خاور ميانه بزرگ در آينه آمريكا
در واقع طبق سناريوي پيشنهادي استراتژيستهاي مذكور، آمريكا در چارچوب يك طرح جامع براي تغيير جغرافياي سياسي- امنيتي خاورميانه، از طريق تغييررژيم عراق و استقرار حكومتي متمايل به امريكا و دور از ايران، اقدام به اعمال فشار بر ايران، سوريه و عربستان و گروههاي ضدآمريكايي و اسراييلي مينمايد تا بدان طريق مسالهي فلسطين را نيز حلنموده و در نهايت با زنجيرهاي از تغيير رژيم سياسي افغانستان، حذف رژيم صدام و مهار رهبري و تشكيلات فلسطيني همراه با اعمال فشارهاي شديد بر سوريه و ايران براي مجبور كردن آنها به دست كشيدن از رهيافتهاي غيرهمسو با آمريكا، واشنگتن از وضعيت يك ابرقدرت فراتر رفته و به يك "قدرت هژمون" تبديل خواهد شد كه توانايي تغيير رفتار يا عزل و نصب رژيمهاي سياسي را دارا باشد.اينكه استراتژيستهاي مذكور و محافظهكاران جديدي چون رايس،رامسفلد، ديك چني، ريچارد پرل و پل و ولفويتز به چه ميزان قادر به اجراي اين طرح جامع براي آيندهي خاورميانه خواهند شد، به ميزان توانمندي واشنگتن در كنترل و مديريت چالشهاي متعددي وابسته است كه سياست خاورميانهاي دولت بوش را بهويژه در عراق و فلسطين به چالش طلبيدهاند.بسياري از بازيگران منطقهاي در جهان عرب و منطقه با وقوف بر ارادهي آمريكا براي اجراي چنين سناريويي، بهسمت رايزني، مشورت و يارگيري براي دفاع از منافع و امنيت ملي خود حركت كردهاند. بدون شك موفقيت آمريكا در اجراي اين سناريو با منافع و امنيت بسياري از بازيگران منطقه (حتي برخي متحدين سنتي آمريكا نظير عربستان) همسو نيست و پاشنه آشيل اين سناريو نيز مخالفتهايي است كه هم در بين دولتها و هم در سطح افكار عمومي منطقه با آن وجود دارد و نمونهي آنرا ميتوان تمايل مردم عراق به گروهها و جريانات نزديك به ايران و منتقد آمريكا و نيز افزايش احساسات ضد آمريكايي در جهان عرب و اسلام دانست كه نتيجهي آنرا ميتوان در انتخابات پارلماني اخير مصر و رويكرد جدي مردم به نامزدهاي اخوانالمسلمين مشاهده كرد.
نشريه نامه ديماه 84


0 Comments:
Post a Comment
<< Home