اقتصاد ملی و صندوق ذخیره
از سال 1327 كه سازمان برنامه و بودجه راهاندازي شد، تاكنون برنامههاي سنواتي و پنجساله و هفتسالة بسياري طرح و اجرا شد كه روح حاكم بر همگي اين اقدامات جدا كردن بودجة دولت از درآمدهاي نفتي است. جالب اينكه همگي اينها نيز ناكام ماند.آخرين تلاش از اين دست راهاندازي حساب ذخيرة ارزي در سال 1379 است كه تاكنون شش سال از آن ميگذرد. به نظر ميرسد كه اين تلاش آخر نيز نافرجام ماند. حوادث پشت پردة مربوط به اين حساب در طول شش سال گذشته را با بايزيد مردوخي، مشاور رييس سازمان مديريت و برنامهريزي و دبير هيأت امناي حساب ذخيرة ارزي در ميان گذاشتهايم كه ميخوانيد:شما دبير هيأت امناي حساب ذخيرة ارزي هستيد. نخستين پرسشم را اينگونه مطرح ميكنم كه فكر تشكيل چنين حسابي از چه زماني و توسط چه كس و يا كساني مطرح شد؟ موضوعي كه به عنوان شاكلة برنامة سوم توسعه در مادة60 اين قانون آمده بود.فكر استفاده از درآمد حاصل از فروش نفت، در سرمايهگذاريهاي زيربنايي و توليدي فقط مربوط به برنامةسوم توسعه نبود. در حقيقت سازمان برنامه و بودجة سابق و سازمان مديريت و برنامهريزي فعلي محصول اين تفكر است و براي به فعليت رساندن اين تفكر بنا نهاده شد.بر اين اساس قرار بود كه ارز حاصل از فروش نفت به وسيلة اين سازمان در امور زيربنايي و سرمايهگذاريهاي توليد هزينه شود و مانع صادرات نفت براي تأمين منابع مالي هزينههاي جاري دولت و هزينههاي مصرفي آن شود.
از سال 1327 كه نخستين برنامة هفت ساله شروع شد، اين فكر نيز پياده شد. در دو برنامة هفت سالة سوم پس از آن سال اين تفكر بر روح سازمان برنامه و بودجة آن زمان حاكم بود. اما از برنامة چهارم دولت شروع كرد تا بخشي از درآمدهاي نفت را صرف هزينههاي جاري و مصرفي خود كند. تا پايان برنامة هفت ساله سوم روال كار اين گونه بود كه تمام درآمد حاصل از فروش نفت در اختيار سازمان برنامه قرار ميگرفت و توسط اين سازمان صرف امور زيربنايي، سرمايهگذاري و فعاليتهاي توليدي ميشد. اين فكر، متأسفانه با افزايش سطح درآمدهاي نفتي به واسطه بالا رفتن قيمت نفت، تدريجاً رو به زوال گذاشت و دولت شروع به تصرف اين درآمدهاي ارزي كرد.
درواقع بودجههاي عمراني دولت از برنامة چهارم هفت ساله رژيم سابق، به اين سو در بندهاي مختلف بودجههاي سنواتي گنجانده شد؟
در تابستان سال 1379 من و يكي ديگر از اقتصاددانان خوب كشور، طرحي تدوين كرديم كه چگونه ميتوان از موجودي حساب ذخيرة ارزي استفاده كرد. در آن طرح پيشبيني شده بود كه حتي يك دلار از اين موجودي درداخل كشور هزينه نشود. نه براي سرمايهگذاري و نه براي هزينههاي جاري و عمراني دولت. برآورد شده بود كه بخشي از منابع را در اختيار يك شركت سرمايهگذاري دولتي كه الان هم وجود دارد، بگذاريم، تا در بازارهاي مالي دنيا سرمايهگذاري مالي انجام دهد. نه سرمايهگذاري فيزيكي كه ريسك بالاتري دارند و سهام، اوراق قرضه دولتها و اوراق قرضة كمپانيهاي معتبر حقوقي دنيا را خريداري كنند. به اين وسيله دارايي ارزي تبديل به دارايي به صورت سهام و اوراق بهادار ميشد.
برداشتی لز گفتگو با بایزید مردوخی , دبیر هیئت امنا صندوق ذخیره ارزی
توضیح : آنچه طرح شد سیر تحول و نگرش مدیریت کشور در بهره گیری از درآمد نفت برای سرمایه گذاری های عمرانی است.
نکته ای که آقای مردوخی در بخشی از سخنان خود گفته اند ولی پافشاری نکرده اند کلید اصلی نیاز به تغییر در نگرش به صندوق ذخیره ارزی است. آقای لستر تارو در سخنانی از توسعه کشور چین چنین یاد می کند. " آیا چینی ها برای توسعه و پروژه های عمرانی نیاز به سرمایه داشته اند و به این دلیل مشارکت جهانیان را در توسعه کشور خود درخواست نموده اند؟" ایشان پاسخ می دهد خیر . چینی ها در زمانی که مشارکت و سرمایه گذاری خارجی را در چین ترویج میکردند بیشترین ذخیره ارزی را داشته اند. آنها این ذخیره را برای کاری دیگر استفاده کرده اند برای توسعه صادرات و فاینانس کردن مشتریان کالاهای چینی . توسعه مشارکت با خارجی ها در چین عمدتا با تکیه بر انتقال دانش فنی صورت گرفته است اگر چه سرمایه گذاری مالی را نیز همراه داشته است.
