شمع و حیات
نوری بر تاریک خانه اوین می تابد. ناباورانه امید بستم که این آخرین قربانی اوین باشد. سد افسوس که چنین نشد و اینک در تابستان هشتاد و پنج در سوگ اکبرمحمدی، هم بند دیگری باید نشست.
چرا دماوند چنین خاموش ایستاده است.
به یاد همه یاران به خون غلتیده و هم بند از دست رفته ام، جمعه سیزدهم مرداد، ساعت هشت شب، شمعی روشن نموده و دست های خود را به نشانه خشم و بیزاری از هیولای مرگ، مشت خواهم نمود.
تهران، دهم مرداد ۱۳۸٥عباس امیر انتظام
چرا دماوند چنین خاموش ایستاده است.
به یاد همه یاران به خون غلتیده و هم بند از دست رفته ام، جمعه سیزدهم مرداد، ساعت هشت شب، شمعی روشن نموده و دست های خود را به نشانه خشم و بیزاری از هیولای مرگ، مشت خواهم نمود.
تهران، دهم مرداد ۱۳۸٥عباس امیر انتظام


0 Comments:
Post a Comment
<< Home