Friday, November 20, 2015

براندازی و نفوذ طرح نخ نمای برخورد با اصلاحات و دگر اندیشی



۲۷ آذرماه سال ۱۳۷۹ شادروان مهندس عزت الله سحابی توسط اداره اطلاعات سپاه بازداشت و روانه زندان بدنام ۵۹ سپاه واقع در پادگان عشرت آباد گردید و به دنبال او شادروان هدی صابر نیز بازداشت شد و این روند تا اواسط اسفند همان سال ادامه داشت و تقریباً همه فعالان ملی – مذهبی را روانه زندان کرد و به فاصله چند روز در اوایل فروردین ۱۳۸۰ اعضاء نهضت آزادی ایران نیز به آنها ملحق شدند. اتهام مطرح شده از سوی اداره اطلاعات سپاه که پس از چندی از زبان رهبر جمهوری اسلامی نیز تکرار شد تلاش برای براندازی نرم یا براندازی قانونی نظام جمهوری اسلامی بود. آیت الله خامنه‌ای در سخنرانی ۹ اسفند ۷۹ خود در دانشگاه امیرکبیر تهران در این مورد گفت: “ هر حرکت‌ و تلاشی‌ که‌ با قصد براندازی‌ آغاز شود شروع‌ به‌ محاربه‌ است‌ و حکم‌ محاربه‌ هم‌ در هر حکومت‌ و هر نظامی‌ معلوم‌ است‌.” مصطفی تاج زاده معاون وقت وزیر کشور در این مورد می‌نویسد: “در یکی از جلسات هفتگی دونفره، رهبری به آقای خاتمی اعلام کرد نهضت آزادی (والبته طیف ملی – مذهبی) درصدد براندازی هستند و باید با آن ها برخورد شود. رئیس جمهور ضمن مخالفت با این دیدگاه و ارائه استدلال های خود، پذیرفت که مسأله را برای رسیدگی دقیق و همه جانبه به وزارت اطلاعات ارجاع دهد. کارشناسان و مقامات وزارت پس از بررسی مجدد موضوع نظریه قبلی خود را تأیید کردند که با مجموعه اطلاعات جامعی که در اختیار دارند، آن گروه را برانداز ارزیابی نمی کنند. رهبری نظریه کارشناسانه وزارت اطلاعات را نپذیرفت. در نتیجه قرار شد کمیته ای زیرنظر یکی از مسئولان دفتر ایشان و با حضور کارشناسان وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران تشکیل شود و پس از تبادل اطلاعات و دیدگاه ها، جمع بندی خود را ارائه کند. جمع بندی این کمیته نیز نافی برانداز بودن آنان بود. باوجود این، شب قبل از سفر آقای خاتمی به روسیه (زمستان ۱۳۷۹) و پس از آن که وی نطق آرام بخشی در جلسه علنی مجلس، صبح همان روز، ایراد کرده بود، بخش اطلاعات سپاه پاسداران که قرنطینه و بازداشت گاه دوالف را در اوین در کنترل انحصاری خود دارد، مرحوم مهندس سحابی و تعدادی از هم فکرانش را به اتهام براندازی بازداشت کرد و به سلول های انفرادی انداخت!”

یک نفره کردن رژیم

مصطفی تاجزاده عضو شورای مرکزی حزب مشارکت در یادداشتی که در سایت کلمه منتشر کرده ضمن اشاره به خطر شخصی شدن حکومت خواستار حضور زنان و مردان ایرانی در انتخابات هفتم اسفند ماه شده است.
متن کامل یادداشت این زندانی سیاسی به شرح زیر است:
نهضت زنان در غرب (ربع اول قرن بیستم) چنان سرنوشت ساز بود که ویل دورانت تأثیرات آن را در تغییر چهره دنیا مهم تر از جنگ جهانی اول در همان ایام خواند. هدف این جنبش آزاد سازی نیمی از مردم بود و شکوفا کردن استعدادهای انسانی و خدادادی زنان. انقلاب مشروطه اگرچه فاصله ای یک قرنه با انقلاب فرانسه داشت اما با نهضت برابری خواهی زنان مقارن بود. به این ترتیب علاوه بر اهداف خود، راه را برای اجتماعی شدن زنان ایرانی گشود.
رضاشاه با خصوصی سازی امر عمومی و به تعبیر گویای خود «یک نفره کردن رژیم» تنها به مصاف دستاورد بزرگ مشروطیت نرفت که با مشروطه کردن سلطنت مطلقه، اختیارات شاه را به مجلسی متشکل از برگزیدگان قشرهای مختلف مردم واگذار کرده بود. مهم تر آن بود که با منتفی کردن سیاست ورزی اجازه نداد میلیون ها «فرد» ایرانی به مقام «شهروندی» نایل آیند و بتوانند بین قانون و آزادی و نیز استفاده از حقوق و انجام تکالیف خود توازن برقرار کنند. هرگز نباید از یاد برد که ایرانیان مانند مردم دیگر جوامع فقط با مشارکت های سیاسی (از شرکت در مباحث علنی در باب مصالح ملی و روزنامه خوانی و از عضویت در احزاب و و انجمن های مدنی تا پیوستن به کارزارهای انتخاباتی و …) می توانند از «فرد» به «شهروند» ارتقاء یابند.
خطر سیاست ستیز و ضد شهروندی «یک نفره شدن حکومت»، جمهوری اسلامی را نیز تهدید می کند. توجیه فقهی و کلامی آن را تئوریسین استبداد دینی عرضه می دارد و آقای جنتی و هم فکرانش نیز با تقلیل دادن قانون اساسی به یک اصل (ولایت مطلقه فقیه) به زعم خود مبنای قانونی آن را تمهید می کنند و با استصوابی خواندن نظارت که معنایی جز دخالت مطلقه و غیرپاسخ گوی خود بر انتخابات ندارد، تحقق مراحل زیر را دنبال می کنند:
اول) از نفس انداختن مجلس با محروم کردنش از ورود چهره های برجسته منتقد از طریق ردصلاحیت های غیرقانونی
دوم) تضمین اکثریت کرسی های مجلس برای اصول گراها با مهندسی نمودن انتخابات
سوم) یک دست کردن حکومت و حذف کامل رقیب