Monday, August 07, 2006

مشروطه خواهی و جمهوری خواهی

يعني شما معتقديد بدون گذر از مشروطيت نمي شود به جمهوريت رسيد؟
فکر نمي کنم بشود به صورت مسالمت آميز به آن رسيد. يعني اين گذار قطعا با خشونت همراه خواهد بود. چنانکه تجربه تاريخي نشان مي دهد به علت عدم آمادگي و وحدت نيروها بازهم جنبش به کشمکش هاي دروني مي انجامد و اين جنبش باز از درون، خودش را تضعيف مي کند و شکستش را رقم مي زند.
مشروطه خواهي و حکومت مشروطه يک دوره تدارک و آمادگي براي جمهوري خواهي و حکومت جمهوري است. همه کشورهاي اروپايي براي رسيدن به جمهوري، دوره مشروطه را که يک دوره طولاني و باثبات بوده، داشتند. در سايه حاکميت قانون – با تمام معايب و نواقصش توانستند احزاب و سازمان هايشان را رشد بدهند و خودآگاهي هاي اجتماعي و ملي به وجود بيايد و تئوري ها پخته شوند و بعد با يک اجماع نسبتا بالايي براي انتقال به مرحله بعدي آماده شوند.
متاسفانه به اين دليل که عمر دولت ملي در ابتداي مشروطه و در دوران نهضت ملي و سال هاي ابتدايي انقلاب 57 بسيار کوتاه بود،فرصت لازم براي توسعه نهادهاي اجتماعي و سازمان يافتگي توده ها و نيز تکامل جنبش اصلاح ديني که در درون خود به معناي انباشت بيشتر تئوريک هم هست فراهم نيامد. به اين دلايل فکر نمي کنم جامعه ما، هم به لحاظ تئوريک و هم به لحاظ اجتماعي، آمادگي و وفاق و اجماع لازم براي ايجاد يک دموکراسي فراگير توده اي، يعني دموکراسي مستقيم را داشته باشد
لازمه موفقيت مشروطه خواهي نيروهاي مشروطه خواه هستند. باتوجه به شناختي که از اين نيروها در ايران داريم بازهم مي توان به پروژه مشروطه خواهي اميد بست؟
آنها فقط به شرطي مي توانند موفق شوند که آمادگي داشته باشند. اما قطعا اگر آنها آمادگي داشتند فرصت طلايي 8 ساله خرداد 76 به بعد را از دست نمي دادند.
مصاحبه پيمان
.

0 Comments:

Post a Comment

<< Home