Tuesday, January 17, 2006

استراتژي امريكا براي خاور ميانه بزرگ

در استراتژي جهاني آمريكا، فشار بيروني براي شكل دادن به اصلاحات در قالب‌هاي دموكراتيك و ارزش‌هاي غيربومي است. تصميم‌گيرندگان آمريكايي اين نگرش را دارند كه شرايط بين‌المللي به‌شدت مستعد اين سياست و اين منطق است. الگوهاي قدرت در صحنه‌ي بين‌المللي به‌گونه‌اي هستند كه جايگاه شامخي در اختيار آمريكا قرار داده و آزادي عمل فراواني براي اين كشور قايل هستند كه از قابليت مديريت هزينه‌هاي اجراي چنين سياستي برخوردار باشد. هيچ‌گونه تلاشي براي رقابت با اين كشور در بين قدرت‌هاي بزرگ، از روسيه و چين گرفته تا فرانسه و آلمان، به چشم نمي‌خورد و اصولاًٌ به‌نظر مي‌رسد كه به‌دلايل واضح استراتژيك و بنيادي، اصولاً كشورهاي مطرح نظام بين‌الملل اولويت را به حيطه‌هاي اقتصادي براي حيات‌دادن به كيفيت روابط خود قرار داده‌اند. در بستر اين واقعيات بيـن‌المللي است كه بايد به فضاي جهاني حيات‌دهنده‌ي طرح خاورميانه‌ي بزرگ‌تر دقت شود.آمريكاييان خطري از بيرون احساس نمي‌كنند و به‌همين روي در صدد هستند كه در بستر اين طرح، خطرات درون منطقه را كه متوجه‌ي منافع آن‌ها است از طريق اشاعه‌ي دموكراسي از بين ببرند. در بطن مبارزه با كمونيسم اين فرصت ايجاد نشد كه اصلاحات شكل بگيرد؛ چرا كه هميشه ترس از اين بود كه كمونيست‌ها به قدرت برسند و اين باعث شد كه نيازهاي طبيعي در اين ممالك براي اصلاحات نابود گردند. سقـوط كمـونيسم اين فرصت را براي نيروهاي بومي فراهم‌كرد كه خواهان قدرت با توسل به سنت‌هاي بومي‌گردند كه اين عملاً به‌معناي برخورد با خواست‌هاي آمريكا چه در منطقه و چه در جهان است. به‌همين روي اين نظر قوت گرفت كه مي‌بايست با اجراي اصلاحات دموكراتيك فرصت اجراي اصلاحات به شيوه‌هاي ديگر گرفته شود. آمريكا با سياست‌هاي خود در طول دوران جنگ سرد عملاً اين فرصت را به رژيم‌هاي حاكم در منطقه داد كه در جهت حفظ خود بر سرير قدرت مانع بر سر راه رشد طبيعي و منطقي تحولات از درون جامعه و نيازهاي برآمده از الزامات تحول روابط اجتماعي ايجاد كنند. اين سياست كه به‌علت ترس از كمونيسم در بين آمريكاييان و ترس از دست دادن قدرت در بين حاكمان منزلت يافته بود، به ضرورت ماهيت خود، اجازه‌ي رشد به نيروهاي اجتماعي خواهان اصلاحات فراتر از سنت‌هاي غيرپويا را نداد. اما فروپاشي نظم قديم در صحنه‌ي بين‌المللي باعث شد كه حركت در داخل اجتماعات، در جهت اصلاحات فرصت تبلور يابد وليكن با تأكيد بر تكيه به سنت‌هاي بومي در شكل غيرپوياي آن در جهت‌دادن به اصلاحات در ساختارهاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي به‌وسيله‌ي بخش وسيعي از نيروهاي داخلي قرار گرفت. با درك اين نكته‌ي مهم بود كه آمريكاييان به اين نتيجه رسيدند حال كه شرايط بين‌الملل اين امكان را به آن‌ها مي‌دهد كه هراسي از خلاء احتمالي از اعمال سياست‌هاي مبتني بر ارزش‌هاي غربي نداشته باشند، بهتر است كه سياست اشاعه‌ي دموكراسي را براي بسترسازي لازم، در جهت متحول ساختن جوامع خاورميانه در راستاي ارزش‌هاي ليبرال در ابعاد اقتصادي سياسي و فرهنگي آن دنبال كند. طرح خاورميانه‌ي بزرگ‌تر از يك‌سو با توجه به فضاي بين‌المللي و هژموني آمريكا در متن آن شكل گرفت و از سوي ديگر براي مبارزه با اصلاحات ضروري همه‌گير در ممالك خاورميانه بر مبناي سنت‌هاي بومي حيات يافت.
نامه - ديماه 84

0 Comments:

Post a Comment

<< Home