Tuesday, October 24, 2006

نگاهی ساده به موضوعی ساده و غیر سیاسی

با تکيه بر همين سادگي و سهولت، تا پيش از پانزده سال اخير، هرگز "زمان عيد فطر" به مساله و دغدغه مومنان تبديل نشد. رهبر فقيد انقلاب نيز براي تشخيص زمان عيد، ادعا و يا تشکيلات خاصي نداشت و اطمينان حتي يکي از فقيهان قم به خبر افراد مورد اعتمادش درگوشه اي از کشور، کافي بود تا رهبري، مردم و رسانه ها به سادگي از شب و روز عيد با خبرشوند و در جشن فراگير ملي شريک و سهيم باشند.

1- ديدن هلال ماه نو در هر نقطه از جهان، که ميان ما و آن نقطه در حتي ساعتي از شب، اشتراک وجود دارد، کافي است تا آغاز يا پايان ماه براي ما نيزثابت شود. [مرحوم آيت الله خويي / مستند العروه الوثقي /ج 2/ص 119]

2- از نظر شريعت ديدن هلال ماه نو، هدف و موضوع نيست بلکه يک راه است براي اثبات آغاز ماه و اين نتيجه، از هر راه اطمينان بخشي [ نظير ساز و کارهاي مدرن که به آساني زمان امکان ديدن هلال ماه را پيش بيني مي کند ] به دست آيد، مورد قبول شريعت است. [علامه سيد محمد حسين فضل الله/مقاله ي بررسي فقهي ثبوت هلال bayynat.ir]

با التزام به دو نظر گذشته، مسلمانان مي توانند در اکثر نقاط جهان، يک روز را به عنوان عيد فطر جشن بگيرند واز شادي، آرامش معنوي و کارکردهاي مثبت آن بهره مند شوند.

محمد جواد اکبرين

--
آينه

Monday, October 23, 2006

دین شخصی یا حکومتی

در اين نوشته خواهم گفت كه چه نتيجه‌اي از رويت ماه در تائيد وجه شخصي دين در اسلام مي‌توان گرفت.
به لحاظ عيني در هر منطقه معيني فقط و فقط يك شب است كه ماه با چشم عادي قابل رويت است و از اين حيث بايد گفت در عالم واقع و عيني فقط و فقط يك روز معين مي‌تواند عيد باشد (در منطقه معين) اما به لحاظ شرعي اين چنين نيست. بلكه ممكن است يك روز براي فرد «الف» عيد باشد و واجب است كه افطار كند و همان روز براي فرد «ب» روز پاياني رمضان است و واجب كه است روزه بگيرد. چطور؟
در واقع اين نگرش كاملاً صحيح است، زيرا اگرچه در واقعيت امر فقط يك روز عيد است، اما هر كس موظف است برحسب درك و مسئوليت خود عمل كند. حتي در تقليد از مراجع نيز، هر فرد موظف است كه شخصاً و با مسئوليت خود مرجع خود را برگزيند. مثال ديگر در نماز جماعت است
عباس عبدی
 

سؤال : اگر مرجع تقليدى فتوا به اول ماه بودن دهد آيا مقلد مىتواند به علت عدم اعلام عده کثيرى از مراجع مبنى بر ثبوت هلال، برخلاف نظر مرجع خود عمل نمايد؟

پاسخ:  ثبوت و عدم ثوبت هلال، يك موضوع خارجى است و تشخيص آن، مربوط به خود مكلف است نه مرجع تقليد. و مكلف به هر طريقى اطمينان يا حجت شرعى نسبت به هلال نفياً و اثباتاً پيدا كند بايد بر طبق آن عمل نمايد. اثبات و عدم اثبات در نظر مرجع تقليد و ساير بزرگان و يا كارشناسان فن، براى حصول اطمينان مؤثّر است.،
--موسوی اردبیلی

 
 
 
آينه

Saturday, October 21, 2006

تاملی در منابع اعتقادی و فضایل فرابشری ائمّه

بسیاری از مباحث اعتقادی به ویژه در حوزه فضایل فرابشری ائمّه(ع) از قبیل علم لدنّی ایشان مستندی جز روایات ندارد که قوی ترین این مستندات روایی در اصول کافی آمده است که از کتب مشابه از قبیل « بصائر الدرجات صفار قمی » یا« محاسن برقعی » به مراتب معتبرتر است. امّا این روایات منقول در« کافی » از اعتبار کافی برخوردار نیستند؛ به عنوان نمونه، در اصول کافی بابی است به عنوان اینکه ائمه هر زمان که بخواهند بدانند، می دانند. ( إنَّ الائمّة إذا شاؤُوا أَن یَعلَمُوا عَلِمُوا) در این باب، کلینی 3 روایت نقل کرده است که یکی ضعیف و دو تای دیگر مجهول است؛ یعنی هر سه فاقد اعتبارند.
نتیجه بحث:
1) فضایل فرابشری ائمّه(ع) مستندی جز روایات ندارند.
2) اکثراین روایات به لحاظ سندی فاقد اعتبارند. ( بیش از 70% )
3) در روایاتی که به لحاظ سندی معتبرند، با توجّه به دسیسه غُلات و مفوّضه در جعل احادیث متعدد در فضائل فرابشری ائمّه(ع)، اصل برعدم صدور این گونه روایات است، مگر خلاف آن اثبات شود.
4) اساساً در اصول دین و مسائل اعتقادی، علم قطعی و یقین لازم است و با خبر واحد ظنّی نمی توان اصلی از اصول دین و مسأله ای از مسائل اعتقادی را اثبات کرد.
5) اگر فضائل فرابشری ائمّه(ع) تعبّدی محسوب شوند، در این صورت علاوه بر اینکه این تعبّد محتاج دلیل معتبر است، امر تعبّدی در حوزه اعتقادی نمی تواند واجب الاعتقاد باشد؛ بلکه اگر علم آن برای کسی اتّفاق افتاد، اعتقادش لازم می شود.
6) برای شناخت ابعاد وجودی ائمّه هدی(ع) نمی توان از چهارچوب کلی قرآن کریم و سنّت قطعیه پیامبر(ص) و روایات قطعیه الصدور از خود ائمّه(ع) و ضوابط عقلی قطعی پا فراتر نهاد.
والحمدلله.
*خلاصه سخنرانی شب 23 ماه رمضان در حسینیه ارشاد (24/7/1385) محسن کدیور



