Tuesday, June 30, 2009

شورای نگهبان نظر رهبر در مورد نتیجه انتخاب (انتصاب وی) را تایید کرد

بعد از دو هفته شورای نگهبان قانون اساسی (بخوانید شورای نگهبان ولایت فقیه) انتصاب رهبر را تایید نمود 
از آنجا که واژه نامه های جمهوری اسلامی نیازمند تحول بوده است لذا حداد عادل از طرف رهبر مسئول شد تعاریف واژه ها را که توسط استکبار جهانی طی قرنها تغییر محتوی داده است اصلاح نماید


رهبر = سلطان
قانون = دستور سلطان
انتخاب = انتصاب
قانون اساسی= ولایت
نظارت  بر رعایت قانون=  اجرای دستور سلطان
رای = نظر سلطان
مردم = خس و خاشاک
عدالت = همه با هم برابرند ولی برخی بر بقیه برابرترند
نظام جمهوری = نظام سلطانی
اسلام = تسلیم به سلطان
آزادی = تقید


--
آينه

Wednesday, June 24, 2009

شما همان راه را رفتید که شاه رفت

سرگشاده عبدالعلی بازرگان

 

آقای خامنه ای!

 

شما همان راه را رفتید که شاه رفت

        

عبدالعلی بازرگان، عضو ارشد رهبری نهضت آزادی ایران و فرزند مهندس مهدی بازرگان به تاریخ اول تیرماه ۱۳۸۸ نامه سرگشاده ای خطاب به علی خامنه ای منتشر کرد. :

جناب آقای سید علی خامنه ای، نمیدانم با چه زبان و از کدامین ظلم و جنایتى با شما سخن بگویم که مشفقان و دلسوختگان ملت نگفته باشند؟ در نظام متمرکز و مطلقه ای که همه راه ها منتهی به رأی و تصمیم شخصی شما گشته، نامه‌های ناصحانه متعددی در ارتباط با تقلب انتخاباتی وسرکوب خونین معترضین به جنابعالی نوشته شده که هیچکدام هم پاسخی دریافت نکرده‌اند. بنده نیز امیدی ندارم این نوشته از کانال‌های کنترل شده ارتباطی بیت بگذرد و به رؤیت شما برسد، با این حال بنا به وظیفه ملی و دینی خود نکاتی را یادآور می‌شوم.

میلیون ها ایرانی آزاده، به حق یا باطل، شما را در حوادث اخیر به خاطر حمایت بی دریغتان از رئیس جمهورو تقلب آشکار انتخاباتی همکاران او، عامل اصلی تشنجات و کشتارها می‌دانند و سیاست‌های یک طرفه و استبدادی شما را محکوم و عدالت و صلاحیت رهبری‌تان را انکارمی کنند.

شما جز تأیید شتابزده صحّت انتخابات پیش از زمان قانونی آن و مردود شمردن ادعای مخالفین بر تقلب درامانت ِ آراء، نه تنها هیچ دلیل و منطقی جز پافشاری بر درستی و "شیرینی"! آن ارائه ندادید، بلکه نیروهای سرکوب تحت فرمانتان را از "تلخی" عواقب کشتار منع نکردید. در حالی که باید به جای تهدید و توبیخ، با عدالت و انصاف و عذرخواهی از ملت، آن ها را آموزش و رشد می‌دادید.

با وجود بسته شدن خبرگزاری‌ها و همه امکانات و ابزار رسانه‌ای ِ قابل کنترل، برای بی خبر نگه داشتن توده‌های مردم از سرکوب سازمان یافته حاکمیت، به نظر نمی‌رسد برای شما محدودیتی برای آگاهی ازعوارض این قلع و قمع باشد. آیا هرگز گزارش و عکسی از شهدا و مجروحین وقایع اخیر را به سمع و نظر شما رسانده اند؟ آیا می‌دانید نزد خدا و خلقش، به عنوان تصمیم گیرنده اصلی و مسئول مستقیم آن ها پاسخگوی در دنیا و آخرت هستید؟ از دو حال خارج نیست؛ یا می دانید، یا نمی دانید. این سئوال را رهبر سلف شما در آستانه انقلاب از شاه کرد. آیا به یاد نمی‌آورید!؟

 جناب آقای خامنه‌ای، اینک متاسفانه میان شما و بخش عظیمی از ملت اختلاف و فاصله‌ای عمیق افتاده است که در صورت لجاجت و بی‌اعتنائی به حقوق مردم، می رود خدای ناکرده به جنگی داخلی و برادرکشی منتهی شود. آثار چنین فتنه‌ای که تا ابد بر پیشانی عاملان آن باقی می ماند، نام نیکوئی از شما باقی نمی‌گذارد.

 شما اگر در حوادث اخیر به جای دستگیری گسترده رهبران گروه های سیاسی و صاحب نظران دلسوز ملک و ملت، از بیم واهی بهره برداری از نیروی خشم ملت، و اعتمادتان به تحلیل‌های اطرافیانتان، با آنان گفتگو و رایزنی می‌کردید، آیا به صلاح خودتان و ملک و ملت مظلوم نبود؟

هواداران شما با کدام معیار، حکومتی را که مطالبه امانت درآراء انتخابات را با ضرب و شتم و ابزار قتاله پاسخ می‌دهند، نظام مقدس!! می‌شمارند؟ شما وقتی کارهای بزرگ را به اشخاص کوچک می‌سپارید، برای حفظ موقعیت خود از هیچ اقدامی فروگذاری نمی‌کنند. به راستی منطق شما درحمایت مستمر از آقای احمدی نژاد، که مملکت را با عملکردش در آستانه نابودی قرار داده، جز نزدیکی به افکار خودتان، آن چنان که در نماز جمعه گفتید، چیست؟ نمازی که فرصت استثنائی خدائی بود تا جامعه را با قبول تقلب و قضاوت منصفانه خودتان به آرامش بیاورید.

کشتارهای فجیعی که در برخورد با دانشجویان و یا در تظاهرات مسالمت آمیزخیابانی در حوادث اخیرتوسط نیروهای تحت فرمان مستقیم وغیر مستقیم شما رخ داده است، تماماً حکایت از عزم راسخ آن مقام در قلع و قمع مخالفینی می‌کند که جز تجدید انتخابات ِمهندسی شده درخواست دیگری ندارند. گویا فدا شدن هزاران نفر برای به کرسی نشاندن تصمیم رهبری و نادیده گرفتن میلیون ها درخواست منطقی اهمیتی در نظام ولائی شما ندارد!؟

اگر از خاطر نبرده باشید،۵۶ سال قبل در بیدادگاه نظامی شاه، وقتی مرحوم طالقانی و سایر سران نهضت آزادی محاکمه می‌شدند، مهندس بازرگان پس از دریافت محکومیت ده ساله خود خطاب به تیمسار"قره باغی" رئیس دادگاه گفت:

"ما آخرین گروهی هستیم که با زبان قانون و به شیوه مسالمت آمیز با شما سخن می‌گوئیم. با محکوم کردن ما ملت خاموش نمی شود بلکه با زبان دیگری با شما سخن خواهد گفت."

ده سال بعد حرکت‌های چریکی درجنگل‌های "سیاهکل" و عملیات مسلحانه شهری جایگزین مبارزات مسالمت آمیز پارلمانی شده بود. تشکیلات شما استثنا نیست و قوانین الهی شیخ و شاه نمی‌شناسد.

جناب آقای خامنه‌ای، شما که اجازه نمی‌دهید خبرنگاران داخلی و خارجی از صحنه‌هائی که هوادارانتان آفریده‌اند، فیلم و گزارشی تهیه کنند، آیا مستقل از فضا و فیلتری که پیرامونتان ایجاد کرده‌اند هرگز فرصت کرده‌اید نیم نگاهی به عکس‌ها و فیلم‌هائی که جوانان جسور با موبایل‌های خود از جنایت‌های مأمورانتان گرفته‌اند بیندازید؟ آیا حمله نیروهای سرکوبگر در لباس شخصی را که همچون گرگ به جان جوانان برومند وطن افتادند دیده‌اید؟

البته شما در نماز جمعه با فرافکنی زیرکانه‌ای مسئولیت این جنایت ها را به گردن "تروریست های نفوذی"! انداختید که در پوشش تظاهرات خیابانی ضربات تروریستی خود را وارد می کنند. عجبا، چگونه است که تروریست ها اهداف خود را همواره از میان دانشجویان معترض دانشگاه ها و در میان مردم عادی انتخاب می‌کنند!؟

گفتید:"این که بروند دانشگاه و جوان دانشجوی مؤمن و حزب اللهی را آن هم با شعار رهبری مورد تهاجم قرار دهند دل انسان را واقعا خون می کند"! اگر چنین احساسی صادقانه است، چرا برای یک بار هم که شده دستور نمی‌فرمائید نیروهای انتظامی شما با نیروهای رسمى با لباس شخصی برخورد و آن ها را دستگیر کنند؟

جناب آقای خامنه‌ای، در نظام ولایتی شما خونبها که پیش کش! جنازه جوانان را هم به خانواده‌هاشان به راحتی تحویل نمی‌دهند تا بر آنان عزاداری کنند!؟ این است رأفت وعطوفت اسلامی ادعائی شما!

شما با تحریک عواطف مذهبی نمازگزاران، بخش عظیمی از ملت را فریب خوردگان یا وابستگان به بیگانه شمرده و مرتکب ظلم عظیمی می‌شوید. شما ناله و نفرین مادران داغدار و فرزندان شکنجه شده آنان را نمی‌شنوید اما در نظام خداوند ِ سمیع و علیم ناله والدین "ندا"های مقتول بدون جواب نمی‌ماند.

جناب آقای خامنه‌ای، ملت ما در انقلاب سال ۵۷ ازطاغوت زمان که نماد طغیان استبدادی یک فرد بود، نجات یافت و به حاکمیت ملی رسید. اینک پس از ۳۱ سال، گرچه ظواهر و عناوین عوض شده، اما همچنان در بر همان پاشنه می گردد و اکثریت ملت در نظام ولایت مطلقه و شورای نگهبان و سایر نهادهای وابسته، از حاکمیت خود محرومند. شیوه‌های شخص پرستی و بت سازی مشرکانه از مقامات و تملق و چاپلوسی، سکه رایج زمانه است و بر خلاف امام علی که در طرد و دفع متملقین فرصت‌طلب از هیچ فرصتی دریغ نمی‌کرد، متأسفانه دیده نمی‌شود مقام رهبری ابراز برائتی از چنین چاپلوسانی کرده باشند.

