Thursday, September 11, 2008

پیش بینی مصدق از اثر ورود سرکردگان شیعی


آخرين گفتگوهاي دکتر مصدق با آندره بريسو، خبرنگار فرانسوي در ‏پانزده ژوئيه هزاونهصدو پنجاه ويک را منتشر کرده است:‏

مصدق به من گفت: من پير شده ام. فکر نميکنم به سن هشتاد برسم . شايد هرگز نتوانم به آنچه براي کشورم آرزو ‏ميکنم جامه عمل بپوشانم ولي مطمئنم ديگران خواهند آمد، که پس از من اين کار ها را به انجام خواهند رسانيد. ‏آنها امپرياليست ها و شوروي ها را بيرون خواهند کرد. شاه را يا از بين ميبرند و يا اخراج ميکنند. او با اينکه نرم ‏خوست، آرزوي بزرگش اين است که جاي کورش را بگيرد و همه کاره مملکت شود. فکر نميکنم حزب توده قادر ‏به گرفتن و حفظ قدرت باشد. همينطور ارتش را توانا براي بر خاستن و بر پايي يک نظام ديکتاتوري نمي بينم. ‏اميدوارم سر کرده هاي شيعه قصد جدي براي ورود به عرصه سياست نداشته باشند. اگر چنين شود، ايران در ‏آستانه وضعيت فاجعه آميزي قرار خواهد گرفت که بدوا همسايگان ايران (عراق، سوريه و اردن) را در حالت ‏جنگي با ما قرار ميدهد. من واقعا از اين تشکيلات مذهبي هراس دارم. درست است که ما مسلمان هستيم، ولي در ‏واقع عرب نيستيم و رودرروي سني ها قرار داريم. بدين ترتيب تشکيلات آخوند هاي شيعه با آن سلسله مراتب و ‏امکانات اگر به قدرت دست يابد، ما در داخل مواجه با انقلابي خونين خواهيم شد و در خارج بايد نتايج جهاد عليه ‏عراق و اردن و سوريه را تحمل کنيم. فکر نميکنم مصر و حتا اسرائيل مداخله کنند. ‏

-- 
آينه

Tuesday, September 09, 2008

نامه امیر انتظام به سازمان ملل

گزینه هایی که در حال حاضر روی میز اعضای دائم شورای امنیت و رهبران سیاسی جهان قراردارد، حاصلی جز آسیب رسانی بیشتر به موجودیت مادی و معنوی ملت ایران ندارد. توضیح اینکه تشدید تحریم ها حتی به صورت هوشمندانه درد و رنج مردم ایران را بخاطر ایجاد محدودیت در حوزه های اقتصادی و تقویت باندهای قاچاق کالای دولتی و افزایش رانت خواری و تورم و بیکاری و ایجاد محدودیت در تهیه کالا و مایحتاج عمومی بتدریج و گام به گام ملت ایران را در گورهای دسته جمعه دفن خواهد نمود.

از طرف دیگر رژیم در مقابل فشارهای خارجی، اعمال فشارهای سیاسی و اجتماعی را بر فعالین سیاسی، مدنی و حقوق بشری افزایش داده و به بهانه مقابله با دشمن خارجی، فعالیت و حرکت های اعتراضی و آزادیخواهانه ملت ایران را غیر قابل تحمل اعلام خواهد کرد و با استفاده از فضای امنیتی، سرکوب و اختناق را به حداکثر رسانده و در فضای گورستانی، کل مردم ایران را به گروگان خواهد گرفت.

از این رو به نظر می رسد که مسؤلین نظام نه تنها تحریم های بین المللی، از جنس آنچه تا کنون اعمال شده را تهدیدی بر موجودیت خود ندانسته، بلکه از وجود چنین تحریم هایی استقبال نیز می کند. چرا که به آنها فرصت می دهد تا با اعلام شرایط جنگی، با مخالفان خود تسویه حساب نمایند. به همین ترتیب تهدید توسل به زور علاوه بر اینکه هزینه های غیر قابل جبرانی را بر مردم ایران تحمیل می کند، دست نظام جمهوری اسلامی ایران را در سرکوب بیشتر و تداوم سیاستهای غیر مسؤلانه و ماجراجویانه در کلیه عرصه هایی که امنیت مردم ایران و جامعه جهانی را به خطر می اندازد باز می گذارد.

