صداقت در آینه پارادیم دینی
خاتمي، سروش، كديور و بسياري از چپهاي مذهبي به درستي گوشزد ميكنند كه ليبراليسم با دين تعارض دارد، اما صداقت حكم ميكند كه آنها در مقام يك فرد ديندار به صراحت ليبراليسم را نفي و طرد كنند، نه اينكه تمام آموزههاي ليبرالي را بپذيرند، اما آنها را دموكراسي بنامند و مدعي شوند كه دموكراسي با اسلام سازگار است و از مردمسالاري ديني دفاع نمايند.
غرض از تاكيد بر عنصر صداقت چيست؟ چرا اين اصل اخلاقي را در اين مقام از بحث تا اين حد مهم دانستهام؟ اصل مشهور هرمنوتيكيِ صداقت ما را در ارائهي هر تأويلي از متن، يا رخداد، يا فعل ديگران چنين ميداند: تأويلي باشد متوجه كل مسأله. حكمي باشد كه نه با يكي يا چند تا از اجزاء بل با كل متن خوانا باشد. همخواني دروني پديده يا متن را فراموش نكند. كساني كه انبوهي از آموزهها و باورهاي ليبرالي را ميپذيرند، اما حاضر نيستند آنها را به نام خودشان بخوانند، ادعا ميكنند كه براي حقوقي مبارزه ميكنند كه در اصل حقوق ليبرالي آدمها است، اما قبول نميكنند كه اين حقوق را به نام خودشان ليبرالي بخوانند، يا نميدانند يعني به درستي ليبراليسم را نميشناسند يا از ترس يا بنا به ملاحظهكاري اين همه را نه در كل و نه به نام خودشان، بل به نامي يا نامهايي جعلي ميخوانند. صداقت حكم ميكند كه وقتي ما از آموزههاي ليبرالي ياد ميكنيم يا ادعاي دفاع از آنها را داريم [يا در عمل از آنها دفاع ميكنيم] خود را ليبرال بدانيم. آن آموزهها را هم به نام راستينشان بخوانيم. نه اين كه در جهت آشتي دادن آنها با عقايد و اعمالي برآييم كه سرانجام در حكم نفي آنها هستند.
اکبر گنجی
غرض از تاكيد بر عنصر صداقت چيست؟ چرا اين اصل اخلاقي را در اين مقام از بحث تا اين حد مهم دانستهام؟ اصل مشهور هرمنوتيكيِ صداقت ما را در ارائهي هر تأويلي از متن، يا رخداد، يا فعل ديگران چنين ميداند: تأويلي باشد متوجه كل مسأله. حكمي باشد كه نه با يكي يا چند تا از اجزاء بل با كل متن خوانا باشد. همخواني دروني پديده يا متن را فراموش نكند. كساني كه انبوهي از آموزهها و باورهاي ليبرالي را ميپذيرند، اما حاضر نيستند آنها را به نام خودشان بخوانند، ادعا ميكنند كه براي حقوقي مبارزه ميكنند كه در اصل حقوق ليبرالي آدمها است، اما قبول نميكنند كه اين حقوق را به نام خودشان ليبرالي بخوانند، يا نميدانند يعني به درستي ليبراليسم را نميشناسند يا از ترس يا بنا به ملاحظهكاري اين همه را نه در كل و نه به نام خودشان، بل به نامي يا نامهايي جعلي ميخوانند. صداقت حكم ميكند كه وقتي ما از آموزههاي ليبرالي ياد ميكنيم يا ادعاي دفاع از آنها را داريم [يا در عمل از آنها دفاع ميكنيم] خود را ليبرال بدانيم. آن آموزهها را هم به نام راستينشان بخوانيم. نه اين كه در جهت آشتي دادن آنها با عقايد و اعمالي برآييم كه سرانجام در حكم نفي آنها هستند.
اکبر گنجی


0 Comments:
Post a Comment
<< Home