نو انديشان ديني
به نظر می رسد که نو اندیشان دینی با همه ی ادعای مربوط به مردم سالاری، باز هم از آن جهت رسیدن به قدرت را برای خود مجاز می شمارند که هنوز اعتقاد به اصلاحات از بالا به پایین دارند. یعنی باز هم اصلاحاتی در چار چوب نظام ارباب رعيتي. همین جا این پرسش را می توان طرح کرد که آیا تغییر حاکمیت الزاما به تغییر نظام ارباب رعیتی هم منجر می شود؟.
پرسش دیگر اینکه: آيا نو انديشان ديني در اين روزگار كه ما هستيم مي توانند بدون رودربايستي به نقد گفتمان سنتي از دين بپرازند؟ ميتوانند با زبانی بومی شده و در خور طبقه متوسط جامعه بازخوانيتازهاي از مضامين ديني داشته باشند كه در تغییر نظام ارباب رعیتی به سوی مردم سالاری موثر باشد؟می توانند باز اندیشی تازه ای از دین داشته باشند که هم زندگي ساز و هم براي مردم عادي قابل فهم باشد؟ ميتوانند زباني مردمي پيدا كنند؟