انتظار ملت از شما چیزی جز انصاف و عدالت و ترجیح حقوق ملت برتمایلات خودتان نیست،

میهن عزیز ما بیش از ۲۵ قرن است درسلطه سلسله سلاطینی، عموماً ستمکار زیسته است، زمان زیادی ندارید تا قضاوت بندگان خدارا عوض کنید. آریامهر!! آن گاه صدای انقلاب مردم را شنید که فریاد "مرگ برشاه" همه فضای شهر را پر کرده بود. به نصیحت امیرمؤمنان گوش دل بسپارید که فرمود:

کفایت کار مردم به عهده تو قرار گرفته وخداوند ترا در رفتارت با ملت امتحان می‌کند. پس خود را در جنگ با خدا قرار مده که قدرتی در برابر انتقام او نداری و نیز بی‌نیاز از عفو و رحمتش نیستی

... و مااریدان اخالفکم الی ما انهیکم عنه ان ارید الاالاصلاح مااستطعت و ماتوفیقی الابالله علیه توکلت و الیه انیب (هود۸۸)


--
آينه

Monday, June 22, 2009

دموکراسي در حق راي

حبيب‌الله پيمان

حق راي و حق پيگيري

صبح روزي که مردم ايران ناباورانه به نتايج انتخابات جمعه 22 خرداد گوش مي‌دادند، چنان بهت و حيرتي آنان را فرا گرفت که براي چندي قادر به تفکر و درک موقعيت نبودند. چگونه ممکن بود برگزارکنندگان انتخابات، حضور پرشور و حماسه‌اي آنان را ستايش کنند، ولي مضمون و نتيجه حقيقي آرا آنان را که دلالت بر خواست و تغيير دولت بود ناديده بگيرند؟ و حال آنکه اين مضمون از آن حضور فراگير و پرنشاط قابل تفکيک نيست. آن 10 ميليون نفري که پيش از آن از مشارکت در انتخابات سرباز مي‌زدند، اين بار به انگيزه کمک به تغيير سياست‌ها و اصلاح امور که جز با تغيير دولت ميسر نبود، قدم پيش نهادند. اگر نامزدهاي اصلاح‌طلب در يک انتخابات معمولي و بدون حضور خاموشان دست‌کم 15 ميليون راي داشتند، با اين 10 ميليون راي بدون کمترين ترديدي داراي 25 ميليون راي بودند. حيرت و بهت‌زدگي مردم از شنيدن آن نتيجه به خاطر آن بود که نسبت به پيروزي نامزد خود يقيني برخاسته از تجربه مستقيم و مشهود واقعيت داشتند و آن واقعيت همان بود که همگان از حضور پرشور و شاداب و تعامل و گفت‌وگوي جمعي در روزهاي انتخابات در معابر و خيابان‌ها و خانه‌ها و محافل گوناگون بي‌واسطه با تمام وجود خود احساس و درک مي‌نمودند. اين يقين را با هيچ منطق و آرايش آماري نمي‌توان متزلزل کرد. همين يقين وجودي (شهودي) به پيروزي، مانع از آن شد که آن نتيجه را بپذيرند و سکوت کنند. بنابراين راي‌دهندگان و نامزدها معترض شدند. خلاف آنچه عنوان مي‌شود اعتراض به نتيجه انتخابات در جلب آرا مردم نيست، به شائبه‌هايي است که بر طبق گزارش‌هاي موجود، جريان سالم انتخابات و شمارش آرا را مخدوش کرده است.
آيا مردم حق دارند که در سلامت برگزاري انتخابات ترديد کنند و نسبت به نتايج اعلام شده اعتراض نمايند؟ يا اين حق مختص نامزدهاست که بايد موارد تخلف‌هاي انتخاباتي را به‌طور مستند به آگاهي شوراي نگهبان برسانند؟
اين انتظار که مردم فقط حق دارند آرا خود را به صندوق‌ها بريزند و از آن به بعد بايد همه چيز را به متصديان امور بسپارند تا آنها به وظيفه خود در مديريت امور و نتيجه انتخابات عمل نمايند؛ مردم بايد به دولت و برگزارکنندگان انتخابات اعتماد کنند، زيرا آنها را خود به آن مقام برگزيده‌اند؛ بايد مطمئن باشند که آنان از قانون، حق و عدالت تخلف نخواهند کرد، نزد اين گروه، دموکراسي در حق راي(البته در شکل نظارت و مشروط آن) محدود مي‌شد. در حالي که دموکراسي ملازم اعمال حق حاکميت مردم است. در ايران اين حق مطالبه در قانون اساسي براي مردم شناخته شده است. بنابراين مردم نه‌تنها حق، که وظيفه دارند از راه‌هاي مشروع براي اطمينان از تحقق اراده و خواست آرا بهره گيرند كه آن نيز در درجه اول بر عهده خود مردم است. حقي که وکالت بردار نيست و مسووليت دولت در برگزاري انتخابات و شمارش آرا موجب سلب حق صيانت و نظارت از آرا را تا رساندن به مرحله نهايي از مردم نمي‌شود. «آرا» مردم همانند خانه يا اشيا مشابه ديگر نيست که مردم سرپرستي آنها را به اشخاص معيني وکالت بدهند و با اين کار حق هر نوع دخالت و نظارت در آن را از خود سلب نمايند. درست است که ورقه‌هاي راي «شيء» اند، اما آرا مردم به آن ورقه‌هاي کاغذ، بلکه اراده و تمايلي است که نوشته‌هاي روي ورقه تنها نمادي از آن است. آنچه اصالت دارد اراده و تمايل حقيقي مردم است نه ورقه راي. به‌طوري که اگر يک يا چند صندوق راي به هر دليل نابود يا مخدوش شوند، اراده و تمايل مردم به قوت خود باقي است و بايد به نحوي ديگر بيان و اعمال شود. در صورتي که حتي کار سرپرستي و فروش خانه‌اي را به شخص ديگري واگذار مي‌کنيم، اگر در اثر زلزله ويران شود، موضوع مورد وکالت و حقوق مالک در خانه با هم از بين مي‌رود. اراده و تمايل مردم به امري مثل تعيين سرنوشت و نحوه اداره کشور، لاينفک وجودي و اجتماعي آنان است. هيچ انسان عاقلي نمي‌تواند از حقي که بر وجود خويش دارد، با سپردن بر ديگري از آن صرفنظر کند، بنابراين صيانت از راي در تمام مراحل و در جريان اعمال حق حاکميت توسط دولت، حقي است که به هيچ‌وجه از هستي فردي و اجتماعي منفک شدني نمي‌باشد. بر همين اساس مردم اگر مشاهده کنند که نتايج اعلام شده از شمارش آرا با اراده و تمايل حقيقيشان که هنگام راي دادن، منتظم ورقه‌هاي راي کرده‌اند مطابقت ندارد، حق دارند اعتراض کنند و انتظار داشته باشند که متصديان امور به جاي استناد به صندوق‌هاي راي که اشيايي قابل دستکاري بيش نيستند، به اراده و تمايل حقيق مردم که به‌طور زنده و مستقيم ابراز مي‌شود، اصالت دهند.
يک روز بعد از 22 خرداد، وقتي بخش بزرگي از مردم مطلع شدند که نتيجه اعلام شده همان نيست که آنها اراده کرده بودند، مي‌بايد به نحوي اين حقيقت را به آگاهي مسوولان برسانند و از آنان بخواهند تا هر خطايي که موجب مخدوش شدن آرا مردم گرديده جبران شود. اکنون مي‌پرسيم مردم اين خواسته را چگونه مي‌بايد، اعلام مي‌کردند و به گوش نامزدهاي خود، مسوولان و همه مردم ايران برسانند؟ همانگونه که هنگام راي دادن همه مردم مي‌بايد يک يک خودشان هويت مستقل شخصي، پاي صندوق‌ها حاضر مي‌شدند، در اين مورد هم مي‌بايد همگي فرد فرد و شخصا اعتراض خود را اعلام و خواستار تصحيح روند راي‌گيري و اعلام نتيجه شوند.
اگر مردم حق داشتند در روزهاي تبليغات انتخاباتي و هنگام راي دادن در خيابانها حاضر شوند، با هم گفت‌وگو کنند و تبادل‌نظر نمايند، چرا نبايد حق داشته باشند براي اعلام نظر خود درباره نحوه برگزاري انتخابات و اکثريت آرا در خيابان‌ها حضور به هم رسانند؟ بديهي است که استفاده از حق حضور جمعي در دو مورد مستلزم آن بوده و هست که با تطميع حقوق ديگر مردم و تخريب و ويراني يا خشونت و تجاوز به حقوق عمومي همراه نگردد. چه کسي ترديد دارد که مردم در اين مورد شايستگي و بلوغ فکري و اخلاقي کم‌نظيري از خود نشان داده‌اند. رفتار مردم از پير و جوان، زن و مرد از همه صنوف و قشرهاي اجتماعي از چنان متانت، خردمندي، آرامش و مسالمت جويي و همبستگي و هماهنگي تحسين‌برانگيزي برخوردار است که شگفتي ناظران خارجي و داخلي را برانگيخته است. مردم در اين حضور باشکوه و ميليوني، بلوغ فکري و اخلاقي خود را به اثبات رساندند. اکنون بر عهده نهادهاي نظارتي و مسوول است که به جاي استناد به ورقه‌هاي آرايي که در اصالت آنها ترديد شده است، به شهادت ميليون‌ها مردمي اصالت دهد که آرا خود را روز جمعه به صندوق‌ها ريختند. آنان شخصا در همان ميدان‌ها حضور يافته‌اند تا شخصا شما را از نيات خود آگاه سازند. اگر راي به معناي نظر و تمايل مردم و ميزان همه امور است و اگر شهادت فردي در دادگاه بر اقارير مکتوب وي مقدم است و ارجحيت دارد، پس گواهي ميليون‌ها مردمي را که همه افرادي بالغ و رشيد و با شعورند، بپذيريد. به جاي آنکه از آنان بخواهيد تا اراده و وجدان و شعور خود را تسليم نتايج برآمده از قرائت و شمارش اوراق آرا کنند، آنها را با خواست و اراده آنان که به صورت زنده بيان مي‌شود، منطبق سازيد.


