Friday, March 14, 2008

انتخابات بی مضمون

شما نگاه کنید، تا روز آخر بحث این بوده که چه کسی تایید و چه کسی رد بشود. آخر این که نشد که راجع به اصل موضوع، هیچ کسی صحبتی نمی‌تواند بکند. یا مثلا اینکه گفته بشود شرایط خطیر است به این خاطر شرکت می‌کنیم. این که دلیل شرکت در انتخابات نیست. در انتخابات می‌خواهند بروند رای بدهند، مجلسی انتخاب بشود، کاری بکند. چه ربطی به شرایط خطیر و این حرفها دارد. این شرایطی‌ست که ۳۰ سال بوده و همیشه هم هست و برای هیچ کسی هم آخرش معلوم نمی‌شود که کی خطیر است و کی خطیر نیست. آنچه مشکل اصلی انتخابات ما هست که در واقع ناشی از همان مشخصات هم هست، این است که در واقع انتخابات فاقد حداقل مضمون است. به همین دلیل است که من شخصا از این زوایه هست که شرکت در آن را نفی می‌کنم. اما خب یک عده‌ای هم معتقدند که باید شرکت کرد و در واقع اجماعی در میان طرفین نیست و فکر می‌کنم بهرحال باید در رابطه با این موضوع به نظر آنها هم احترام گذاشت.


عباس عبدی
--
آينه

Thursday, March 06, 2008

نقطه حضیض تعامل

بيانيه ي سازمان دانش آموختگان آنچه بيش از هر چيز ديگري جلب نظر مي کند عبارتي است ‏بدين مضمون "مجلسي که ترکيب آن پيشاپيش به نحوي تعيين شده باشد، از آن ميزان از اهميت برخوردار نخواهد بود که ‏نياز به موضع گيري نيروهاي سياسي در مورد شرکت يا عدم شرکت مردم در آن باشد".

--
آينه

تعیین سرنوشت خود یا حکومت

احمد جنتي، دبير شوراي نگهبان: "رفتن به پاي صندوق هاي رأي در انتخابات، کاري مي کند که با هيچ قدرتي نمي توان ‏انجام داد و دشمن کوب است و آن ها را نابود مي سازد و مسئولان و خدمتگزاران نظام را دلگرم مي کند و به آنها شجاعت ‏ايستادگي در برابر دشمنان نظام مي دهد... حضور حداکثري مردم در انتخابات به دشمنان مي فهماند که با چه کساني سر و ‏کار دارند... انتخابات اهميت بسيار بالايي دارد و سرنوشت مردم در چهار سال آينده را مشخص مي کند و حضور گسترده ‏مردم در انتخابات نشان عظمت، شکوه، اقتدار و مردم سالاري ديني واقعي است. حضور در انتخابات نشان مي دهد مردم ما ‏ايستاده و حاضر در صحنه اند و مشکلات را تحمل مي کنند و هر چه آرا بيشتر باشد، موفقيت هاي نظام بيشتر خواهد شد و ‏قلب دشمنان را مي شکافند و آن ها نااميد مي شوند"(11 اسفند86).‏ :

‏خامنه ای :"من اصرارم در همه ي انتخابات ها بر حضور است. بايد آمد سر صندوق رأي، به کوري چشم دشمن بايستي رأي داد. ‏دشمن مي خواهد که ملت انتخابات نداشته باشد... وقت انتخابات هم که مي شود- شايد يادتان باشد- غالباً قبل از انتخابات يک ‏حرف مي زنند که معنايش اين است که مردم در انتخابات شرکت نکنند، کارهايي مي کنند، تلاش مي کنند، گاهي به وسيله ‏آدمهاي غافل و فريب خورده، گاهي به وسيله ي آدمهاي وابسته، کارهايي مي کنند که بلکه مردم را از شرکت در اين مراسم ‏عظيم باز بدارند، که انتخابات يکي از اين مراسم بسيار عظيم است. من توصيه ام به مردم... اين است که بيايند وارد اين ‏ميدان شوند، صندوق هاي رآي را پر رونق کنند... اين مجاهدت است، اين جهاد است، اين زحمت پيش خداي متعال اجر ‏دارد، بروند رأي بدهند" (29بهمن ماه 86).‏

شورای فعالان ملی مذهبی اعلام نمود از آنجا كه فرايند حاكم بر انتخابات، برخلاف ميثاق انقلاب و نيز منشورهاي جهاني و قوانين داخلي حافظ حقوق اساسي ملت، با رد صلاحيت‌هاي گسترده، «انتخابات» را از معناي اصلي و عرفي آن خارج كرده و به شكلي دو مرحله‌اي و به شدت محدود و گزينشي درآورده و از حالت آزاد و مؤثر دورنموده است؛
 
