تعادل اندیشه و عمل اجتماعی
تجربه نشانداد كه شريعتي در شناخت مشكل جامعهي ايران از نبوغ درستي برخورداربود.توسعه بدون انگيزهي شورانگيز راه به جايي نميبرد.
تجربهي سحابي نشانداد كه پروژهي توسعه، بدون باور خلاق و نو و بوميشده موفق نيست و پروسهي نوانديشي بدونعنايت به توسعه، هرچند مسير خود را ميرود اما سمتوسوي مردمي نمييابد و دستآورد مردمپسند عيني به معني رفاه جامعه به ارمغاننميآورد.
بعد از شريعتي، جريان روشنفكري ديني حلقهي كيان با طرح اين ايده كه انديشيدن درست، پيشرفت و توسعه و آزادي بههمراه ميآورد، مسير نادرستي را در جامعهي ما مطرح نمود كه بعدها گرايشهاي فيلسوفانه در جامعهي ما آن را پيگرفتندگفتمان نوگرايي ديني حلقهي كيان كه اصلاحطلبان با نوگرايي بهفكر دموكراسي و پيشرفت بودند، دكترحسين عظيمي در سال 1376 در مصاحبهاي گفت با اين اقتصاد، جامعه مدني نميشود.
درحاليكه مشكل جامعهي ما فقط فقدان تفكر دانستن آنگونه كه انديشمند محترم سيدجوادطباطبايي مطرح ميكند، نبود. "تاريخ بشر تاريخ فكر است اگر درست بينديشيم به بنيادگرايي مبتلا نميشويم." اين جمله توسط طرفداران دكتر سروش در دههي 70 ه.ش تكرار شد و اين درست انديشيدن با فلسفيشدن همراه گرديد، بهگونهاي كه ميان ذهن و عين، و نوانديشي و توسعه فاصلهاي هزارساله افتاد.
رييسجمهور و جريان عمدهي اصلاحطلب دروهي اصلاحات، نوگرايي بدون توجه به توسعه را پيگرفتند. بهعبارتي سيدمحمدخاتمي و تيم همراه وي و جبههي مشاركت ايران اسلامي بهفكر توسعه نبوده، بلكه به فكر نوانديشي و نوگرايي و جامعهمدني بودند.
اين تجربه نشانداد كه خاتمي در توصيههاي توسعهگرا از سوي دكتر حسين عظيمي و مهندس سحابي چندان حساسيت ندارد اما در دنياي نوگرايي انديشهها غوطهور است و بيشتر به رعايت صحيحالفاظ درمورد دموكراسي و آزادي ميانديشد. اما دموكراسي و آزادي با كدام زيرساخت اجتماعي ممكن است، آنهم در جامعهاي كه آزادي، دشمنان قدرتمند دارد.
عنصر آزادي، بدون توسعه، از مردم دور افتاده و بهاينترتيب بعد از هشتسال و در انتخابات رياستجمهوري نهم، اين دورافتادگي در قالب شعار عدالت در برابر آزادي خود را نشان داد.
تقي رحماني – نشريه نامه 52
تجربهي سحابي نشانداد كه پروژهي توسعه، بدون باور خلاق و نو و بوميشده موفق نيست و پروسهي نوانديشي بدونعنايت به توسعه، هرچند مسير خود را ميرود اما سمتوسوي مردمي نمييابد و دستآورد مردمپسند عيني به معني رفاه جامعه به ارمغاننميآورد.
بعد از شريعتي، جريان روشنفكري ديني حلقهي كيان با طرح اين ايده كه انديشيدن درست، پيشرفت و توسعه و آزادي بههمراه ميآورد، مسير نادرستي را در جامعهي ما مطرح نمود كه بعدها گرايشهاي فيلسوفانه در جامعهي ما آن را پيگرفتندگفتمان نوگرايي ديني حلقهي كيان كه اصلاحطلبان با نوگرايي بهفكر دموكراسي و پيشرفت بودند، دكترحسين عظيمي در سال 1376 در مصاحبهاي گفت با اين اقتصاد، جامعه مدني نميشود.
درحاليكه مشكل جامعهي ما فقط فقدان تفكر دانستن آنگونه كه انديشمند محترم سيدجوادطباطبايي مطرح ميكند، نبود. "تاريخ بشر تاريخ فكر است اگر درست بينديشيم به بنيادگرايي مبتلا نميشويم." اين جمله توسط طرفداران دكتر سروش در دههي 70 ه.ش تكرار شد و اين درست انديشيدن با فلسفيشدن همراه گرديد، بهگونهاي كه ميان ذهن و عين، و نوانديشي و توسعه فاصلهاي هزارساله افتاد.
رييسجمهور و جريان عمدهي اصلاحطلب دروهي اصلاحات، نوگرايي بدون توجه به توسعه را پيگرفتند. بهعبارتي سيدمحمدخاتمي و تيم همراه وي و جبههي مشاركت ايران اسلامي بهفكر توسعه نبوده، بلكه به فكر نوانديشي و نوگرايي و جامعهمدني بودند.
اين تجربه نشانداد كه خاتمي در توصيههاي توسعهگرا از سوي دكتر حسين عظيمي و مهندس سحابي چندان حساسيت ندارد اما در دنياي نوگرايي انديشهها غوطهور است و بيشتر به رعايت صحيحالفاظ درمورد دموكراسي و آزادي ميانديشد. اما دموكراسي و آزادي با كدام زيرساخت اجتماعي ممكن است، آنهم در جامعهاي كه آزادي، دشمنان قدرتمند دارد.
عنصر آزادي، بدون توسعه، از مردم دور افتاده و بهاينترتيب بعد از هشتسال و در انتخابات رياستجمهوري نهم، اين دورافتادگي در قالب شعار عدالت در برابر آزادي خود را نشان داد.
تقي رحماني – نشريه نامه 52


0 Comments:
Post a Comment
<< Home