--
آينه

Sunday, June 21, 2009

مقاومت در برابر رأی مردم حرام شرعی است و سه روز عزای ملی

انا لله و انا الیه راجعون

آیت الله منتظری:

3 روز عزای ملی

در ایران اعلام می کنم

مقاومت در برابر رأی مردم حرام شرعی است

بسمه تعالی

انا لله و انا الیه راجعون

ملت شریف و عظیم القدر ایران

با کمال تأسف خبردار شدیم که ملت بزرگوار ایران در دفاع از حقوق قانونی خود در تجمعاتی به دور از خشونت مورد هتک حرمت و ضرب و شتم قرار گرفته و به خاک و خون کشیده شده است. اینجانب ضمن تسلیت این ضایعه و ابراز همدردی با آحاد داغدار ملت، روزهای چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه را عزای عمومی اعلام می کنم و باحمایت قاطع خود از حرکتهای غیر خشونت بار ملت مسلمان برای دفاع از حقوق حقه خود در چارچوب قانون متقن اساسی جمهوری اسلامی که جمهوریت را رکن اصلی نظام می داند، هرگونه اقدامی که منجر به ضرر غیر قابل جبران به جمهوریت نظام گردد را جایز نمی دانم. هریک از برادران و خواهران دینی ما موظف است ملت را دردستیابی به حقوق حقه خود یاری دهد. بر این اساس، هرگونه مقاومت در این راستا، به خصوص ضرب و شتم و کشتار ملت را مصداق بارز مخالفت با اصول اساسی اسلام مبنی بر حاکمیت ملت بر سرنوشت خود دانسته و حرام شرعی اعلام می کنم.

و السلام علی من التبع الهدی

حسینعلی منتظری

21 جمادی الثانی 1430



--
آينه

شنبه سیاه

نزدیک نیمه شب بوقت تهران بیانیه بسیار هوشمندانه میرحسین موسوی منتشرشد. دراین بیانیه گفته می شود:
 "اینجانب همچنان قویا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجدید آن حقی مسلم است كه باید به صورتی بی‌طرفانه از طریق یك هیات مورد اعتماد ملی مورد بررسی قرار گیرد، نه آنكه پیشاپیش امكان ثمربخش بودن آن منتفی اعلام شود، یا با طرح احتمال خونریزی، مردم از هرگونه راهپیمایی و تظاهرات بازداشته ‌شوند، یا شورای امنیت كشور به جای پاسخگویی به سوالات مشروع در خصوص نقش لباس‌شخصی‌ها در حمله به افراد و اموال عمومی و ایجاد التهاب در حركت‌های مردمی به فرافكنی بپردازد و مسئولیت فجایع به وجود آمده را بر عهده دیگران بگذارد. اینجانب چون به صحنه می‌نگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور می‌بینم. من به عنوان یك همراه که زیبایی‌های موج سبز حضور شما را دیده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گیرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خویش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استیفای حقوق مردم پای می فشارم و علیرغم توانایی‌های اندكی كه در اختیار دارم براین باورم كه انگیزه و خلاقیت شما مردم همچنان می‌تواند حقوق مشروع تان را در چهره‌های مدنی جدید مورد پیگیری قرار دهد و محقق كند."

متن اطلاعیه

بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله يامركم ان تؤدوا الامانات الي اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل
مردم شريف و هوشمند ايران

این روزها و شب‌ها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. مردم از یکدیگر و درمیان جمعشان از اینجانب سوال می‌کنند که چه باید کرد و به چه سو باید رفت. بر عهده خویشتن می‌بینم که آنچه را باور دارم با شما در میان بگذارم، با شما بگویم و از شما بیاموزم، باشد كه رسالت تاریخی‌مان را از یاد نبریم و شانه از بار مسئولیتی که سرنوشت نسل‌ها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالی نکنیم.

سی سال پیش از این در کشورما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛ انقلابی براي آزادی، انقلابی براي احياي کرامت انسان‌ها، انقلابی براي راستی و درستي. در اين مدت و به خصوص در زمان حیات امام روشن ضمير ما سرمایه‌های عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دست‌آوردهای ارزشمندي حاصل آمد. نورانیتی که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو رسيدند که به‌رغم سخت‌ترین شداید برایشان شیرین بود. آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادی و طليعه‌هايي از حیات طیبه بود. اطمينان دارم کسانی که آن روزها را ديده‌اند به چيزي كمتر از آن راضي نمي‌شوند.

آیا ما مردم شایستگی‌هایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح انگیز را تجربه نمی‌كردیم؟ من آمده بودم بگویم چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا آن فضای نورانی دور نیست. آمده بودم تا نشان دهم می‌توان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد می‌انجامد؛ تا به ياد آورم كه اعتنا به کرامت انسان‌ها پايه‌هاي نظام را تضعيف نمي‌كند، بلكه استحكام مي‌بخشد. آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستي می‌خواهند و بسیاری از گرفتاري‌هاي ما از دروغ برخاسته است. آمده بودم تا بگویم عقب‌ماندگي، فقر، فساد و بي‌عدالتي سرنوشت ما نیست. آمده بودم تا بار ديگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت كنم.

من در این دعوت بلیغ نبودم، ولی پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله می‌کرد، به هیجان آورد و صحنه‌هایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزيد. اینجانب اعتراف می‌کنم که در این امر پیرو آنان بودم. و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم می‌شد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قريب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار می‌نشيند میوه‌هایش شبیه به هم است. این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود. چقدر بی‌انصافند کسانی که منافع كوچكشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ‌ساخته و پرداخته بيگانگان و «انقلاب مخملين» بنامند.

اما آن چنان که می‌دانید همگی ما در راه این تجديد حيات ملي و تحقق آرمان‌هایی که در دل و جان پیر و جوان ما ریشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شدیم و آن چيزي كه از عواقب قانون‌گريزي پيش‌بيني كرده بوديم به صريح‌ترين شكل ممكن و در نزديك‌ترين زمان تحقق يافت.

استقبال عظيم از انتخابات اخير در درجه نخست مرهون تلاش‌هايي بود كه براي ايجاد اميد و اعتماد در مردم صورت گرفت تا براي بحران‌هاي مديريتي موجود و نارضايتي‌هاي گسترده‌اجتماعي، كه انباشت‌شان مي‌تواند كيان انقلاب و نظام را نشانه برود، پاسخي شايسته فراهم شود. اگر اين حسن‌ظن و اعتماد مردم از طريق صيانت از آراي آنها پاسخ داده نشود و يا آنها نتوانند براي دفاع از حقوقشان به نحوي مدني و آرام واكنش نشان دهند مسيرهاي خطرناكي در پيش خواهد بود كه مسئوليت قرار گرفتن در آنها بر عهده كساني است كه رفتارهاي مسالمت‌آميز را تحمل نمي‌كنند.

اگر حجم عظيم تقلب و جابه‌جايي آرا، كه آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دليل و شاهد فقدان تقلب معرفي شود، جمهوريت نظام به مسلخ كشيده خواهد شد و عملا ايده ناسازگاري اسلام و جمهوريت به اثبات مي‌رسد. اين سرنوشت دو گروه را خوشحال خواهد كرد؛ يك دسته آنان كه از ابتداي انقلاب در مقابل امام صف‌آرايي كردند و حكومت اسلامي را همان استبداد صالحان ‌دانستند و به گمان باطل خود مي‌خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته ديگر كه با ادعاي دفاع از حقوق مردم اساسا ديانت و اسلام را مانع تحقق جمهوريت مي‌دانند. هنر شگرف امام باطل كردن سحر اين دوگانه‌‌انگاري‌ها بود. من آمده بودم تا با تكيه بر راه امام تلاش ساحراني را كه دوباره جان گرفته‌اند خنثي كنم.

اكنون مقامات كشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسئوليت آن را پذيرفته‌اند و برای نتایج هرگونه تحقیق و رسیدگی بعدی حد تعیین کرده‌اند، به صورتی که اين رسيدگي‌ها موجب ابطال انتخابات نشود و نتایج آن را تغییر ندهد، حتی اگر در بيش از 170 حوزه انتخاباتي تعداد آراي به صندوق ريخته شده بيشتر از تعداد واجدين شرايط باشد.

از ما خواسته مي‌شود كه در اين شرايط شكايت خود را از طريق شوراي نگهبان پيگيري كنيم، حال آن كه اين شورا در عملكرد خود چه قبل، چه حين و چه بعد از انتخابات عدم بي‌طرفي خود را به اثبات رسانده است و نخستين اصل در هر داوري رعايت بي‌طرفي است.

اينجانب همچنان قويا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجديد آن حقي مسلم است كه بايد به صورتي بي‌طرفانه از طريق يك هيئت مورد اعتماد ملي مورد بررسي قرار گيرد، نه آن كه پيشاپيش امكان ثمربخش بودن آن منتفي اعلام شود، يا با طرح احتمال خونريزي، مردم از هرگونه راهپيمايي و تظاهرات بازداشته ‌شوند، يا شوراي امنيت كشور به جاي پاسخگويي به سوالات مشروع در خصوص نقش لباس‌شخصي‌ها در حمله به افراد و اموال عمومي و ايجاد التهاب در حركت‌هاي مردمي به فرافكني بپردازد و مسئوليت فجايع به وجود آمده را بر عهده ديگران بگذارد.

اينجانب چون به صحنه می‌نگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور می‌بینم. من به عنوان يك همراه که زیبایی‌های موج سبز حضور شما را ديده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گيرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خويش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استيفاي حقوق مردم پای می فشارم و عليرغم توانايي‌هاي اندكي كه در اختيار دارم براين باورم كه انگيزه و خلاقيت شما مردم همچنان مي‌تواند حقوق مشروع تان را در چهره‌هاي مدني جديد مورد پيگيري قرار دهد و محقق كند.

مطمئن باشيد كه اينجانب همواره در كنار شما خواهم ماند. آنچه اين برادر شما در در يافتن اين راه‌حل‌هاي جديد، خصوصا به جوانان عزیز توصيه مي كند اين است که نگذارید دروغگويان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربايند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدارن راستگویتان است از شما مصادره کنند. با توكل به خداوند و اميد به آينده و تكيه بر توانمندي‌هايتان حركات اجتماعي خود را پس از اين نيز براساس آزادي‌هاي مصرح در قانون اساسي و اصل امتناع از خشونت پيگيري كنيد. ما در اين راه با بسيجي روبرو نيستيم؛ بسيجي برادر ماست. ما در اين راه با سپاهي روبرو نيستيم؛ سپاهي حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نيستيم؛ ارتش حافظ مرزهاي ماست. ما با نظام مقدس خود و ساختارهاي قانوني آن روبرو نيستيم. اين ساختار حافظ استقلال ، آزادي و جمهوري اسلامي ماست. ما با كجروي ها و دروغ گويي ها روبرو هستيم و در پي اصلاح آنيم؛ ا صلاحي با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامي .

ما به دست اندركاران توصيه مي كنيم براي برقراري آرامش در خيابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسي امكان تجمع هاي مسالمت آميز را نه تنها فراهم كنند، بلكه چنين گردهم آيي هايي را تشويق كنند وصدا و سيما را از قيد بدگويي ها و يك طرفه عمل كردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن كه به فرياد تبديل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در اين رسانه جاري، تصحيح و تعديل گردد. بگذارند جرايد نقد كنند، خبرها را آنچنان كه هست بنويسند و در يك كلام فضايي آزاد براي مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت هاي خود آماده سازند. بگذاريم آنهايي كه علاقه دارند تكبير بگويند و آن را مخالفت با خود تلقي نكينم. كاملا مشخص است كه در اين صورت احتياجي به حضور نيروهاي نظامي و انتظامي در خيابان ها نخواهد بود و با صحنه هايي كه ديدن آنها و شنيدن خبر آنها دل هر علاقمند به انقلاب و كشور را به درد مي آورد، روبرو نخواهيم بود.

برادر و همراه شما - میرحسین موسوی



--
آينه

Friday, June 19, 2009

مرد نقاش

ما مرد نقاش را از خانه در آوردیم و از او خواستیم بیاید و شهرمان را رنگ بزند که از این همه سیاهی خسته ایم ،ما از اهانت و تیرگی خسته ایم ،سبز می خواهیم تا نفس بکشیم .سبز می خواهیم.حالا می خواهیم هر ایرانی که کشورش را دوست دارد ،دستانش را سبز سبز کند و دیوارهای شهر را رنگ کند ،تا آن روز که صدای ایران را بشنویم."

--
آينه

نامه صدر حاج سيد جوادي، سحابي و يزدي به ملت ايران

نامه صدر حاج سيد جوادي، سحابي و يزدي به ملت ايران

 

» به نام خدا
ملت شريف ايران

آنچه اکنون در ميهن ما مي‌گذرد يک حماسه بزرگ و بي‌سابقه تاريخي است. مشارکت بسيار گسترده مردم در انتخابات ۲۲ خرداد و راه‌پيمائي مليوني مردم در روز ۲۵ خرداد اراده ملت را براي تغيير وضع موجود به نمايش گذاشت.

در انتخابات رياست جمهوري دوره گذشته، يک گروه کوچک و بعضاً تازه وارد در اسلام و انقلاب و با سوابقي نه چندان روشن، با ترفندهاي گوناگون، با شعارهاي جذاب مردم‌فريب توانستند مراکز قدرت را به انحصار خود درآورند، اما عملکرد سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي اين گروه در ۴ سال گذشته منافع، مصالح و امنيت کشورمان را در معرض شديدترين آسيب‌هاي جدي قرار داده است. ابعاد فاجعه در سطح ملي و بين‌المللي و عمق نگراني دل‌سوزان به ملک و ملت آن چنان است که جنبش مردمي عظيمي براي تغيير وضع موجود به‌وجود آمده است.
در شرايط فشار و سرکوب سياسي، جلوگيري از فعاليت احزاب، سانسور شديد مطبوعات، دهمين انتخابات رياست جمهوري فرصتي در اختيار ملت ايران قرار داد تا با شرکت در انتخابات راه را براي مختصر تغييري هموار سازد. احزاب و شخصيت‌هاي فعال سياسي، با تنوعي از گرايشات، سازمان‌هاي دانشجويي، فعالان جنبش‌هاي اجتماعي شامل زنان، کارگران و معلمين، تمامي اقوام ايراني، براي شرکت در انتخابات، به عنوان يک وظيفه ملي، با تمام نيرو به صحنه آمدند. ناگهان روحيه جديدي سرشار از اميد به آينده جاي يأس و نااميدي و انفعال را پر کرد. به‌طوري‌که ميزان مشارکت مردم در اين انتخابات بالغ بر بيش از ۸۰ درصد بوده است. استقبال پر شور مردم از اين انتخابات توجه جهاني را به‌سوي ايران و ايرانيان جلب کرد. حاصل اين انتخابات و دولت برخاسته از آن مي‌توانست با پشتوانه عظيم مردمي مشکلات پيش‌ رو را در سطح ملي و بين‌المللي از ميان بر دارد.

اما متأسفانه به‌اين اميد خيانت شد. مسئولين وزارت‌کشور، که برطبق قانون امين مردم محسوب مي‌شوند و شوراي نگهبان که موظف به صيانت از آراي مردم مي‌باشد، خود در نقش عوامل ربودن آراي مردم ظاهر شدند. آماري ارائه دادند که با هيچ معياري قابل‌قبول و اعتنا نمي‌باشد. نتيجه اين خيانت در امانت آن شده است که نه تنها دولت اعتبار خود را از دست داده است بلکه امنيت و ثبات ملي دست‌خوش مخاطره و شکاف ميان ملت و حاکميت از هر زمان عميق‌تر گرديده است. حمايت‌هاي مکرر مقام رهبري از اين دولت و تأييد شتاب زده آمارهاي نادرست اعلام شده انتخابات وزارت کشور، قبل از آن‌که کانديداها فرصت اعتراض داشته باشند و شوراي نگهبان به آن‌ها رسيدگي کند بُعد تازه‌اي را به‌بحران کنوني افزوده است. برطبق قانون اساسي عدالت يکي از شرط‌هاي لازم براي مقام رهبري است. موضع‌گيري‌هاي مقام رهبري، به‌خصوص در جريان اين انتخابات اين ويژگي را مخدوش ساخته است.

ما امضاکنندگان زير که بخش عمده‌اي از عمر خود را در راه مبارزه با استبداد سلطنتي و سلطه بيگانگان و براي آزادي و آباداني ايران عزيز صرف کرده‌ايم، و از اعضاي شوراي انقلاب و اولين دولت بعد از پيروزي انقلاب در دولت شادروان مهندس بازرگان بوده‌ايم، ضمن اعتراض به عملکرد دولت و شوراي نگهبان و مقام رهبري، به منظور عبور از اين بحران و پيشگيري‌ بحران‌هاي پيش‌ رو که کيان ميهنمان را تهديد مي‌کند خواهان آن هستيم که:

۱- ابطال انتخابات و تجديد آن با معيارها و ضوابط مورد قبول افکار عمومي و نامزدهاي معترض.
۲- تمامي کساني که در اين خيانت دسته داشته‌اند از کار برکنار و محاکمه شوند.
۳- کليه بازداشت‌شدگان حوادث اخير در تهران و شهرستان‌ها بلافاصله آزاد شوند.
۴- مأموريني که به‌سوي مردم تيراندازي کرده‌اند و موجب زخمي يا مرگ افراد شده‌اند شناسايي و محاکمه شوند.

از مردم خوب خودمان مي‌خواهيم با متانت و آرامش در اعتراضات خود از هر نوع شعارهاي انحرافي و غير از انتخاباتي پرهيز نمايند. کساني که خشونت و تخريب را تشويق و تبليغ مي‌کنند به صفوف خود راه ندهند. جريان تماميت‌خواه و يا برخي از گروه‌هايي که اهداف ديگري دارند مي‌کوشند تا با رخنه در صفوف مردم و تحريک حمله به ساختمان‌ها و آتش زدن آنها جنبش اعتراض را ملکوک سازند و بهانه‌اي براي سرکوب جنبش اعتراض به‌وجود آيد.

از کانديداهاي اصلاح‌طلب و شخصيت‌هاي حامي حقوق مردم مي‌خواهيم همچنان در کنار مردم و همراه مردم تا تحقق اهداف باقي بمانند.

ما ضمن حمايت از مواضع بر حقي که برخي از مراجع محترم در رابطه با مطالبات اخير مردم و اين انتخابات اتخاذ کرده‌اند، از ساير مراجع و آيات عظام مي‌خواهيم در برابر اين بي‌عدالتي‌ها قاطعانه بايستند و اجازه ندهند چهره دين حق لکه‌دار گردد.

با آرزوي توفيق ملت در تحقق همه‌جانبه آرمان‌هاي اصيل انقلاب اسلامي ۱۳۵۷ .
«
إِنْ أُرِيدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ» (هود ۸۸)

 

برنامه تجمع اعتراض آميز روز جمعه به شنبه ساعت 16 در ميدان انقلاب

ستاد انتخابات مهدی کروبی در اطلاعيه ای اعلام کرد:برنامه تجمع اعتراض آميز روز جمعه به شنبه ساعت ١٦ در ميدان انقلاب موکول شد.

متن اطلاعيه به شرح زير می باشد:

 

به دنبال در خواست مجوز تجمع در ميدان انقلاب به منظور اعتراض به نتايج مخدوش اعلام شده انتخابات رياست جمهوری ضمن تقدير از حساسيت مهم مردم شريف ايران به اطلاع می رساند برنامه قبلی اعلام شده در خصوص حضور در نماز جمعه با لباس مشکی لغو گرديد.
لذا از هموطنان عزيز می خواهيم روز شنبه با حضور پر شور خود در راهپيمايی بزرگ ميدان انقلاب تا آزادی اعتراض خود را به نحوه برگزاری انتخابات رياست جمهوری اعلام نمايند.

گرفتن زمان از جنبش و اعتراف گيري از بازداشت شدگان

هشدار! برنامه جديد کودتاگران، گرفتن زمان از جنبش و اعتراف گيری از بازداشت شدگان، سعيد علم الهدی

گرفتن زمان از اين جنبش، در کنار تحليل رفتن انرژی آن و همچنين تلاش شديد برای اعتراف گيری از زندانيانی که اين روزها در بدترين شرايط ممکن قرار دارند، مرحله جديدی از کودتا است که از سه روز پيش کليد خورده است. از همين رو شريعتمداری کيهان و نيروهای تحت امر قاضی سعيد مرتضوی تلاش شبانه روزی خود را برای اعتراف گيری از اين زندانيان آغاز کرده اند

کودتاگران در تهران دو سه روز است که وارد فاز جديدی از عمليات خود شده اند. آن ها پس از مواجهه با رفتار غير قابل پيش بينی مردم و آمدن آن ها به خيابان، اگر چه عقب نشينی کردند و چند نفری از زندانيان را آزاد کردند و قول رسيدگی به اعتراضات را طريق از مراجع قانونی را دادند اما در حقيقت آن ها وارد مرحله جديدی از برخورد خود با مردم شدند.

در اين مرحله آن ها ابتدا کسانی را که می توانستند حرکات و رفتارهای شان را شناسايی و تحليل کنند، از بدنه جنبش حذف کردند. اين کار را با دستگيری سعيد حجاريان و بهزاد نبوی که شب قبل از آن آزاد شده بود، شروع کردند. به اين وسيله ظاهرا امکان تحليل رفتار آن ها از بين رفته است. از سوی ديگر با کمک صدا و سيما که به ستاد جنگ روانی کودتاگران عليه مردم ايران تبديل شده، شروع به تبليغ استفاده از روش های قانونی برای پيش برد هدف ها کرده و ظاهرا با کسانی هم که به موسوی و کروبی رای داده اند گفت و گو می کنند و سعی دارند رفتار بازتری از خود بروز دهند. آن ها با اين اقدام خود شتاب انتقال اعتراض های مردمی به ديگر نقاط را کم کرده و در عين حال امکان انتقال آن را به شهرهای کوچک و حاشيه نشين ها را از بين برده اند.