عیسی سحرخیز : هيچ ناظر منصفي انتخاباتي را كه در آن نيروهاي مخالف و منتقد امكان حضور و مشاركت نداشته باشند، ‏انتخاباتي "آزاد و سالم" نمي نامد. هيچ عقل سليمي حذف هزاران نامزد مستقل، اصلاح طلب و تحول خواه- ‏حتي كساني كه سال ها در پست هاي بالاي اجرايي و قانونگذاري نفش ايفا كرده اند- را در مسير برگزاري ‏‏"انتخابات آزاد، سالم، عادلانه و رقابتي" ارزيابي نمي كند. هيچ كسي انتخاباتي مهندسي شده را كه اكثر ‏نامزدها و رقباي مردمي و صاحب راي حذف شده باشند و تكليف حدود دو سوم حوزه ها و نمايندگانش از پيش ‏تعيين شده باشد انتخاباتي "عادلانه و رقابتي" نمي داند؛ بديهي است كه از نگاه لايه هاي مياني احزاب و گروه ‏هاي اصلاح طلب و نخبگان نزديك به آنان، اين موارد همه نشانه هاي "انتصابات"‌ است و "انتخابات ‏فرمايشي".‏

با تمام این موارد برخی وضعیت را با کشورهای دیگر مقایسه می کنند و مثلا فرانسه و حضور حداکثری را طرح می کنند مثلا سحر خیز می گوید : آيا ايران و ملت ميهن دوست آن با موردي بديع مواجهند؟ آيا شهروندان ديگر كشورها در برابر چنين دو راهي ‏دشواري قرار نگرفته اند؟ به عنوان مثال، آنگاه كه در انتخاب رياست جمهوري پيشين فرانسه اكثر قريب به ‏اتفاق ملت، از هر حزب و گروهي به پا خاستند، حتي به رقيب سياسي خود، ژاك شيراك راي دادند تا لوپن، ‏نماينده ي راست افراطي بر سرنوشت شان حاكم نشود، نمي توانستند به پاي صندوق هاي راي نروند؟ حتما ‏قادر بودند، اما آنها راهي ديگر را برگزيدند. راه و شيوه اي بديع تا بي سابقه ترين انتخابات را بعد از جنگ ‏جهاني دوم شكل دهند و نماينده ي راستگرايان را با 83 درصد آرا در برابر 17 درصد فاشيست ها راهي كاخ ‏اليزه كنند. يا نه، در همين كشور، آنان كه در انتخابات رياست جمهوري گذشته ي ايران در خانه نشستند يا بر ‏سياست تحريم دميدند، اكنون از نتيجه ي كار خود، رياست جمهوري احمدي نژاد، راضي هستند؟

ولی نکته کلیدی آنست که آیا ایران فرانسه است آیا نگاه حاکم بر جامعه روشنفکری و جامعه مدنی تغییر است و یا نگاه عمومی سرخوردگی و عدم امکان برون رفت. موقعیت یابی و ضعیت جاری که حتی در طیف اصلاح طلب نیز تصور روشنی وجود ندارد و در نگاه طیف ملی مذهبی نیز عدم حضور توجیه شده است و جهت گیری عمومی در انتخاب افراد توسط رهبر کشور ایجاد مکانیزمهای کنترلی و یک صدایی است کمک به این نگاه سبب ایجاد تضاد درونی بین طیف به اصطلاح راست نخواهد شد؟
  . دلایل به ظاهر خنده آور وضع موجود را نبوی به زیبایی اعلام نموده است با این دیدگاهها حداقل عدم حضور باعث خواهد شد که در جامعه جهانی ( که ظاهرا هم خیلی برای آقایان مهم نیست) فضای اعتبار بیرونی و تبلیغات را با کاهش مشارکت در انتخابات تحت الشعاع قرار داد. و در درون جامعه نیز با توسعه تضاد بین جناح پیروز فضای نوینی را برای جناحهای اصلاح طلب واقعی در دوره های بعدایجاد نمود
این توجیه دلایل منطقی بیشتری می یابد وقتی به این نکته توجه نماییم که مجلس در کشور ما بیشتر پیگیر مسائل روزمره است تا مسائل درازمدت و توسعه حضور جناح راست بدهی اجتماعی این گروه را بیشتر خواهد کرد

--
آينه