پس اگر، نه جنگ و نه تحریم نمی تواند موجب تغییر رفتار نظام جمهوری اسلامی در پرهیز از ماجراجویی و تطبیق خود با الزامات صلح و امنیت بین المللی گردد، تنها گزینه ممکن، کمک به مردم ایران در مدیریت بحران و خروج از بن بست فعلی می باشد. به نظر من، رژیم جمهوری اسلامی تعلیق در برابر تعلیق و بسته پیشنهادی 5+1 را نخواهد پذیرفت چراکه این نظام به اکسیژن بحران برای تداوم حیات سیاسی خود نیاز دارد. از این رو پرونده هسته ای فرصت خوبی برای مسؤلین نظام فراهم آورده تا با تشدید بحران، اکسیژن لازم را برای حیات خود فراهم کنند.


--
آينه

ابهام در ماجرای باز شدن پرونده

در نظامی که معاون دانشجوئی دختران را موقع ازاله بکارت در اتاق محل کارش در دانشگاه می گیرند، اما ازاله شده را زندانی می کنند و مچ گیران را محاکمه، چه کسی را باک ازاله بکارت در دوران شاه؟
پس، ماجرا این هم نیست و بیهوده وزیر علوم "زاهدی" به جای گرفتن گریبان معاون دانشجوئی دانشگاه زنجان رگ گردنش باد کرده و به آقای "نادران" سخنگوی سابق و شاید اکنون سپاه در مجلس گفته "کردان" بد نام است و باید برود. یعنی وزیری علیه وزیر دیگری در کابینه!
در نظامی که برای خیلی از آقایان سپاهی و لباسی مدارک هوائی از دانشگاه هاوائی صادر کرده اند و هر حجت الاسلام حکومتی یکشبه آیت‌الله و آیت الله العظمی شده و بقول معروف "نخوانده ملا شده"، بحث دکترا هم شوخی است. اصلا کی گفته کسی که وزیر می شود باید دکترا داشته باشد؟ مگر در این 30 سال هر کس وزیر بود دکترا داشت؟
پس جنجال دکترا هم بودار است.


برداشت سردبیر پیک نت
--
آينه

Monday, September 08, 2008

انتخابات و اصلاح طلبان


کاندید شدن کروبی و مخافت های به عمل آمده در اعتماد ملی مفهوم جدیدی را نشان داد و آن روحیه حزبی با نگاه رهبری تمامیت خواه درون حزبی است که منجر به استعفای دسته جمعی در مشهد و بازپس گرفتن کتندیداتوری قطعی کروبی شده است.سئوال جددی که اخیرا طرح شده است اصول گرایی و پایبندی به درخواست طرفداران اصلاحات توسط رهبران این احزاب است
ولی آیا این سئوال و درخواستی منطقی است؟ آیا اصلاح طلبان در راستای مبانی اصلاحات اصولگرا هستند یا عملگرا؟
آیا خط قرمز اصلاحگرایان اصلاحات است یا چیز دیگر؟ این سئوالی کلیدی پیش وی اصلاح طلبان است؟ 
-- 
آينه