هم اکنون آن ها با قطع رابطه اين جنيش مردمی با تحليل گرانی که می توانستند رفتارهای آن ها را تحليل و راهکار برخورد با آن را ارائه دهند، در شرايطی قرار دارند که می توانند زمين بازی را تغيير دهند. گرفتن زمان از اين جنبش، در کنار تحليل رفتن انرژی آن و همچنين تلاش شديد برای اعتراف گيری از زندانيانی که اين روزها در بدترين شرايط ممکن قرار دارند، مرحله جديدی از کودتا است که از سه روز پيش کليد خورده است. از همين رو شريعتمداری کيهان و نيروهای تحت امر قاضی سعيد مرتضوی تلاش شبانه روزی خود را برای اعتراف گيری از اين زندانيان آغاز کرده اند.

از بند ۲۰۹ اوين خبر می رسد که برخی از زندانيان از جمله مصطفی تاج زاده، عبدلله رمضان زاده و محسن امين زاده تحت فشار و شکنجه زياد هستند تا مجبور به انجام مصاحبه تلويزيونی شوند تا آن ها را عوامل انقلاب مخملی و جاسوس بيگانه معرفی کنند.

در کنار اين اقدامات آن ها نيروهای خود را ظاهرا از سطح شهرها جمع آوری کرده تا حساسيت مردم را کاهش دهند. برای همين برخلاف روزهای گذشته اعتراضات مردمی و خودجوش در محله ها ديگر چون روزها ابتدايی هفته، ديده نمی شود.

از اين رو کسانی معتقدند در نماز جمعه اين هفته نيز آيت الله خامنه ای چيزی که امکان خاتمه يافتن اعتراض ها به نفع مردم را داشته باشد مطرح نکرده و يک سری نصيحت های کلی برای ايجاد وحدت و امکان سو استفاده دشمنان از اين اختلافات داخلی را مطرح خواهد کرد. هرچند کم نيستند کسانی که نمازجمعه اين هفته را مقدمه ای بر حکومت رعب و وحشت و سرکوب گسترده می دانند.

اين وقت کشی ها به اين اميد صورت می گيرد تا ضمن گرفتن اعتراف از برخی افراد و کاهش انرژی جنبش و جلوگيری از انتقال آن به ديگر مناطق و شهرهای درجه دو و سه، فرصت لازم را برای سرکوب در اختيار کودتا گران قرار دهد.

سعيد علم الهدی

 

Thursday, June 18, 2009

هماهنگي و اتفاق همه نيروهاي سياسي تحول‌خواه

ملت شريف ايران،
در روز شنبه بيست و سوم خرداد ماه، نتايج انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري از سوي وزارت كشور اعلام شد. تعداد آراي اعلام شده براي نامزد برنده اين انتخابات، تا آن حد باورنكردني بود كه مورد اعتراض نامزدهاي ديگر و نيز عموم مردم قرار گرفت، به گونه‌اي كه در بيشتر شهرها شاهد درگيري‌هاي پراكنده ميان مردم و نيروهاي انتظامي بوديم. نتيجه اين انتخابات بنابر دلايل و شواهد متعدد، از جمله گزارش كميته صيانت از آراء مبني بر بيش از هزار مورد تخلف در سراسر كشور، و نيز برپايه اظهار نظر صريح كانديداهاي اصلاح‌طلب، قابل قبول نبوده و نمي‌توان به استناد آن انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري را انتخاباتي سالم و منطبق با اصول قانون اساسی و استاندارد‌هاي جهاني دانست. بر اين اساس، تذكر نكات زير را به مردم قهرمان ايران و نيز حاكمان جمهوري اسلامي لازم مي‌دانيم.
1-
در جهان نوين، ميزان مشروعيت حكومت‌ها ميزان حمايت مردم از آنها سنجيده مي‌شود. اين حمايت نيز تنها بر اساس نتايج حاصل از يك انتخابات آزاد، سالم و عادلانه مورد سنجش قرار مي‌گيرد. برگزاري انتخاباتي اين چنين مشكوك نه تنها از مشروعيت نظام جمهوري اسلامي ايران به شدت مي‌كاهد كه شكاف دولت- ملت را نيز بيش از پيش افزايش خواهد داد. اين موضوع قطعاً هم در سطح داخلي از ميزان كارآمدي حكومت و هم در سطح بين‌المللي از جايگاه و قدرت چانه‌زني دولت ايران، خواهد كاست.
2-
آنچه مسلم است، بخش عظيمي از مردم تنها به اميد ايجاد تغيير در وضعيت موجود و بر اساس اعتماد به جايگاه و ديدگاه‌هاي نامزدان اصلاح‌طلب در اين انتخابات شركت كردند. اينك نيز بيشترين مسئوليت صيانت از آراي ملت بردوش نامزدهاي محترم اصلاح‌طلب و نیز احزاب و شخصیت های حامی آنان است . لذا از همه آنان، به وي‍ژه آقايان مهندس ميرحسين موسوي و حجت الاسلام مهدی کروبی، انتظار مي‌رود كه پيش از آنكه زمان از دست برود و وضعيت ايجاد شده تثبيت شود، از همه نيروهاي مردمي طرفدار اصلاحات و امكانات قانوني مسالمت آميز در جهت قبولاندن خواست ملت به حكومت مدد جويند. توجه به اين نكته بسيارمهم است كه به كار نگرفتن و عدم راهبري نيروهاي مردمي در جريان تحولات اجتماعي، به مرور آنها را دچار سرخوردگي و نا‌اميدي خواهد ساخت و سرانجام توان جنبش اجتماعي متكي به اين نيروها را تحليل خواهد برد.
3-
از سوي ديگر، به مردم قهرمان و فهيم نيز توصيه مي‌شود كه، ضمن خويشتن داري وحفظ آرامش، هرگونه اعتراض به رفتار و عملكرد حاكمان خود را در هماهنگي كامل با نامزدهاي اصلاح طلب و ستادهاي انتخاباتي آنان انجام دهند و از پراكندگي و تشتت در رفتار و انجام دادن حركات تحريك كننده به شدت پرهيز كنند. آنچه مسلم است، كساني كه اين چنين آراي ملت را به بازي گرفته‌اند، بهترين راه خروج از بن‌بست كنوني را امنيتي كردن فضاي جامعه و سركوب معترضان مي‌دانند و از بكارگيري خشونت نيز ابايي ندارند. از همين رو، از هرگونه رفتاري كه ممكن است توجيه‌كننده اعمال خشونت از سوي ماموران حكومت باشد بايد جداً پرهيز شود. اين احتمال قوي وجود داشته و دارد كه ماموران و عوامل نفوذي مخالف آزادي و دموكراسي دست به اقدامات خرابكارانه بزنند و آنها را به حساب معترضان مسالمت جوبگذارند تا بهانه اي براي لكه دار كردن جنبش اصيل اصلاح طلبي و خشونت ورزي نسبت به معترضان فراهم كنند.
4-
به حاكمان نيز اكيداً و خيرخواهانه توصيه مي‌كنيم كه در جهت اصلاح امور و امانت‌داري آراي مردم، كه وظيفه شرعي و قانوني آنان است، در درجه اول صورت جلسات آراي تمامي حوزه‌هاي راي‌گيري در سراسر كشور را در اختيار كانديداهاي معترض و افکار عمومی قرار دهند تا براي آنان و مردم امكان مقايسه آراي اخذ شده با آراي اعلام شده از سوي وزارت كشور فراهم گردد. همچنين، پيشنهاد مي‌كنيم كه همه اسناد ومدارک مربوط به صندوق‌هاي راي‌گيري در اختيار دادستان كل كشور، به عنوان مدعي‌العموم، قرار گيرد تا آراي ريخته شده به صندوقها مجدداً در حضور نماينده دادستان کل و نمايندگان كانديداها، وزارت كشور و شوراي نگهبان بازشماري شود و از اين طريق نتايج صحيح آراي اخذ شده به مردم اعلام گردد. اين كار قطعاً در جلب اعتماد ملي از دست رفته، تاثير بسزايي خواهد داشت.
5-
نهضت آزادي ايران اولاً مشاركت گسترده مردم در انتخابات را نشانه بلوغ سياسي و درك ضرورت تغيير از طريق ابزارهاي دموكراتيك و قانوني مي‌داند و ثانياً‌ از آنچه اتفاق افتاده نبايد مايوس و نااميد بود.
6-
نهضت آزادي ايران همچنان اعتقاد دارد كه اصلاحات در چارچوب قانون اساسي و استفاده از ظرفيت‌هاي موجود در آن تنها راه ممكن و يگانه شيوه مطلوب براي اصلاح امور كشور است. ما از ابتدا هم مي‌دانستيم كه راه دموكراسي راهي هموار و بدون دشواري نيست و ارزش پيمودن اين راه متناسب با هزينه‌هايي است كه در طي آن پرداخت مي‌شود. مسائل پيش آمده در انتخابات اخير نه نخستين مانع‌تراشي بر سر راه دموكراسي در اين سرزمين بوده است و نه آخرين آن خواهد بود. جنبش دموكراسي‌خواهي روزگار قتل‌هاي زنجيره‌اي و ترورهاي فيزيكي روزهاي سركوب دانشجويان، زنان، معلمان، دراويش،كارگران و .... را از سر گذرانده است. اما همچنان بالنده و استوار در پي گشودن راهي است كه مردم‌سالاري را به اين ديار رهنمون سازد. ترديد نبايد داشت كه اين آزمون نيز، به خواست و ياري خداوند بالندگي، بلوغ و تثبيت دموكراسي را براي ملت ايران در پي خواهد داشت. اما در اين ميان، هماهنگي و اتفاق همه نيروهاي سياسي تحول‌خواه، امري است ضروري كه كم توجهي به آن مي‌تواند آثار نامطلوبي بر روند تحولات اجتماعي بگذارد.
نهضت آزادی ایران

رییس موساد : خوشبختانه احمدی‌نژاد رئیس جمهور ایران است

سایت آینده بنقل از روزنامه صهیونیستی هاآرتص که صحبت های رییس موساد را بازتاب داده نشوته است: خوشبختانه احمدی‌نژاد رئیس جمهور ایران است

داگان رئیس موساد در روز سه‌شنبه در گزارش خود به کمیته روابط خارجی و دفاعی گفت آشوب‌های اخیر ایران که پیامد اعلام نتایج انتخابات بوده است تا چند روز دیگر پایان می‌پذیرد.