--
آينه

پسركشی یا پدركشی،

غرض ما از این نوشتار اثبات این مدعاست كه به كمك اسطوره رستم و سهراب می توان بخشی از تاریخ معاصر را مورد بررسی قرار داد و درس فراوان از آن گرفتتاریخ صدساله ما مدعی تجربه اسطوره رستم و سهراب است. در مقاطعی مختلف پسران عجول در مخالفت با پدران محافظه كار خود، به ناپدری ها روی آورده اند كه در عمل افراسیاب یا كیكاووس گونه بوده اند. به زبان سیاسی در مقاطع تاریخی نیروهای میانه رو و رادیكال طبقه متوسط كه باید بانیان تحقق دموكراسی باشند، با جدال و كشمكش های داخلی یا عدم كمك به یكدیگر آب به آسیاب نیروهای قبل از دموكراسی یا غیردموكرات ریخته اند. این واقعیت غم انگیز بارها در جامعه ما تكرار شده، اما می باید از وقوع آن به نفع تحقق دموكراسی جلوگیری كرد. برای جلوگیری از این واقعه می باید گذشته را مورد بررسی قرار داد و دلیل این كشمكش یا جدال دو قشر و لایه طبقه متوسط در جامعه را مورد بازشناسی قرار داد. تكرار این كشمكش میان جریان های درون طبقه متوسط، نشان از بیماری مزمن كشمكش، راهبردهایی برای تحقق آزادی و عدالت در جامعه ما می دهد. در این دور تكراری در تاریخ معاصر، رادیكال ها با خواسته های افراطی یا مشروع بدون راهبرد عملی در تقابل با میانه رو های آزادیخواه قرار می گیرند كه موقعیت محكمی در سیستم ندارند. در نتیجه رادیكال ها میان نیروی میانه رو و اقتدارطلب فرق نمی گذارند و در این مواجهه، نیروهای رادیكال سركوب، مهار یا كنترل می شوند كه نتیجه كار یكسان است و نتیجه همان تضعیف جریان دموكراسی خواه است. در شرایطی كه رادیكال ها سركوب، كنترل و مهار می شوند، در مواجهه با میانه روها قرار گرفته و تا حدودی مشروعیت آنان را زیر سئوال می برند.از سویی نیروهای میانه رو به دلیل محافظه كاری و تجربه در فزون خواهی رادیكال ها، از ترس برهم ریختن نظم كلی به محافظه كاران غیردموكرات نزدیك می شوند كه چنین تعاملی نیز رفتاری نادرست است. به عبارتی استمرار پسركشی در جامعه، سنت دیرینه شده اما بعد از این پسركشی پدر نیز مغلوب ناپدری می شود كه بر هر دو جریان غلبه می كند.
از همین روی میانه روها نباید تقصیر را به گردن دموكرات ها و رادیكال ها بیندازند، بلكه می باید نقش خود را در ایجاد افراط و تفریط در جامعه مورد ارزیابی قرار دهند. در سایه تفاهم آزادیخواهان و دموكرات های رادیكال است كه می توان به اهداف مشترك رسید و به راهبرد واحد برای تحقق اهداف نائل آمد. پذیرش این سه اصل بنیادین كه نیاز جامعه ماست یعنی ۱ تحقق دولت ملت مدرن است. ۲ در دولت ملت مدرن شهروندان حق انتخاب كردن و انتخاب شدن دارند. ۳ دولت قانونمند عرصه تحقق قوانین است و حوزه عمومی محل عرصه ایده و ایدئولوژی هاست، كه می باید مورد توافق همگان قرار بگیرد. آنگاه این درایت و توافق حكم می كند كه نیروهای طرفدار دموكراسی با گرایش میانه رو و رادیكال بر تحقق دولت ملت مدرن همت گمارند. در سایه این توافق می توان امیدوار بود كه در جامعه حوزه های رادیكال دموكرات و لیبرال به وجود آید و بر ساختار قدرت نیز تاثیر قانونمند بگذارد. به عبارتی با حضور میانه روها در قدرت، امكان تاسیس حزب وجود دارد. اما محافظه كاران سنتی و افراطی چنین اجازه ای را به رادیكال ها نمی دهند. اسطوره رستم و سهراب را باید در این مورد كنار گذاشت و به اسطوره كیخسرو
گرایش یافت. چنین امری محقق نمی شود مگر اینكه آزادیخواهان، رادیكال ها و دموكرات ها با خوانش تاریخ گذشته به قصد نقد خود اقدام كنند و در بزنگاه های مهم در فضای مناسب با همكاری اصولی با یكدیگر راه پرپیچ و خم و سنگلاخ دموكراسی خواهی را هموار كنند
تقی رحمانی .