Friday, September 05, 2008

بچه‌ها اين خانه‌ي اجدادي است. ، مرهم دردش کمي آزادي است

         بچه ها این نقشه ی جغرافیاست...بچه ها این قسمت اسمش آسیاست...شکل یک گربه در اینجا آشناست...چشم این گربه بدنبال شماست
بچه ها این گربه ایران ماست...بچه ها این سرزمین نازنین،دشمن بسیار دارد در کمین،داغ دارد هم به دل هم بر جوین،بوده نامش از قدیم ایران زمین
یادگار پاک قوم آریاست...بچه ها از هر گروه و هر نژاد دست اندر دست هم بایست داد...فارق از هر زنده باد و مرده باد،سر به راه مملکت باید نهاد
نام میهن عاشق صلح و صفاست...بچه ها این پرچم خیلی قشنگ،پرچم سبز و سفید و سرخ رنگ،هم نشان از صلح دارد هم زجنگ،خار چشم دشمنان چشم تنگ...افتخار ما به آن بی انتهاست
بچه ها این خانه ی اجدادی است،گشته ویران تشنه ی آبادی است...خسته از شلاق استبدادی است،مرهم دردش کمی آزادی است...بچه ها این کار فردای شماست


چقدر زیبا ست این شعر خرسندی 
--
 
آينه

بت خانه ، چند خدایی یا همه خدایی

مدتها بود که فکر می کردم چرا این همه اماکن متبرکه وجود دارد چه چیزی سبب می شود که این مفاهیم توسعه یابند . آیا این رفتار پاسخی به نیاز خاصی در انسان نیست ؟ آیا ناتوانیها در انسانها چنین مفاهیمی را برای تسلای خود فراهم نیاورده است. روشی برای حل مسائل ولی برای مسائلی که خود احساس می کند توانایی آن را ندارد یا حداقل مطمئن نیست که بتواند حل نماید.
یادداشتهای نوری علا را دیدم که بیان از حرکت از چند خدایی به یک خدایی را زاییده تغییر در نظام اجتماعی تلقی می نمود . و تحول به دموکراسی را سکولازیسم یا چند رنگی  و شاید چند خدایی بتواند پاسخگو باشد. نکته زیبایی که وی از هند یا کرد جالب توجه است
چرا هنديان بيش از ما اهل تساهل و رنگارنگی اند؟ برای اينکه قبول کرده اند هرکس می تواند خدای خود را داشته باشد. مگر نه اينکه عارفان ما حديث ساخته اند که راه های بسوی خدا به تعداد آدميان روی زمين است؟ آيا اين شرک در برابر وحدت کلمه و آئين نيست؟ چرا موسای مولوی به چوپان می گويد که «هيچ اداب و ترتيبی مجوی / هرچه می خواهد دل تنگت بگو»؟ آيا اين نقب زدنی خردمندانه از فضای تنگ تکخدائی به جهان گسترده و رنگارنگ چند خدائی نيست؟

در مباحثاتی که با دیگران داشته ام به این نکته رسیده ام که فرق اساسی است با خدای فلسفی / خدای علمی که از طریق کتاب و مباحثه می خواهیم آن را اثبات نماییم و آنچه در برخی اوقات با او صحبت می کنیم درخواستی داریم یا حتی بدون درخواست با او صحبت می کنیم می خواهیم سنگ صبور ما باشد در تنهاییمان. به قول متفکری هیچ کس با خدایی که اثباتش می توان کرد خدا پرست نشده است ابتدا خدایی را برای خود متصور شده است بعد برایش دلیل و مدرک می آورد

این نیاز درونی به مفهوم جاودانگی و موجودیت آیا پاسخی مشابه عرفا برای انسانها به ارمغان نمی آورد؟ آیا تساهل و رنگارنگی حرکت از تک خدایی به همه خدایی نیست؟
 اینکه خدای من و تو یکی است چه چیزی را حل می کند حتما برداشت من از خدا با تو یکی نیست پس در واقعیت همه خدایی ( به تعداد بشر و شاید به تمام کائنات  برداشت مختلف از خدا) وجود دارد 
شاید مفهوم سنتی تک خدایی سبب شده است عده ای صاحب آن شوند و مشکلات استبداد و جمود و تحجر نتیجه آن باشد و لازم است تعبیر خدا در جهان نوین تئوری نوینی نیز طلب نماید

-- 
آينه