به گزارش سرویس بین‌الملل آینده به نقل از روزنامه صهیونیستی هاآرتس، او گفت: «در واقع ایران قصد ندارد نتیجه انتخابات را تغییر دهد، ما و تمام جهان می‌دانیم که محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور ایران است. اگر کاندیدای اصلاح‌طلب، میرحسین موسوی برنده می‌شد، اسرائیل یک مشکل بسیار جدی داشت، زیرا نیاز داشت به جهان بقبولاند که خطر نگرانی از موسوی که روش‌های جدیدی برای مدیریت دارد، بسیار بیشتر از احمدی‌نژاد است. همچنین موسوی آغازکننده برنامه هسته‌ای ایران در زمان نخست وزیری خود بوده است.»

مطابق گفته داگان: «تقلب انتخاباتی در ایران زیاد متفاوت از آن‌چه که در کشورهای لیبرال در انتخابات اتفاق می‌افتد نیست. پیامدهای نتایج انتخابات ایران یک مسئله داخلی است و ربطی به تصمیمات استراتژیک که شامل برنامه هسته‌ای ایران می‌شود نیز ندارد».

او همچنین به کمیته روابط خارجی گزارش داد که موساد معتقد است، اگر پروژه ایران در حال حاضر ادامه پیدا کند و منقطع نشود ایران در سال 2014، اولین بمب اتمی خود را آماده پرتاب خواهد داشت. رئیس موساد همچنین خطاب به جامعه بین‌الملل گفت که آن‌ها باید تحریم‌ها و فشارهای سیاسی به ایران را تحمیل کنند. او معتقد است که اگر این تحریم‌ها مؤثر واقع شود،‌ برنامه هسته‌ای ایران متوقف خواهد شد.

او معتقد است ایران حامی حزب اله لبنان و حماس است و حمایت‌های فعلی ایران از حماس کمتر شده است.

--
آينه

درخواست‌های ادوار تحکیم وحدت

سازمان دانش‌آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) درخصوص مسائل پیش‌آمده پس از ۲۲ خرداد، این هفته بیانیه‌ای به شرح زیر صادر کرد:

«ملت شریف ایران؛
۲۲ خردادماه با مشارکت بی‌سابقه شما مردم خواهان تغییر و اصلاح امور کشور در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری می‌توانست فرصت نجات ملی از بحران‌های متعدد داخلی و خارجی کشور را فراهم سازد لیکن این روز تاریخی که می‌بایست به عنوان سرآغاز یک تغییر دمکراتیک در ایران در تاریخ به یادگار بماند، با خیانت عوامل برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم در امانت آرای مردم، برگی دیگر بر کارنامه حاکمان مستبد مسلط بر ایران و ایرانی در اعصار مختلف افزود و یکبار دیگر حق ملت در تعیین سرنوشت خود آشکارا نقض شد.»

«اینک باید گفت ۵۶ سال پس از کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۳۲، ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ را باید کودتایی دیگر علیه مردمان صلح‌طلب و آزادی‌خواه این مرز و بوم در سده جاری دانست. اما چه دردناک است که اگر نیم قرن پیش صحنه‌گردان کودتا علیه ملت عوامل بیگانه بودند، امروز کار به جایی رسیده‌است که حاکمانی با ادعای توأمان دین و دموکراسی در برابر وجدان عمومی جامعه و از پس هفته‌ها شور عریان مردم در عرصه عمومی جامعه که چه بسا نتیجه انتخابات را چند روز پیش از موعد رأی‌گیری به طور واضح نمایان ساخته بود، با وقاحت هرچه تمام‌تر از کوشش‌های ناعادلانه و متقلبانه خود پیش و حین برگزاری انتخابات ارضاء نشده و عملا آراء مردم را به کناری نهاده و با اعلام تعدادی عدد ساختگی به عنوان نتیجه انتخابات، دست به کودتا می‌زنند.»

در ادامه این بیانیه آمده‌است:

«شهروندان گرامی؛
نتایج اعلام شده از سوی وزارت کشور آنچنان مضحک و بی‌اعتبار است که بیش از آن که بتوان بدان به عنوان یک سند دولتی استناد کرد به دستکاری کودکی شرور و لجباز در تابلویی زیبا شبیه است. متأسفانه حاکمیت به جای آنکه از فرصت پیش آمده و آشتی دوباره بسیاری از گروه‌های سیاسی و افراد ملت با صندوق‌های رأی به نفع منافع ملی و عمومی بهره جوید و در کار اصلاح رویه‌های ناپسند خود شود، نابخردانه گام در مسیری گذارده که نتیجه آن چیزی جز بسط استبداد و قطع کامل نفس‌های به شماره افتاده جمهوریت نظام نیست. و زنهار که این آغاز راه بسیار رفته همه مستبدان بدفرجام تاریخ است.»

این بیانیه می‌افزاید:
«امروز اما کار از گزارش تخلفات متعدد مجریان و ناظران انتخابات گذشته‌است که آنچه عیان است چه حاجت به بیان است. امروز مساله انتخابات دهم ریاست جمهوری تنها دغدغه نیروهای حامی تغییر در ایران نیست، بلکه آنچه از واجد اهمیت اساسی می‌باشد همانا نگرانی در باره موجودیت نهاد انتخابات در ایران است. نگرانی واقعی از برپایی پرده آخر سناریوی خزنده تبدیل جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی است که طی این سال‌ها بارها نسبت به قدرت‌گیری واضعان آن در سطوح مختلف هشدار داده شده بود.

بر این اساس سازمان دانش‌آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت):
۱- خاطرنشان می‌سازد که آزادی تمامی فعالان سیاسی اصلاح‌طلب از جمله دکتر احمد زیدآبادی دبیرکل این سازمان، روزنامه‌نگاران، دانشجویان و سایر شهروندانی که در جریان کودتای ۲۲ خرداد بازداشت شده‌اند و نیز احقاق حقوق کلیه زیان‌دیدگان ناشی از تهاجمات نیروهای انتظامی و امنیتی به تجمعات خودجوش مردمی در الویت قرار دارد.

۲- حمله به تجمعات مردمی و به ویژه مراکز دانشگاهی از جمله کوی دانشگاه تهران و ضرب و شتم شدید دانشجویان و شلیک گلوله به سوی شهروندان را محکوم می‌نماید و به نیروهای انتظامی و امنیتی یادآور می‌شود که سلاح در دست آن‌ها امانتی از سوی مردم است که نبایستی به روی صاحبان اصلی آن گرفته شود.

۳- اعلام می‌نماید که ابطال انتخابات برگزار شده در روز ۲۲ خرداد و برگزاری مجدد انتخابات در اسرع وقت توأم با جلب اعتماد نامزدهای محترم امری ضروری است.

۴- تاکید می‌کند، عاملان اعم از آمران و مباشران دستکاری در آرای مردم به عنوان سوءاستفاده‌کنندگان از مقام دولتی و ناقضان حق تعیین سرنوشت و مشارکت در اداره عمومی کشور و نیز به عنوان اقدام‌کنندگان علیه قانون اساسی و امنیت ملی کشور بایستی مطابق قوانین جزایی کشور مورد تعقیب قرار گرفته و در برابر وجدان عمومی جامعه به طور علنی محاکمه شوند.

۵- از ملت ایران می‌خواهد که همچنان با توسل به اقدامات مسالمت‌آمیز از جمله تجمعات و راهپیمایی‌های گسترده حقوق خود را قاطعانه پی گیری نمایند و بدانند که موازین جهانی حقوق بشر و قانون اساسی جمهوری اسلامی تجمعات مسالمت‌آمیز را حق مشروع شهروندان می‌دانند.

۶- این سازمان پشتیبانی و حمایت قاطع خود را از مواضع و اقدامات آقایان کروبی و موسوی در جهت احقاق حقوق زایل شده ملت اعلام می‌نماید.

سازمان دانش‌آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت)، دوشنبه، ۲۵ خرداد ۱۳۸۸.»


--
آينه

معنای ولایت مطلقه فقیه

اين تقلب بی سابقه مصداق بارز دين به دنيا فروختن است. اما مسئله ابعاد بزرگ تری هم دارد. و آن اين که افرادی به عنوان "ايفای وظيفه شرعی" اين فعل حرام را مرتکب شده باشند. در برداشت رسمی، مصلحت نظام از اوجب واجبات است. مصلحت نظام که توسط شخص ولی امر مسلمين جهان تشخيص داده می شود، در صورت تعارض با عبادات و معاملات بر تمام احکام اوليه شرعی مقدم است. معنای ولايت مطلقه فقيه در اين برداشت رسمی جز اين نيست

بالاترين سرمايه يک حکومت مشروعيت آن و اعتماد شهروندان آن کشور به دولتمردان و حکمرانان است. انتخابات دهمين دوره رياست جمهوری ايران از زاويه مشارکت کم سابقه ايرانيان سند افتخار جمهوری اسلامی بود. تمکين به نتيجه واقعی انتخابات و امانتداری و صداقت، وظيفه قانونی، اخلاقی و دينی مسئولان جمهوری اسلامی بود. متأسفانه قرائن مطمئن مدنی خبر از جابجائی گسترده آراء مردم، تقلب سازمان يافته، مهندسی ناشيانه نهادينه و خيانت در امانت ملی دارد.

مشاهدات عينی متواتر جمع کثيری از هموطنان، اطلاعيه های آقايان ميرحسين موسوی و مهدی کروبی به ويژه بيانيه استرجاع مهندس موسوی خطاب به مراجع تقليد وعالمان دين، گزارش رئيس کميته صيانت از آراء ستاد وی، گزارشهای ناشيانه وزارت کشور، تأييد عجولانه نتيجه انتخابات توسط مقام محترم رهبری قبل از پايان مهلت قانونی شکايات و پيش از تأييد صحت انتخابات از سوی نهادهای قانونی، و بالاخره موج دستگيری گسترده فعالان سياسی اصلاح طلب ساعاتی پس از اعلام نتيجه انتخابات از علائم وقوع اين فاجعه ملی است.

***

به شهادت اکثر اقتصاددانان، عالمان سياست، جامعه شناسان، حقوق دانان، روشنفکران، نويسندگان، هنرمندان و فعالان سياسی آقای احمدی نژاد فردی دروغگو، مزور وغيرقابل اعتماد است. سوءتدبير در عرصه سياست داخلی و ماجراجوئی در عرصه سياست خارجی در ساليان اخير منافع ملی ايران را به شدت به خطر انداخته است. نقض مکرر قانون اساسی و مصوبات مجلس و هزينه کردن بيت المال در تبليغات شخصی کمترين اتهام وی در ضمير ملت ايران است.

