب در مقابل بانکها قرار گرفتند و گرفتاری های زيادی برای اقتصاد کشور فراهم کردند. براستی آيا راه نجات جوانان کشور قرض دادن مقداری پول کم ارزش، که روز به روز هم به لطف ناهماهنگی های اقتصادی اين کشور کم ارزش تر می شود، به آنهاست؟


از سایت bbc

اقتصاد ملی و صندوق ذخیره

از سال 1327 كه سازمان برنامه و بودجه راه‌اندازي شد، تاكنون برنامه‌هاي سنواتي و پنج‌ساله و هفت‌سالة بسياري طرح و اجرا شد كه روح حاكم بر همگي اين اقدامات جدا كردن بودجة دولت از درآمدهاي نفتي است. جالب اين‌كه همگي اينها نيز ناكام ماند.آخرين تلاش از اين دست راه‌اندازي حساب ذخيرة ارزي در سال 1379 است كه تاكنون شش سال از آن مي‌گذرد. به نظر مي‌رسد كه اين تلاش آخر نيز نافرجام ماند. حوادث پشت پردة مربوط به اين حساب در طول شش سال گذشته را با بايزيد مردوخي، مشاور رييس سازمان مديريت و برنامه‌ريزي و دبير هيأت امناي حساب ذخيرة ارزي در ميان گذاشته‌ايم كه مي‌خوانيد:شما دبير هيأت امناي حساب ذخيرة ارزي هستيد. نخستين پرسشم را اين‌گونه مطرح مي‌كنم كه فكر تشكيل چنين حسابي از چه زماني و توسط چه كس و يا كساني مطرح شد؟ موضوعي كه به عنوان شاكلة برنامة سوم توسعه در مادة‌60 اين قانون آمده بود.فكر استفاده از درآمد حاصل از فروش نفت، در سرمايه‌گذاري‌هاي زيربنايي و توليدي فقط مربوط به برنامة‌سوم توسعه نبود. در حقيقت سازمان برنامه و بودجة سابق و سازمان مديريت و برنامه‌ريزي فعلي محصول اين تفكر است و براي به فعليت رساندن اين تفكر بنا نهاده شد.بر اين اساس قرار بود كه ارز حاصل از فروش نفت به وسيلة اين سازمان در امور زيربنايي و سرمايه‌گذاري‌هاي توليد هزينه شود و مانع صادرات نفت براي تأمين منابع مالي هزينه‌هاي جاري دولت و هزينه‌هاي مصرفي آن شود.
از سال 1327 كه نخستين برنامة هفت ساله شروع شد، اين فكر نيز پياده شد. در دو برنامة هفت سالة سوم پس از آن سال اين تفكر بر روح سازمان برنامه و بودجة آن زمان حاكم بود. اما از برنامة چهارم دولت شروع كرد تا بخشي از درآمدهاي نفت را صرف هزينه‌هاي جاري و مصرفي خود كند. تا پايان برنامة هفت ساله سوم روال كار اين گونه بود كه تمام درآمد حاصل از فروش نفت در اختيار سازمان برنامه قرار مي‌گرفت و توسط اين سازمان صرف امور زيربنايي، سرمايه‌گذاري و فعاليت‌هاي توليدي مي‌شد. اين فكر، متأسفانه با افزايش سطح درآمدهاي نفتي به واسطه بالا رفتن قيمت نفت، تدريجاً رو به زوال گذاشت و دولت شروع به تصرف اين درآمدهاي ارزي كرد.
درواقع بودجه‌هاي عمراني دولت از برنامة چهارم هفت ساله رژيم سابق، به اين سو در بندهاي مختلف بودجه‌هاي سنواتي گنجانده شد؟
در تابستان سال 1379 من و يكي ديگر از اقتصاددانان خوب كشور، طرحي تدوين كرديم كه چگونه مي‌توان از موجودي حساب ذخيرة ارزي استفاده كرد. در آن طرح پيش‌بيني شده بود كه حتي يك دلار از اين موجودي درداخل كشور هزينه نشود. نه براي سرمايه‌گذاري و نه براي هزينه‌هاي جاري و عمراني دولت. برآورد شده بود كه بخشي از منابع را در اختيار يك شركت سرمايه‌گذاري دولتي كه الان هم وجود دارد، بگذاريم، تا در بازارهاي مالي دنيا سرمايه‌گذاري مالي انجام دهد. نه سرمايه‌گذاري فيزيكي كه ريسك بالاتري دارند و سهام، اوراق قرضه دولت‌ها و اوراق قرضة كمپاني‌هاي معتبر حقوقي دنيا را خريداري كنند. به اين وسيله دارايي ارزي تبديل به دارايي به صورت سهام و اوراق بهادار مي‌شد.

