Monday, July 31, 2006

مرگ یک انسان به دلیل تفکر!!

نمي دانم که  خط آقاي اکبر محمدي چه بوده است اما مي دانيم که دانشجويي بوده است ، در دوره جواني  و طبيعتا با برداشتي راديکال تر از افراد مسن به محيط پيرامون
حال  مرگ اين جوان در زندان  را چه کسي پاسخگو است ؟! چگونه عده اي مي توانند در آينه وجدان خود اين فاجعه انساني را توجيه نمايند؟ آيا ايده و فکر مي تواند مبناي مرگ يک انسان شود؟
و به جاي تاسف و ابراز پشيماني و ... مي گويند:
سهراب سليماني،‌‏ مديرکل زندان‌‏هاي استان تهران در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا" با تأييد اين خبر، گفت: ايشان هر روز تحت نظر پزشک زندان بود و شب گذشته نيز فشارش ۱۲ بر روي هفت بود.وي افزود: پس از آن که شب گذشته حال محمدي بد مي‌‏شود، وي به بهداري زندان منتقل و تحت درمان قرار مي‌‏گيرد اما به اصرار خودش دوباره به بند منتقل مي‌‏شود و در آنجا دوباره حالش بد مي‌‏شود که در حين انتقال به بهداري در مسير راه فوت مي‌‏کند.سليماني در مورد ارتباط فوت اين دانشجوي زنداني با موضوع اعتصاب غذاي وي، گفت: وي اعلام کرده بود که قصد دارد اعتصاب غذا کند اما آب و چاي مي‌‏خورد و تحت نظر پزشک زندان بود.

Sunday, July 30, 2006

اسلام دین جنگ یا صلح

اسلام دين جنگ است يا صلح؟ اسلام و مسلمانان چه نسبتي با عمليات خشونت آميز دارند؟ آيا اسلام ستم بر زنان و سرکوب دگرانديشان را روا مي‌دارد؟ روشنگري و خردورزي چه جايگاهي در اسلام دارد؟ آيا اسلام با دمکراسي در تضاد است؟ علل دشمني جهان اسلام با جهان غرب چيست و آيا اين خصومت ابدي است؟ و سرانجام آنکه آيا دوران کنوني نقطه‌ عطفي در تاريخ اسلام است و جوامع مسلمان اينک، در آستانه‌ هزاره‌ سوم ميلادي، بر سر دوراهي قرار گرفته‌اند؟
به ‌تازگي کتابي در آلمان با عنوان "جهان اسلام بر سر دو راهي" منتشر شده است که نويسندگان آن کوشيده‌ اند در محدوده‌ مقالاتي کوتاه، شماري از چهره‌هاي سرشناس جهان اسلام و تني چند از متفکران مسلمان را ‌معرفي کنند و با انتقال چکيده‌ اي از نظرات آنان به‌ خوانندگان غربي، براي برخي از اين پرسش‌ها و پيشداوري‌ها پاسخ‌هايي بيابند.
چهره‌ هايي که در اين کتاب با نظرات آنان آشنا مي‌شويم، از کشورهاي مصر، ترکيه، ايران، سوريه، لبنان، مراکش، قطر، اندونزي و آفريقاي جنوبي برخاسته و برخي نيز در اروپا و آمريکاي شمالي ساکن‌اند. تأملي کوتاه در انديشه‌هاي اين شخصيت‌ها و نيز نگاهي گذرا بر کارنامه آنها، ‌تفاوت‌هاي اساسي در ديدگاه ‌ها و نظرات آنان را آشکار مي سازد. از اين رهگذر شايد بتوان به‌ وضوح مشاهده کرد که به‌ دست دادن قرائتي واحد از قرآن و يافتن روشي يکتا و برداشتي يگانه از ديانت اسلام ميسر نيست و هر کس از ظن خود در اين وادي طي طريق مي‌کند و پايبند ايمان و اعتقادات خويش است. يعني در واقع آنچه تا کنون دين اسلام را از خطر تبديل شدن به‌ ايدئولوژي مصون داشته است
سايت فارسي بي بي سي