به نظر بسياری از ايرانيان در نتيجه اعلام شده انتخابات دهم جای نفر اول و دوم عوض شده است، به عبارت ديگر آراء اعلام شده با آراء به صندوق ريخته شده تفاوت ماهوی دارد. بر اساس شواهد مدنی متعدد رئيس جمهور منتخب مهندس مير حسين موسوی است و دکتر احمدی نژاد رئيس جمهور منصوب و مهندسی شده است. بر اين اساس مقام رياست جمهوری توسط فردی غير منتخب "غصب" شده است. اين شائبه به حدی در اذهان عمومی ايرانيان قوی است که نياز به اعتماد سازی ملی از سوی مسئولان امر دارد.

اين جابجائی به اين شدت در تاريخ جمهوری اسلامی بی سابقه است. رأی مردم امانت قانونی، اخلاقی و شرعی در دست مسئولان امر است. به هر حال اکنون تشخيص اکثريت شهروندان ايرانی متفاوت با نظر مقام محترم رهبری و مجموعه تحت امر ايشان است. راه حل خداپسندانه، اخلاقی و منطقی (از راه حل قانونی ياد نکردم بخاطر اينکه سوگوارانه تمام مجاری قانونی را مسدود کرده اند) ابطال نتيجه خلاف واقع اعلام شده، بازشماری آراء با حضور نمايندگان نامزدها و تعيين حکميت ملی بين ملت و مسئولان و در نهايت تجديد انتخابات است. تمکين به اين پيشنهاد عقلائی که خواست بسياری از عالمان دين است، به اکثر شبهات پيش آمده درباره انتخابات پاسخ خواهد داد و بر اساس "آنرا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است" به استحکام پايه های جمهوری اسلامی خواهد انجاميد.

***

ضربه ای که اقدام خلاف قانون، اخلاق و دين دست بردن نهادينه و مزورانه در آراء ملت به اعتقادات و ايمان مردم و وجهه اسلام در جهان وارد می کند با هيچ دستاوردی قابل مقايسه نيست. اين تقلب بی سابقه مصداق بارز دين به دنيا فروختن است. اما مسئله ابعاد بزرگتری هم دارد. و آن اينکه افرادی به عنوان "ايفای وظيفه شرعی" اين فعل حرام را مرتکب شده باشند. در برداشت رسمی، مصلحت نظام از اوجب واجبات است. مصلحت نظام که توسط شخص ولی امر مسلمين جهان تشخيص داده می شود، در صورت تعارض با عبادات و معاملات بر تمام احکام اوليه شرعی مقدم است. معنای ولايت مطلقه فقيه در اين برداشت رسمی جز اين نيست. ولی فقيه حق دارد عندالمصلحه نماز و روزه و حج و مضاربه و مساقات را تعطيل کند و بالاتر از اينها هم مسائلی است....

اگر به زعم معظم له مصلحت نظام در بالا آمدن فردی به عنوان رئيس جمهور تشخيص داده شد، بر ولايت مداران شرعا واجب است که همو را بالا بياورند، امانتداری يعنی اطاعت محض اوامر ولی امر. و از قضا رئيس ستاد انتخابات وزارت کشور نيز بر اين باور (کسب رضايت ولايت امر) تصريح کرد. ولايت مداران در برابر ولیّ خود مسئولند و امانتداری چيزی جز سپردن مسئوليت به اهلش نيست و اين اهليت را ولی فقيه تعيين می کند نه موَّلی عليهم.

معنای مردمسالاری اسلامی که جهان را انگشت به دهان کرده اين است که مردم از تصميمات ولی امر اطاعت و حمايت کنند. انتخابات تجديد بيعت با مقام معظم رهبری است. اينکه رهبران و حکمرانان به انتخاب مردم گردن بگذارند همان معنای دموکراسی متعفن غربی است. در مردمسالاری دينی اين مردمند که در حوزه عمومی به صلاحديد رهبران و حکمرانان تن می دهند. به فرموده يکی از فقيهان محترم نظريه پرداز ديدگاه رسمی، برگزاری انتخابات در نظام ولايت فقيه تنها برای رفع شبهه استبداد از سوی مخالفان است، نه بيشتر و الا خود انتخابات که موضوعيت ندارد.

اگر برای مصلحت نظام بتوان نرخ تورم را بسيار کمتر از واقع اعلام کرد، يا با آمار بازی کرد، يا قبل از اثبات در دادگاه صالحه در برابر چشم خلائق با آبروی مؤمنان بازی کرد؛ بديهی است که برای مصلحت نظام می توان از صندوق رأی کسی را بدر آورد که به نظر زعمای امر به صلاح کشور باشد. و چه مصلحتی بالاتر از مصلحت نظام؟ و آيا همين مُسَوِّغ (مجوّز) شرعی دروغ مصلحت آميز نيست؟ بر اين اساس آنچه از سوی مأموران محترم وزارت کشور اتفاق افتاده (يا شبهه بسيار جدی وقوع آن مطرح است) مهندسی چند لايه انتخابات است که فعلی واجب و مشروع بوده نه تقلب در آراء مردم که فعلی حرام باشد. اينکه عنوان فعل انجام شده اولی باشد يا دومی به عهده ولی مطلق فقيه است. اگر کسی چنين حقی را برای ولی امر به رسميت نشناسد، او به اصل مترقی ولايت مطلقه فقيه قائل نيست.

آنچنان که دبير محترم جامعه مدرسين و فقيه عاليقدر شورای نگهبان تصريح کرده است آنچه به عنوان وظائف رهبری در اصل يکصد و ده قانون اساسی ذکر شده از باب مثال است نه احصاء. اطلاق ولايت فقيه يعنی هر آنچه ايشان برای حفظ نظام صلاح بداند مطلقا مجاز است. اينکه اين اعمال ولايت از طريق مجمع تشخيص مصلحت نظام صورت بگيرد يا نه به عهده خود معظم له است و هيچ الزامی برای ايشان ايجاد نمی کند. اصولا مشروعيت قانون اساسی و تمام ارکان نظام به امضای ولی مطلق فقيه بسته است نه برعکس. کسانی که تحت تأثير تبليغات مسموم دشمنان اسلام قرار دارند، مهندسی چند لايه انتخابات را تقلب قلمداد می کنند.

آنچنانکه ديگر فيلسوف نظريه پرداز جريان رسمی تصريح کرده ولی فقيه حق دارد تک تک مقامات قضائی، اجرائی و تقيننی اعم از رئيس جمهور (بخوانيد معاونت اجرائی) و نمايندگان مجلس قانونگذاری (بخوانيد اعضای معاونت مشورتی تقنينی) را نصب کند. در هر صورت مشروعيت اين مقامات حتی اگر ظاهرا منتخب مردم هم باشند به تنفيذ و تصويب ولايت مطلقه فقيه است نه برعکس. اين اتهام که مشروعيت نظام با مهندسی چند لايه ای انتخابات زير سؤال می رود، زائيده القائات شياطين است. بر عکس مشروعيت انتخابات به برآورده کردن نظر مقام معظم رهبری متوقف است و ايشان هم بحمدالله در کمتر از بيست و چهار ساعت نتيجه اين انتخابات مهندسی شده را تأييد کامل فرمودند.

اينکه برخی به جمله مشهور مرحوم امام خمينی تمسک می کنند که "ميزان رأی مردم است"، آنها نمی دانند که بر اساس اصل مترقی ولايت مطلقه فقيه - که تا ظهور امام عصر عجل الله فرجه غير قابل تغيير است – هر امری مقيد است جز ولايت مطلقه. لذا "ميزان رأی مردم است تا آنجا که ولی فقيه صلاح بداند". اگر ولی امر موردی را صلاح ندانست ولو اکثريت ملت هم رأی داده باشند، اکثرهم لايعقلون، معنای ولايت مطلقه همين است.

بعلاوه با وجود ولی امر حیّ چه حاجت به استناد به نظر ولی امر میّت؟ نظر مبارک ولی امر مسلمين جهان به رياست جمهوری جناب دکتر محمود احمدی نژاد است، حالا اگر اکثريت ملت ايران ميرحسين موسوی را هم انتخاب کرده باشند، معنای ولايت مطلقه فقيه ترجيح الزامی رأی هميشه صائب ولی امر بر رأی اکثريت مردم است. مردم در انتخاب خود امکان اشتباه دارند کما اينکه با انتخاب موسوی اشتباه کردند و مقام معظم رهبری با دورانديشی پيامبرگونه خود - که مستظهر به تأييدات حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه است و لذا خطا ناپذيرند - اشتباه مردم را اصلاح و مصلحت نظام را انشاء فرمودند.

آنچه شمه ای از آن گذشت تصوير اجمالی ديدگاه رسمی است که به تناوب از دهان مسولان امر شنيده شده و لازمه منطقی آن، توجيه شرعی مهندسی انتخابات است. اگر کسی در کبرای مسئله ترديد دارد، بسم الله نقض آنرا مستدلا اثبات کند. و اگر در صغرای مسئله مناقشه دارد دليل نقض خود را ارائه کند تا افکار عمومی را قانع کند. من کاری جز انعکاس ضمير خفته اکثر ايرانيان و بازسازی توجيه شرعی مهندسی انتخابات از ديدگاه رسمی نکرده ام. اگر خطاست به فرموده قرآن "قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقين".

در فقه اهل سنت در طول تاريخ در زمان خلفای اموی، عباسی و عثمانی فقيهان بزرگ اشعری همواره با برجسته کردن عنصر آرامش و امنيت و وحدت امت، ظلم و بيداد حکام را توجيه شرعی می کردند و اطاعت مطلقه اولی الامر ولو ظالم را واجب و قيام عليه وی را حرام و معصيت و شق العصای مسلمين می شمردند.
در مقابل فقيهان شيعه همواره بر عنصر عدالت تأکيد کرده هر نوع همکاری با "ولايت جائر" را حرام اعلام می کردند. حتی در زمان سلاطين شيعه ديلمی و صفوی و قاجاری اين امر باعث نشد که در شرط لزوم عدالت والی تجديد نظر کنند.

