چرا ماندلا خمینی نشد؟
چرا ماندلا خمینی نشد؟ روزانه های ف م سخن (۷۲)
چرا ۲۷ سال زندان همراه با توهین و تحقیر و نژادپرستی در کشوری که هرگز به فرهنگ دینی و کهن خود افتخار نمی کند از ماندلا خمینی دیگری نساخت؟ چرا ماندلا بعد از آزادی از زندان در کشوری که مردمان اش به خشونت و سنگدلی مشهورند هواداران بی شمارش را به جان بقایای رژیم آپارتاید نینداخت و در آفریقای جنوبی حمام خون به پا نکرد؟
چرا ۱۵ سال تبعید محترمانه ی خمینی به یک کشور خارجی٬ که اتفاقا مکان مورد علاقه ی او برای زندگی بود از او که فردی روحانی بود و اسلام را دین رحمت می نامید فردی خونریز و شقی ساخت؟ آیا تفاوت در نگاه این دو بود؟ یا در مکتب و ایدئولوژی شان؟ یا در طرز فکر اطرافیان شان؟ آیا این دو الگوهایی داشتند که از آن ها پیروی می کردند یا این که خود مسئول تصمیمات شان بودند و یکی راه صلح و دوستی و دیگری راه جنایت و آدمکشی در پیش گرفت؟
این ها نکاتی ست که در این روزهای یادآوری از مرد بزرگی به نام ماندلا که امروز چشم بر جهان فرو بست باید مورد توجه و بررسی قرار گیرد. از همه مهم تر این که الگوی ماندلا و نحوه ی مبارزه ی سیاسی او باید مورد توجه فعالان سیاسی ایران قرار گیرد. چگونه می توان در عین مبارزی بزرگ بودن٬ مردی بزرگ شد که جهان از او به نیکی یاد می کند؟
به اعتقاد من٬ به موقع بودن کارهای ماندلا٬ موجب کسب اعتبار و احترام برای او شد. در جایی که باید مبارزه ای جانانه می کرد٬ مبارزه کرد و هزینه اش را شجاعانه تقبل کرد. در جایی که باید به عنوان رهبر سیاسی کشور٬ مصالح ملی و مردمی را در نظر می گرفت٬ راه صلح و دوستی در پیش گرفت و مردم را به آرامش دعوت کرد.
بر خلاف ماندلا٬ خمینی موج ایجاد نکرد بل که موج سواری کرد. او تا سال ۵۶ در عرصه ی سیاست ایران وجود نداشت. مردی بود با تفکرات عقب مانده٬ که گهگاه سخنی علیه شاه و رژیم شاهنشاهی می گفت و بعد از آن به دعا و نیایش خود مشغول می شد. با شروع حرکت مردم٬ خمینی زمینه ی مناسبی برای مطرح کردن خود یافت. او از یک سو بر اندیشه های شریعتی و از سوی دیگر بر حمایت اغلب گروه های مخالف شاه مانند مجاهدین خلق٬ چریک های فدایی خلق٬ حزب توده ایران٬ شخصیت های ملی مذهبی سوار شد و به جایگاه رهبر پرتاب گشت.
ماندلا اما از بطن مبارزه ی مسلحانه ی مردمی بیرون آمد و به زندان افتاد و با مقاومت ۲۷ ساله ی خود تبدیل به اسطوره ای شد که جهان به او احترام می گذاشت. او از این احترام سوءاستفاده نکرد و آن را ابزار عقده گشایی فردی ننمود. او این احترام را تبدیل به صلح و دوستی کرد و جایگاهی در جهان یافت که تا سال های سال از او به نیکی یاد خواهد شد