برداشتی لز گفتگو با بایزید مردوخی , دبیر هیئت امنا صندوق ذخیره ارزی

توضیح : آنچه طرح شد سیر تحول و نگرش مدیریت کشور در بهره گیری از درآمد نفت برای سرمایه گذاری های عمرانی است.
نکته ای که آقای مردوخی در بخشی از سخنان خود گفته اند ولی پافشاری نکرده اند کلید اصلی نیاز به تغییر در نگرش به صندوق ذخیره ارزی است. آقای لستر تارو در سخنانی از توسعه کشور چین چنین یاد می کند. " آیا چینی ها برای توسعه و پروژه های عمرانی نیاز به سرمایه داشته اند و به این دلیل مشارکت جهانیان را در توسعه کشور خود درخواست نموده اند؟" ایشان پاسخ می دهد خیر . چینی ها در زمانی که مشارکت و سرمایه گذاری خارجی را در چین ترویج میکردند بیشترین ذخیره ارزی را داشته اند. آنها این ذخیره را برای کاری دیگر استفاده کرده اند برای توسعه صادرات و فاینانس کردن مشتریان کالاهای چینی . توسعه مشارکت با خارجی ها در چین عمدتا با تکیه بر انتقال دانش فنی صورت گرفته است اگر چه سرمایه گذاری مالی را نیز همراه داشته است.
لذا در حالیکه حتی بکارگیری صندوق ذخیره ارزی برای پروژه های عمرانی و توسعه صنعتی نیز توجیه مناسب ندارد- با این منابع حداکثر کشور تجهیز به تکنولوژیهای جدید می شود نه آنکه قابلیت تکنولوژیک بیاید. زیرا دانش فنی با مشارکت و در جوار یکدیگر کار کردن حاصل می شود.- بکارگیری و توسعه استفاده در هزینه های جاری و وام های توسعه مصرف در کشور چه اثر مثبتی در اقتصاد می گذارد آیا تماما در جهت مخدوش کردن و آسیب رساندن به قابلیت ها ی کشور نیست؟ آیا چه دانسته و یا ندانسته توسعه اقتصادی را کند نمودن منجر به بیشتر شدن فاصله کشور با جهان رو به توسعه نخواهد شد؟
همه باید تلاش کنیم ثروت کشور را به عنوان وارثان بیکار و بیعار و تن پرور برای خود خرج نکنیم بلکه آنها را سرمایه سازیم تا منجر به توسعه روز افزون گرددو برای آیندگان و فرزندان ما باقی ماند.