زمانی که شيخ فضل الله نوری استبداد محمدعلی شاهی را با عنوان حکومت مشروعه توجيه شرعی می کرد، رهبر دينی نهضت مشروطه آخوند خراسانی به وی يادآوری کرد که اگر چه در زمان غيبت، حکومت مشروعه (بخوانيد حکومت اسلامی) ممتنع است، اما تنها حکومت مشروع حکومت مبتنی بر عدالت است که قدرت سياسی مقيد و محدود به قانون و تحت نظارت نمايندگان مردم باشد. راستی ما را چه می شود که پس از دهها قرن عدالت را فدای مصلحت می کنند و فقه "عدالت محور" اهل بيت جای خود را به فقه "مصلحت محور" مدرسه خلافت می دهد و کوشش می شود حوزه های مستقل تشيع همانند جامع الازهر وابسته به حکومت شوند (دارای رديف در بودجه دولتی) و در شهر طباطبائی و بهبهانی راه ميدان آزادی از بزرگراه شيخ فضل الله نوری بگذرد؟

آنچه از رئيس جمهور تحميلی و تقلب و تزوير در انتخابات يا حتی توهم آن در افکار عمومی اسف بارتر است، استحاله "جمهوری اسلامی" به "حکومت اسلامی" يا همان حکومت مشروعه پيش گفته است. فرق جمهوری اسلامی با حکومت اسلامی دقيقا در نقش رأی و انتخاب مردم است. در جمهوری اسلامی انتخاب مردم تعيين کننده است و همه مقامات موظفند به رأی جمهور تمکين کنند. در حکومت اسلامی انتخابات نمايشی است و به معنای بيعت با نظام و مطاوعه رهبری است. در حکومت اسلامی اين آحاد مردمند که موظف به تأمين نظر ولی امر هستند، نه اينکه مسئولان موظف به تأمين رضايت و مطالبات ملت باشند. در حکومت اسلامی مشروعيت مقامات به انتصاب از سوی ولی امر است و مصلحت نظام که توسط ولی امر تشخيص داده می شود بر عدالت و قانون و اخلاق و شرع (احکام اوليه و ثانويه) مقدم است. در جمهوری اسلامی مشروعيت نظام به رعايت عدالت و قانون و اخلاق و دين است و هيچ مصلحتی بالاتر از رعايت عدالت و اخلاق و قانون و ارزشهای دينی نيست.

در طول حيات سی ساله "جمهوری ولائی" (ترکيب جمهوری اسلامی و ولايت فقيه) انديشه جمهوری اسلامی (جمهوری به همان معنا که همه جا جمهوری است البته با رعايت ارزشهای اسلامی و تأکيد بر رعايت دموکراسی و حقوق بشر) با انديشه حکومت اسلامی (مبتنی بر ولايت فقيه، پاکيزه از رسوبات غربی از قبيل جمهوريت و دموکراسی) رقابتی نفس گير داشته است. به نظر بسياری از طرفداران انقلاب اسلامی در دهه اول پس از انقلاب اسلامی حداقل در عمل، بنيانگذار جمهوری اسلامی کم و بيش بويژه در مقابل محافظه کاران سنتی از انديشه جمهوری اسلامی دفاع می کرد. به هر حال در دو دهه اخير انديشه جمهوری اسلامی توسط نهادهای انتصابی همواره تضعيف شده است، به ويژه در چهار سال اخير جريان "حکومت اسلامی" نظرا و عملا توسط رئيس دولت ستوده شده است.

با مهندسی ناشيانه نتيجه انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ تير خلاص به پيکر نيمه جان جمهوری اسلامی شليک شد و آخرين بازمانده مشروعيت جمهوری اسلامی – که همانا صداقت و امانتداری نسبی انتخاباتش بود- درپای مصلحت نظام اسلامی قربانی شد. نظام حکومت اسلامی ترجيح داد تجربه به زعم وی تلخ دوران مردمی اصلاحات را تکرار نکند و با انشای آنچه از آن به حکم حکومتی مهندسی چند لايه ای انتخابات ياد می شود به افتخارات ساليان اخير تداوم بخشد. افتخاراتی که به زعم منتقدان مشفق چيزی جز قانون گريزی، سوء تدبير، ماجراجوئی، قشری نگری و دروغگوئی نبوده است.

أَلَمْ تَرَ إِلَی الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ کُفْرًا وَأَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ(ابراهيم/۲۸) آيا نديدی کسانی را که نعمت خدا را به کفران تبديل کردند و جمعيت خود را به دار البوار (نيستی و نابودی ) کشاندند؟

همچنانکه در ايران آزادی بيان هست، اما متأسفانه آزادی پس از بيان نيست؛ انتخابات اخير نيز با مشارکت بالای مردم برگزار شد، اما مشکل در صيانت از آراء مردم و اعلام نتايج واقعی و مهندسی نشده انتخابات است. آنچه از آن به عنوان حکم حکومتی مهندسی چند لايه ای انتخابات ياد می شود نقطه عطفی در انديشه سياسی معاصر شيعه، استحاله جمهوری اسلامی و اتکای حکومت اسلامی به زور عريان و سرکوب گسترده تر مطالبات قانونی اکثريت ملت ايران منجر می شود. حکومتی که به ملت خود راست نگويد بيشک حافظ منافع ملی دربرابر زياده خواهی های قدرتهای سودجوی خارجی هم نخواهد بود. ابراز انزجار نخبگان و روشنفکران بويژه عالمان دين از بر باد دادن باقيمانده مشروعيت جمهوری اسلامی و اعتراض مسالمت آميز به متجاوزان به حقوق ملی کمترين وظيفه اخلاقی و دينی است. نحوه مواجهه مدعيان پيروی امام علی (ع) با منتقدان ناصح و مخالفان قانونی سنگ محک ديگری برای سنجش صداقت حکمرانان حکومت اسلامی است. امام علی –که درود خدا بر او باد- همواره حق جوئی و انتقاد مسالمت آميز را تشويق کرده از حقوق مسلم مردم می دانست و هرگز منتقدی را به داغ و درفش و زندان و سلب حقوق اجتماعی محکوم نکرد.

إن أُرِيدُ إلّا الإصلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَ ما تَوْفِيقِی إلّا بِالله عَلَيهِ تَوَّکَلّْتُ وَ إلَيهِ أُنِيبُ (هود/۸۸)

محسن کديور


--
آينه

صحبت حکام ظلمت شب یلداست

عبدالکریم سروش


بنام خدا
باز این چه ابر بود که مارا فروگرفت / تنها نه من،گرفتگی عالمست این
یکدم نگاه کن که چه برباد میدهی / چندین هزار امید بنی آدمست این

چندین هزار امید بنی آدم را برباد دادند و قومی را داغدیده و دردمند کردند و پای اهانت برشعور و غرورشان نهادند و دست خیانت در صندوق امانت‌شان بردند و با نیرنگ و فریب، باطلی را بجای حق نشاندند تا دوباره عزت و کرامت را پایمال جهالت کند و نام را به ننگ بفروشد و فرومایگان را بر کرسی ریاست بنشاند و دروغ و دغل در کار مدیریت کند و خرافه بگسترد و سفاهت بپرورد و از چاههای نفت بردارد و در چاههای جمکران بریزد و آزادی را خفه کند و آگاهی را بکشد و استبداد دینی وقراءت فاشیستی از دین را قوام بخشد و دیانت را ملعبه دست سیاست کند و سرهنگان را بر فرهنگ بگمارد و فرهنگیان را بدست سرهنگان بسپارد و دست تطاول در حقوق مردم دراز کند و پشت به قبله حقیقت، بسوی خدای خدیعت نماز کند.

هیچ چیز مهیب‌تر از زخمی کردن غرور یک قوم نیست. سرمایه اعتمادشان را ستاندن و آب دهان برویشان افکندن. پلیدی و بیشرمی ازین بیشتر نمی‌شود. آدمیان دزدی و دغلی را تحمل می‌کنند اما اهانت مکرر به عزت و کرامت‌شان را هرگز.
اینک روح مجروح وغرور رنجور ایرانیان بجوش آمده است و تا ننگ آن خیانت زدوده نشود و تا غاصبان بدست عدالت سپرده نشوند التهابشان فرو نمی‌نشیند.

والبته جای هیچ نومیدی نیست، "که بد بخاطر امیدوار ما نرسد" .اجتماع هزار در هزار زنان و مردان حق‌جو و مطالبه‌گر پنجره‌های امید را بر تاریخ آینده ما گشوده است و نوید گشایش بکار فروبسته ما می‌دهد.

اسم اعظم بکند کار خود ایدل خوشباش که به تلبیس و حیل دیو سلیمان نشود

بحقیقت اسم اعظم، شما حق جویانید که دیو تیره‌بختی را از تخت سلیمان بزیر می‌کشید و باعصای موسوی، دولت فرعونی و شعبده سامری را به دونیم می‌زنید و حکومت ارعاب و تزویر و چماق و نفاق را با فریادهای جگرشکافتان درهم می‌شکنید.

استبداد دینی غرور و شعور شما را به تمسخر و توهین گرفته است و خشم مقدس شما خاموش نمی‌نشیند تا امانت حق و رای را از غاصبان خاین بستان دو به کاردانا‌ن امین بسپارد. نقد، تقوای سیاست است و حق‌جویی فضیلت دوران ماست و شما این فضیلت را فرو نمی‌نهید.

همت پاکان دوعالم و بخشایش ارواح مکرم با شماست، "با همه کروبیان عالم بالا".

درین معرکه حق و باطل و جنایت و شهادت آیا مشایخ و مراجع عظام احساس تکلیف نمی‌کنند که با قلمی و قدمی "بازار ساحری و ناموس سامری و قلب ستمگری" را بشکنند؟

شمس و قمر این حرکت یعنی آقایان موسوی و کروبی نیز نیک م‌یدانند که "صحبت حکام ظلمت شب یلداست" و بر در ارباب ب‌ مروت دنیا نشستن که " خواجه کی بدرآید" شرط خردورزی و سیاست‌ورزی نیست. به سواد اعظم روآورند که اسم اعظم در آنجاست. "نور ز خورشید خواه بو که برآید".

اینک که فساد و خیانت، ظاهر و عریان از پرده بدر افتاده است‌، من هم در پایان نصیحتی از زبان باباطاهر عریان برای حاکمان دارم:

مکن کاری که برپا سنگت آیو / جهان با این فراخی تنگت آیو
چوفردا نومه خونون نومه خونند / تو نومه خود ببینی ننگت آیو

در توبه هنوز بازست. آب رفته را بجوی باز گردانید. قرعه فال بنام شما زده اند و امانتی را که آسمان نتوانست کشید برشانه‌های شما نهاده اند. به عهد امانت وفا کنید و در زمره جهولان و ظلومان منشینید.

حقا کزین غمان برسد مژده امان / گرسالکی بعهد امانت وفا کند

عبدالکریم سروش
خرداد
۱۳۸۸


--
آينه

Wednesday, June 17, 2009

دروغگو کم حافظه است-نمونه از تقلب


دروغگو کم حافظه است

نمونه از تقلب - تعداد بیشتر و هر چه زمان گذشته تعداد کمتر شده است؟؟!!!!



--
آينه

آدرس پایگاه اطلاع رسانی میر حسین


آدرس  پایگاه اطلاع رسانی میر حسین به علت فیلترینگ شدید.

 http://sites.google.com/site/mousavi1388 <http://sites.google.com/site/mousavi1388>


--
آينه