Saturday, July 29, 2006

شکست اصلاح طلبی در آینه اصلاح طلبان بی استراتژی

امروز جنبش دمکراسی ايران به پايان استراتژی گذار از طريق چانه زنی، استراتژی حجاريان – مشارکت رسيده است. با اقبال روز افزون گنجی و "تحريميان" ديگر، با تحرک و استقلال دفاتر تحکيم وحدت و جنبش های اجتماعی حقوق زنان، کارگران و اقليت ها از اصلاح طلبان آبرو باخته، جنبش به استراتژی تازه ای برای گذار به دمکراسی نيازمند است
شکست اصلاح طلبان در ايران امروز ديگر امری است که رهبران جنبش اصلاح طلبی جملگی بر آنند. محمدرضا خاتمی می گويد: « اين حرف مورد قبول است که اصلاح طلبان شکست خوردند» و تاج زاده می گويد: « البته پذيرش شکست مهم است. چون اگر نپذيريم نمی توانيم واقعيات را درست تحليل کنيم و بر اساس آن راه حل مناسب ارائه کنيم. بنابراين پذيرش شکست را مقدمه بسيار ضروری می دانيم برای فهم درست واقعيت. در حقيقت به جای اينکه به فرا افکنی بپردازيم و صورت مسئله را پاک کنيم بايد ببينيم کجا ضعف داشته ايم و برويم به سمت رفع آن. ۱» و عباس عبدی در گفت و گو با «روز» در مورد اصلاح طلبان می گويد: «اينها همه گاف داده اند. حالا بايد بنشينند اول گذشته را نقد کنند. ببينند قبلا چه کارهايی انجام داده اند. اگر اين کار را با صداقت انجام دادند؛ بعدا می توان گفت مشغول انجام دادن کاری هستند.»
سایت  گویا

سپاه در آینه فرماندهان گذشته

به نظرمن اين سازمان درعمر ۲۷ ساله خود، دچار سه انحراف گشته که اکنون هريک ازآنها به صورت خطری عمده برای کشور درآمده و ضربات جبران ناپذيری به مملکت زده و می زند. لذا يک به يک به بررسی اين سه انحراف می پردازم.
انحراف اول باورود محسن رضايی و محمدباقر ذوالقدر و دوستان ايشان به سپاه آغاز شد.اين گروه پس ازفتح خرمشهردررأس سپاه قرارگرفت وبه سرعت شروع به تبديل سپاه به يک ارتش منظم وکلاسيک نمود.قراربود پس ازبيرون راندن ارتش عراق ازايران، جنگ تمام شود وبا اعلام آتش بس يکطرفه هم به لحاظ سياسی و هم به لحاظ نظامی حکومت ايران درمقابل رژيم بعثی عراق دست بالا را داشته باشد. اما اينان به کمک آقای هاشمی رقسنجانی، آقای خمينی را هم قانع کردند که بايد برای دفاع ازخرمشهرهم که شده به داخل خاک عراق بروند وبصره را فتح کنند. به اين ترتيب بايدمسئوليت شش سال دوم جنگ که بيهوده و طولانی وبسيارخسارت بارهم بود برعهده اين گروه وباندجديدحاکم برسپاه دانست. اين افرادبعدها باتعبيه سلسله مراتب درسپاه برای خود مناصب ژنرالی هم دست وپاکردند.بدون داشتن دانش وتخصص نظامی، دراين ساليان طراح چندين عمليات بزرگ و بسيارخونبارنظيرخيبروبدروکربلای ۴و۵ شدند که بهای آن، شهادت هزاران نفرازفرزندان ايران بود.
آمار نشان می دهد که ازحدود ۲۶۷ هزار نفر شهيد و حدود ۵۰۰ هزار نفر مجروح جنگ، کمتر از ده درصد آن در دوره دو ساله اول جنگ و دفاع از کشور يعنی تا زمان عمليات آزادی خرمشهر بوده است.
انحراف دوم در زمان رياست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی و به دست ايشان اتفاق افتاد. سياست غلط آقای رفسنجانی برای اين که تمام دستگاههای دولتی به سراغ کسب درآمد بروند، وقتی به وزارت اطلاعات و سپاه رسيد، فاجعه خلق کرد. اين دو سازمان با اسلحه و دستبند وارد تجارت شدند. امری که در هر جای دنيا مافيا خلق می کند. در شوروی هم چون ک گ ب، وارد تجارت شده بود، بعد ازسقوط کمونيست ها،روسيه به سرعت صاحب يکی از قوی ترين تشکيلات جنايتکاری سازمان يافته شد.
اما انحراف سوم درزمان رهبری آقای خامنه ای و در سايه بی تدبيری ايشان اتفاق افتاد.اين انحراف واردکردن سپاه به عرصه سياست بود. پاره ای فرماندهان سپاه، قبلاً هم جاه طلبی های سياسی ازخود نشان داده بودند امابا تأکيد شديد آقای خمينی برای منع فرماندهان نظامی ازورود به سياست ومراقبت بدنه سپاه ازاين اصل، درزمان حيات وی چنين امری برای فرماندهان سپاه ناممکن بود.درزمان رهبری آقای خامنه ای انتصابات سياسی درسپاه شتاب بی سابقه ای بخودگرفت. ايشان دردوره جنبش اصلاحات برای جبران کمبودحمايت مردم ازخودش وبرای سرکوب مخالفين، پای بخش هايی ازسپاه،بخصوص بسيج رابه عرصه سياست بازکرد. خاطرم هست يکبارآقای رحيم صفوی فرمانده تقريباً هيج کاره سپاه،دريک سخنرانی به روزنامه جامعه حمله کرد وتعابيری چون بيرون آمدن ماروعقرب ازسوراخ مطبوعات وبريدن زبان وقطع کردن کله رابه کار برد.

سایت گویا -  محمد محسن سازگارا