راننده ناشی و هیجان زده
ياد روزي افتادم در دوره انتخابات آقاي خاتمي ، ماچند تا مسافر درون يك تاكسي نشسته بوديم و بحث انتخابات خيلي داغ بود و راننده كه جواني بود و به نظر مي آمد تازه گواهينامه گرفته ،و هيجان زده بود.و از خوشحاليِ گواهينامه اي كه گرفته بود، بين مسافرها شيريني پخش مي كرد.اما بي اعتنا به قوانين ، با يك غرور زياد ،به شكل خطرناكي رانندگي مي كرد كه نگوو نبين.مسافرها هم بي خبر از خطر،سرگرم بحث داغ انتخابات بودند. در بين مسافران زني بود كه مي گفت: من راي نمي دهم و برايم فرقي نمي كند كه چه كسي بر سر كار بيايد. من زندگي خودم را مي كنم.
در همين لحظه ماشين تصادف كرد و سر من و اين خانم به شيشه خورد.و هر دو از درد سرمان را گرفتيم. آن خانم كه وضعش از من بهتر بود، شروع كرد بر سر راننده جوان فرياد زدن، كه "اگه مي دونستم رانندگي بلد نيستي، اصلا سوار ماشين ات نمي شدم."
من كمي كه دردم آرام شد و خون سرم را كه پاك كردم، گفتم:خانوم شما كه از تجربيات درس مي گيرين، لطفا در انتخابات شركت كنين و به كسي كه فكر مي كنين حتي يك كمي بهتره راي بدين، و نذارين ماشين مملكت به دست يك راننده اي كه ناشيه و تجربه نداره و قوانين رو رعايت نمي كنه بيفته، و زندگي من و شما و70 ميليون ايروني ديگه رو به خطر بندازه.
آينه


0 Comments:
Post a Comment
<< Home