لذا در حالیکه حتی بکارگیری صندوق ذخیره ارزی برای پروژه های عمرانی و توسعه صنعتی نیز توجیه مناسب ندارد- با این منابع حداکثر کشور تجهیز به تکنولوژیهای جدید می شود نه آنکه قابلیت تکنولوژیک بیاید. زیرا دانش فنی با مشارکت و در جوار یکدیگر کار کردن حاصل می شود.- بکارگیری و توسعه استفاده در هزینه های جاری و وام های توسعه مصرف در کشور چه اثر مثبتی در اقتصاد می گذارد آیا تماما در جهت مخدوش کردن و آسیب رساندن به قابلیت ها ی کشور نیست؟ آیا چه دانسته و یا ندانسته توسعه اقتصادی را کند نمودن منجر به بیشتر شدن فاصله کشور با جهان رو به توسعه نخواهد شد؟
همه باید تلاش کنیم ثروت کشور را به عنوان وارثان بیکار و بیعار و تن پرور برای خود خرج نکنیم بلکه آنها را سرمایه سازیم تا منجر به توسعه روز افزون گرددو برای آیندگان و فرزندان ما باقی ماند.
از سال 1327 كه نخستين برنامة هفت ساله شروع شد، اين فكر نيز پياده شد. در دو برنامة هفت سالة سوم پس از آن سال اين تفكر بر روح سازمان برنامه و بودجة آن زمان حاكم بود. اما از برنامة چهارم دولت شروع كرد تا بخشي از درآمدهاي نفت را صرف هزينههاي جاري و مصرفي خود كند. تا پايان برنامة هفت ساله سوم روال كار اين گونه بود كه تمام درآمد حاصل از فروش نفت در اختيار سازمان برنامه قرار ميگرفت و توسط اين سازمان صرف امور زيربنايي، سرمايهگذاري و فعاليتهاي توليدي ميشد. اين فكر، متأسفانه با افزايش سطح درآمدهاي نفتي به واسطه بالا رفتن قيمت نفت، تدريجاً رو به زوال گذاشت و دولت شروع به تصرف اين درآمدهاي ارزي كرد.
درواقع بودجههاي عمراني دولت از برنامة چهارم هفت ساله رژيم سابق، به اين سو در بندهاي مختلف بودجههاي سنواتي گنجانده شد؟
در تابستان سال 1379 من و يكي ديگر از اقتصاددانان خوب كشور، طرحي تدوين كرديم كه چگونه ميتوان از موجودي حساب ذخيرة ارزي استفاده كرد. در آن طرح پيشبيني شده بود كه حتي يك دلار از اين موجودي درداخل كشور هزينه نشود. نه براي سرمايهگذاري و نه براي هزينههاي جاري و عمراني دولت. برآورد شده بود كه بخشي از منابع را در اختيار يك شركت سرمايهگذاري دولتي كه الان هم وجود دارد، بگذاريم، تا در بازارهاي مالي دنيا سرمايهگذاري مالي انجام دهد. نه سرمايهگذاري فيزيكي كه ريسك بالاتري دارند و سهام، اوراق قرضه دولتها و اوراق قرضة كمپانيهاي معتبر حقوقي دنيا را خريداري كنند. به اين وسيله دارايي ارزي تبديل به دارايي به صورت سهام و اوراق بهادار ميشد.
برداشتی لز گفتگو با بایزید مردوخی , دبیر هیئت امنا صندوق ذخیره ارزی
توضیح : آنچه طرح شد سیر تحول و نگرش مدیریت کشور در بهره گیری از درآمد نفت برای سرمایه گذاری های عمرانی است.
نکته ای که آقای مردوخی در بخشی از سخنان خود گفته اند ولی پافشاری نکرده اند کلید اصلی نیاز به تغییر در نگرش به صندوق ذخیره ارزی است. آقای لستر تارو در سخنانی از توسعه کشور چین چنین یاد می کند. " آیا چینی ها برای توسعه و پروژه های عمرانی نیاز به سرمایه داشته اند و به این دلیل مشارکت جهانیان را در توسعه کشور خود درخواست نموده اند؟" ایشان پاسخ می دهد خیر . چینی ها در زمانی که مشارکت و سرمایه گذاری خارجی را در چین ترویج میکردند بیشترین ذخیره ارزی را داشته اند. آنها این ذخیره را برای کاری دیگر استفاده کرده اند برای توسعه صادرات و فاینانس کردن مشتریان کالاهای چینی . توسعه مشارکت با خارجی ها در چین عمدتا با تکیه بر انتقال دانش فنی صورت گرفته است اگر چه سرمایه گذاری مالی را نیز همراه داشته است.
لذا در حالیکه حتی بکارگیری صندوق ذخیره ارزی برای پروژه های عمرانی و توسعه صنعتی نیز توجیه مناسب ندارد- با این منابع حداکثر کشور تجهیز به تکنولوژیهای جدید می شود نه آنکه قابلیت تکنولوژیک بیاید. زیرا دانش فنی با مشارکت و در جوار یکدیگر کار کردن حاصل می شود.- بکارگیری و توسعه استفاده در هزینه های جاری و وام های توسعه مصرف در کشور چه اثر مثبتی در اقتصاد می گذارد آیا تماما در جهت مخدوش کردن و آسیب رساندن به قابلیت ها ی کشور نیست؟ آیا چه دانسته و یا ندانسته توسعه اقتصادی را کند نمودن منجر به بیشتر شدن فاصله کشور با جهان رو به توسعه نخواهد شد؟
همه باید تلاش کنیم ثروت کشور را به عنوان وارثان بیکار و بیعار و تن پرور برای خود خرج نکنیم بلکه آنها را سرمایه سازیم تا منجر به توسعه روز افزون گرددو برای آیندگان و فرزندان ما باقی ماند.


0 Comments:
Post a Comment
<< Home