مدعیان پراگماتیسم در ایران امروز از سیاست واقعی به دور و در واقع آرمانگرایانی رمانتیک هستند
ا تهاجمی شدن سیاست بازدارنده غرب درباره مساله هستهای در چند سال گذشته میتوان حدس زد که تغییر تاکتیکها، یعنی در بهترین حالت خرید وقت، و افزودن لبخندهای دیپلماتیک تغییری در رفتار غرب نخواهد داد.
نامهنگاری مستقیم رهبران آمریکا به آیتالله خامنهای و یا تلاش برای ملاقات با فرماندهان سپاه به جای پاسخ دادن به سیگنالهای احمدینژاد نشان میدهد که غرب درک واقعیتری از نظام قدرت در ایران پیدا کردهاست.
در نهایت به رغم بخت اندک اصلاحجویان، ایجاد سیاست وحشت که ابزار اصلی سیاسی این روزها در بسیج رایدهندگان بالقوه است. وحشت از سعید جلیلی و بعد هم محمد باقر قالیباف.اگر انتخابات به دور دوم کشیده شود البته از قالیباف وحشتزدایی میشود.
این سیاست توضیح نمیدهد که در روز پس از پیروزی جلیلی و یا قالیباف، چگونه جامعه را ترس زده و در حالتی نیمهفلج باقی میگذارد، امری که تحلیل رفتن نیروی اجتماعی در مقاومت خرد را به همراه خواهد داشت.
مشابه چنین سیاست انتخاباتی در دوره دوم انتخابات ۸۴ جامعه ایران و بدنه اصلاحطلبان را تا مدتها در شوک فروبرد و توان واکنش از پایین را از او گرفت.
رده رهبری اصلاحجویان بیتاب بازگشت به قوه مجریه و بدنه میانی نیروهای وفادار به آنها بیتاب بهبود وضعیت زیستی و معیشتی خود هستند.
این دو گروه چهار چرخش تاکتیکی در چهار ماه گذشته انجام داده، یعنی اعلام مشارکت مشروط به آزادی زندانیان و رفع حصر رهبران جنبش سبز، مشارکت نامشروط پشت آقای خاتمی، مشارکت نامشروط پشت آقای رفسنجانی، اعلام تحریمی چندروزه و بالاخره حمایت نامشروط از دکتر حسن روحانی.
این دو گروه تمرکز خود را تنها بر فتح کاخ ریاستجمهوری گذاشتهاند و چندان نگران دموکراتیک و شفاف کردن چارچوب کمپینی خود، گفتگوی صریح با بدنه پایینی رایدهندگان بالقوه، و هرگونه افقی میان مدت در صورت شکست نیستند.
با نگاهی به مهندسی انتخابات اما شاید بتوان گفت که کانونهای قدرت به دنبال کسب مزایایی فراتر از انتخاب رییسجمهور مطلوب باشند.
حذف و تضعیف رفسنجانی؛ مشروعیتزدایی از جنبش سبز که شعار مرکزیش تقلب بود؛ و بالاخره به دو نیم کردن معترضانی که اگرچه دو سالی بود توان کنش خیابانی را از دست دادهبودند همچنان نیرویی غیرقابل پیشبینی و بالقوه خطرناک بودند.
تن دادن نیمی از جنبش سبز به این رویا که تغییر در ساختار سختی مانند جمهوری اسلامی ۱۳۹۲ از طریق صندوق رای ممکن است، رو کردن بلوف این جنبش و بیخطر کردنش بود.
همانطور که رو کردن بلوف هاشمی رفسنجانی نشان داد مدعیان پراگماتیسم در ایران امروز از سیاست واقعی به دور و در واقع آرمانگرایانی رمانتیک هستند.
علی علیزاده، مدرس فلسفه و فعال سیاسی در لندن
--
آينه


0 Comments:
Post a Comment
<< Home