Wednesday, January 18, 2006

استراتژي پنهان ايران درباز پرتو آينه

اگر هدف اصلي طرح خاورميانه‌ي بزرگ، مبارزه‌ي جهان غرب براي خشكاندن ريشه‌هاي تروريسم در منطقه‌ي خاورميانه است، جمهوري اسلامي ايران با اين‌كه در جريان جنگ افغانستان براي ساقط كردن طالبان و نيز جنگ عراق با هدف بركناري رژيم صدام، همكاري‌هاي مؤثري با جهان غرب داشته است؛ اما به‌جاي گرفتن پاداش، نه تنها ناديده گرفته شده، بلكه با اتهام‌هاي گوناگون و فشارهاي بين‌المللي نيز روبه‌رو شده است. گويي شكاف بين حاكميت‌هاي ايران و آمريكا عميق‌تر از آن است كه حتي با همكاري‌هاي عملياتي در اين سطوح ترميم يابد. حال اگر قرار بر رويارويي بين دو حكومت است، طبيعي است كه هر يك از طرفين تلاش كند كه موضوع، زمان و مكان هر مرحله از رويارويي را به‌طرف مقابل تحميل كند. به‌نظر مي‌رسد كه مسؤولان ايراني، اهداف استراتژيك طرح صدور انقلاب را فراموش نكرده‌اند؛ يعني كشاندن بازي به بيرون مرزها و جلب حمايت مردم منطقه. شعار جذاب منطقه‌اي، هنوز هم شعار فلسطين است و اتفاقاً نقطه‌ي آسيب‌پذيري آمريكا و اروپا در جريان پيش‌برد طرح خاورميانه‌ي بزرگ نيز همين كندي پيشرفت روند صلح خاورميانه است. آمريكا و اروپا طي دوسال گذشته با واقعيت‌هاي بسياري در منطقه كنارآمده‌اند، از جمله طرح تغيير رژيم‌هاي عربي، جاي خود را به همكاري با اين رژيم‌ها داده است؛حال پيام تازه به غرب اين است كه با واقعيت جمهوري اسلامي ايران نيز بايد كنار بيايد. آيا اين پيام روشن و قابل فهمي نيست؟

آسيب‌پذيري استراتژي بازسازي شده‌ي تهاجم بازدارنده، از جهتي با نسخه‌ي قديمي خود داراي تفاوت اساسي است. خط‌مشي صدور انقلاب، در شرايطي مطرح شد كه انقلاب ايران در اوايل پيروزي از ويژگي بسيج‌كنندگي بسيار قوي در داخل برخوردار بود و پشتيباني نه‌تنها ظاهري، بلكه حمايت عملي بسياري از اقشار مردم و نيز نيروهاي فكري و سياسي جامعه را نيز با خود به‌همراه داشت. اما واقعيت اين است كه به‌هرحال هر انقلابي دير يا زود مي‌بايست به مرحله‌ي تثبيت برسد. اگر مردم انقلاب‌كرده و جنگ از سرگذرانده؛ بعيد است كه تا سال‌ها به‌دنبال انقلاب ديگري باشند، به همان دليل هم بسيار دور از ذهن است كه توان همراهي انقلاب
مستمر با پاياني مبهم را داشته باشند

آيا در اين‌سوي، مديرانِ بحران اطمينان دارند كه شعارها در داخل نيز برانگيزاننده و بسيج‌كننده است؟ آيا سالانه 40 تا 50 ميليارد دلار درآمد آن‌هم متكي به قيمت‌هاي بالاي كنوني نفت. پشتوانه‌‌ي قابل اطميناني براي پذيرش فشارهاي فرساينده است؟
نشريه نامه - دي ماه 84

1 Comments:

Anonymous Anonymous said...

اصولا دکترين خاورميانة بزرگ از رويکردهای استراتژيک جمهموريخواهان آمريکا بشمار مي ايد، سياستی که موردمخالفت دمکرات ها نيز قرار نگرفته است. نکته آن است که پيشبرد يک استراتژی همانند بازی شطرنج نيازمند حرکتی دوسويه است. تاخير در حرکت ويا تغيير روية حرکت به معنای شکست اجتناب ناپذير محسوب نمي شود. به بيان ديگر اين نتيجة نهايی است که مشخص کننده پيروزی و يا شکست خواد بود. به هرحال استقرار دو حکومت جديد به روشی دمکتراتيک بجای دو حکومت مطلقا" غير دمکراتيک، نتيجة هرچند نه پايانی ولی موفقيت آميز به شمار مي آيد. از نحوة به گوشه فرستادن ايران در چالش حادث شده در جهان نيز ميتوان نشانه های پيروزی را ديد، هرچند تا انتهای بازی وقت باقي است.

7:27 PM  

Post a Comment

<< Home