Thursday, September 01, 2005

آینه و سرباز

آینه چون نقش تو بنمود راست
بت شکن آینه شکستن خطاست

سلطنت مشروعه

اگر بگوييم كه بعد از انقلاب مشروطه، رژيم ايران سلطنت مشروطه‌ي مشروعه بوده است (چون به هر حال ايده‌ي شيخ فضل‌الله را به نوعي در قانون اساسي گنجاندند؛ به اين معنا كه در آن قانون، پنج‌نفر مجتهد به تاييد مراجع تقليد بايد در مجلس حضور داشته باشند و بر شرعي‌بودن مصوبات آن صحه بگذارند) بنابراين، سه عنصر در اين رژيم به هم ممزوجند؛ "سلطان( "سلطنت)، "مردم( "مشروطه) و "نهاد دين( "مشروعه.) اين تركيب تا به‌حال چه تغييراتي كرده است؟ تاريخ تحول اين رژيم را اگر بنويسيم، اين‌گونه خواهد بود كه بعد از به توپ‌بستن مجلس، آن‌چه برجاي ماند سلطنت مشروعه است كه مشروعيت خود را نيز را شيخ فضل‌الله گرفته بود. پس از آن، با يك دوره‌ي هرج‌و‌مرج رو‌به‌رو هستيم و به دوره‌ي رضاخان مي‌رسيم كه عناصر "مردم" و "مشروعه" حذف مي‌شوند و تنها "سلطانيسم" يا به قول ساختارگرايان، "دولت مطلقه" باقي مي‌ماند. اين وضع تا شهريور 1320 ادامه مي‌يابد و باز به يك دوران هرج و مرج مي‌رسيم تا دوران مصدق، يعني از 30 تير 1330 تا 28 مرداد 1332 كه هر سه عنصر در كنار هم حضور دارند، اما غلبه با سلطنت مشروطه است. بعد از 28 مرداد تا انقلاب اسلامي، دوران بازگشت به سلطنت مطلقه است. اما در دوران انقلاب اسلامي، تا درگذشت امام خميني، به حدي جاذبه‌ي امام قوي بود كه مغناطيس آن، هم توده‌ي مردم و هم دستگاه روحانيت را به سمت خود جذب نموده بود و لذا با نوعي بسيج توده‌اي، ايشان مي‌توانست هر لحظه جمهور را به نمايش بگذارد. منتها بحث ما معطوف به وضعيت كنوني است. اكنون آيا مي‌توانيم ديدگاه‌هاي نهادگرايان و ساختارگرايان را به شرايط كنوني نيز تعميم دهيم و به‌گونه‌اي ديگر اين ديدگاه‌ها را بازسازي كنيم؟

نامه - حجاریان

استقلال تشکل ها

اما اگر سازمان‌هاي سياسي براي فعاليت‌هاي خود مستقيماً از محل بودجه عمومي كمك بگيرند. يعني رديفي در بودجه ساليانه دولت براي كمك به اپوزيسيون در نظر گرفته شود، بايد پذيرفت، ديگر نمي‌توان به اين سازمان‌ها اپوزيسيون خطاب كرد. هر چند در كشورهاي اروپايي كمك‌هاي دولت به گروه‌هاي منتقد و اپوزه رايج و شايع است بدون آن كه چشم‌داشت حمايت از آن‌ها داشته باشند. ولي در ايران هنوز اين فرآيند شاق و غير ممكن به‌نظر مي‌رسد. بنابراين لازم است سازمان‌هاي سياسي براي حفظ استقلال راي، استقلال مالي خود را حفظ نمايند و به بودجه عمومب متكي نباشند. براي تامين درآمد مشروع بتوان به اقدامات زير مبادرت ورزيد- اختصاص درصدي از درآمد ماهيانه اعضا براي سازمان پذيرش‌هدايا از سوي هواداران - ايجاد شركت‌هاي تعاوني، خدماتي و صندوق وام و قرض‌الحسنه. شركت در خريد و فروش سهام كارخانه‌ها و صنايع داخلي در معاملات بورس فروش محصولات فرهنگي مثل كتاب و نشريات مختلف چاپ آگهي‌هاي تجارتي در نشريات سازمان، تهيه فيلم‌هاي سينماي مستند، آموزش و اجتماعي، برقراري تئاتر و كنسرت با هنرمندان و كسب درآمد از فروش بليط، برپايي نمايشگا‌ه‌هاي هنري - صنايع دستي - آموزشگاه‌هاي علمي و آموزشي و باشگاه ورزشي - كار دسته جمعي و ده‌ها از اين قبيل كارها راه‌هاي مناسبي براي كسب درآمد و تامين هزينه‌ها خواهد بود.

نامه – دکتر قهاری

سازمان ملی -فرهنگی جوانان سپاه

رئيس جمهور همچنين در حكمى جداگانه حسن على اكبرى رئيس سابق اداره فرهنگى ستاد مشترك سپاه پاسداران را به عنوان رئيس سازمان ملى جوانان منصوب كرد.


نکته : به نظر میرسد قرار است با این حرکت سازمان فرهنگی جوانان سپاه , ملی و فراگیر شود