برنده بازی امروز خامنه ای است اما با هزینه توسعه شکاف بین مردم و نظام
این بار خامنهای همان گونه که قصد کرده بود انتخاباتی بدون تقلب را به جهان نشان داد تا تقلب بزرگ انتخابات پیشین را به ادعایی غیرقابل اثبات تبدیل کند. تقلب بزرگ این بار در حقیقت با گذراندن کاندیدها از غربال شورای نگهبان و دستچین شدن دقیق آن ها صورت گرفته بود. جمهوری اسلامی با این تجربه نشان داد که هروقت بخواهد تقلب می کند و هروقت لازم نباشد نمی کند. و دومی را سپر تبلیغاتی اولی میکند.
سناریوی سیاه و سفیدی که خامنهای بین جلیلی و روحانی مهندسی کرد شاهکاری از یک دست ساخت سیاسی بود. خامنهای بدین وسیله یک محافظهکار میانهرو را که قاطعانه به سیادت خامنهای باور دارد به یک قهرمان قهری گروههایی از مردم تبدیل کرد.
خامنهای با رئیس جمهور کردن روحانی نشان داد که به اعتقاد رفسنجانی و خاتمی به سیادت خود واقف است، اما به شخص آن ها که یادآورد بلوک سیاسی آن هاست امتیازی نمیدهد. همان کاری که رئیس جمهور رفسنجانی در زمان خودش با نهضت آزادی کرد. او در پاسخ به دانشجویی در دانشگاه گفته بود لازم نیست به نهضت آزادی آزادی بدهد چرا که او می تواند حرف های آن ها را خودش بزند و اجرا کند. پس دیگر نیازی به دادن آزادی به این حزب احساس نمیشود. کاری که اکنون خامنهای با رفسنجانی و خاتمی میکند
حسن روحانی به نیاز متافیزیکی اپوزیسیونی پاسخ داد که با پر شدن خلا سیاسی اش بوسیله ی روحانی زیر پای موسوی و کروبی در میان آن خالی میشود و بتدریج نیاز به حصر خانگی آنها نیز منتفی شود.
باشناخت این واقعیت هاست که می بینیم برندهی قاطع بازی خامنهای است و نه حس روحانی که به گفتهی کارل مارکس در بارهی ناپلئون سوم «برادرزادهی کوچک»ی بیش نیست.
برگرفته ازمقاله ناصر کاخساز
برگرفته ازمقاله ناصر کاخساز


0 Comments:
Post a Comment
<< Home