بت خانه ، چند خدایی یا همه خدایی
مدتها بود که فکر می کردم چرا این همه اماکن متبرکه وجود دارد چه چیزی سبب می شود که این مفاهیم توسعه یابند . آیا این رفتار پاسخی به نیاز خاصی در انسان نیست ؟ آیا ناتوانیها در انسانها چنین مفاهیمی را برای تسلای خود فراهم نیاورده است. روشی برای حل مسائل ولی برای مسائلی که خود احساس می کند توانایی آن را ندارد یا حداقل مطمئن نیست که بتواند حل نماید.
یادداشتهای نوری علا را دیدم که بیان از حرکت از چند خدایی به یک خدایی را زاییده تغییر در نظام اجتماعی تلقی می نمود . و تحول به دموکراسی را سکولازیسم یا چند رنگی و شاید چند خدایی بتواند پاسخگو باشد. نکته زیبایی که وی از هند یا کرد جالب توجه است
چرا هنديان بيش از ما اهل تساهل و رنگارنگی اند؟ برای اينکه قبول کرده اند هرکس می تواند خدای خود را داشته باشد. مگر نه اينکه عارفان ما حديث ساخته اند که راه های بسوی خدا به تعداد آدميان روی زمين است؟ آيا اين شرک در برابر وحدت کلمه و آئين نيست؟ چرا موسای مولوی به چوپان می گويد که «هيچ اداب و ترتيبی مجوی / هرچه می خواهد دل تنگت بگو»؟ آيا اين نقب زدنی خردمندانه از فضای تنگ تکخدائی به جهان گسترده و رنگارنگ چند خدائی نيست؟
در مباحثاتی که با دیگران داشته ام به این نکته رسیده ام که فرق اساسی است با خدای فلسفی / خدای علمی که از طریق کتاب و مباحثه می خواهیم آن را اثبات نماییم و آنچه در برخی اوقات با او صحبت می کنیم درخواستی داریم یا حتی بدون درخواست با او صحبت می کنیم می خواهیم سنگ صبور ما باشد در تنهاییمان. به قول متفکری هیچ کس با خدایی که اثباتش می توان کرد خدا پرست نشده است ابتدا خدایی را برای خود متصور شده است بعد برایش دلیل و مدرک می آورد
این نیاز درونی به مفهوم جاودانگی و موجودیت آیا پاسخی مشابه عرفا برای انسانها به ارمغان نمی آورد؟ آیا تساهل و رنگارنگی حرکت از تک خدایی به همه خدایی نیست؟
اینکه خدای من و تو یکی است چه چیزی را حل می کند حتما برداشت من از خدا با تو یکی نیست پس در واقعیت همه خدایی ( به تعداد بشر و شاید به تمام کائنات برداشت مختلف از خدا) وجود دارد
شاید مفهوم سنتی تک خدایی سبب شده است عده ای صاحب آن شوند و مشکلات استبداد و جمود و تحجر نتیجه آن باشد و لازم است تعبیر خدا در جهان نوین تئوری نوینی نیز طلب نماید
--
آينه


0 Comments:
Post a Comment
<< Home